سالخوردگانِ خسته ى مِى، بهروز داودى

فرانسه، مای 1968
شعر و سرود

سالخوردگانِ  خسته ى  مِى

براى  رفتگران  ١٩٦٨

دورِ درياچه
دور پارك
ميدوم
به روالِ هر هفته
و
در برابرِ
صندوق هاى  مشبك
كاشته در كناره ى  راه
سست ميشود
بى اختيار
گام هايم
صندوق هاىِ  جان سخت
شكل يافته ، بافته
از مفتول ها ئى  از آهن
كه قلوه سنگ ها را
در خود
بلعيده اند
و
قلوه سنگها
نظاره ميكنند
مثل هميشه
در حسرت
از پشتِ  ميله ها
گام هاى مرا
آهاى دونده
بياد  مى آورى
آن روز  را
روزى چون  امروز
درست
پنجاه سال پيش بود
كه
سوى  سپرِ  نظم
پرتابم  كردى
اكنون
نميگويم ات
از بند  رهايم  كن
نميگويم ات  اينك
به  سوى  آزادى
پرتاب ام  كن
تنها
زير بالِ
سالخوردگانِ  خسته ى  مِى
را  بگير
كه پيوسته
بر روى  صندوق ها
با سماجتى ابلهانه
مى نشينند
و بوى ناخوشى از آنان
مشامِ  يادمانده ىِ
زنده  و  زيباى ما  را
آزار  مى دهد
بهروز داودى
پاريس  – ٦  مى  ٢٠١٨

Keine Kommentare

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.

Diese Website verwendet Akismet, um Spam zu reduzieren. Erfahre mehr darüber, wie deine Kommentardaten verarbeitet werden.

برتولت برشت
شعر و سرود
برتولت برشت: در ستایش فراموشی (۱۹۳۸)، ترجمه ی سعید یوسف (۱۳۶۱)ـ

برتولت برشت: در ستایش فراموشی (۱۹۳۸)، ترجمه ی سعید یوسف (۱۳۶۱)ـ برتولت برشت (۱۹۵۶-۱۸۹۸) دوازده شعر دارد در ستایش‏ چیزهای مختلف، از ستایش‏ كمونیسم و دیالكتیك گرفته تا ستایش‏ شك و غیره؛ «در ستایش فراموشی» یکی از این اشعارست که برشت در حوالی سال ۱۹۳۸ نوشته اما سالها پس از …

ز کارِ کارگر گیتی چو مینو ست
شعر و سرود
این کارگران تجربه اندوخته اند، شعری از سعید یوسف

این کارگران تجربه اندوخته اند برای کارگران نیشکر هفت تپه و برای اسماعیل بخشی صبحش یک چایِ تلخ و تا شامش تلخ وز گرسنگی شده ست ایّامش تلخ شد سفره ی سرمایه ز کارش شیرین تولیدِ شکر می کند و کامش تلخ همبستگیِ کارگران، کارگرست نان می خواهند و عرض …

شب نامه گفتگوهای زندان
شعر و سرود
جانِ كلامِ دوران به يادِ شاملو، بهروز داودی

جانِ  كلامِ  دوران به يادِ  شاملو ـ“با  اهل  خرد باش  كه  اصل  تن تو گردى و نسيمى و غبارى و دمى است“ *ـ دمى است تن را و جانِ ماندگارِ كلام را باز دمى زمزمه اى  است در آستانه به  يادكار ،  ماندگار از رند نيشابور در آستانه  كه ايستادى …

%d Bloggern gefällt das: