آتش! برقامت ِشب، ا.ص – یوسف

برخیز هنرمند
شعر و سرود

غزلی برای رامند در اولین
سالگشت زادروزش در نوروز

آتش! برقامت ِشب

سالی گذشت بر تو ، از رَه رسید نوروز
خجسته باد میلاد ، نوروز ِ تو پیروز !ـ

آتش زدم هیمه ، در قله ی «شاهو»ـ
بر قله ی « رامند » ،آتش تو هم بفروز !ـ

در مَقدم ِنوروز ، « بَهمَن » بپا خیزد
اینک تو «رَستخیزی»، از چند «بهمن» آموز !ـ

افسانه شد جمشید ، جام ِ جَمَش تاریک
ای آتش ِزرتشت ! شعله بکش ، برسوز !ـ

از یُمن ِ«جمهوری»،«اسلام»و فِتْوایَش
در مجلس ِیاران : بس ناله ی جانسوز .ـ

اینان که در مِنْبَر ، از عَدل میخوانند ؛
آمالشان مشکوک ، افکارشان مرموز .ـ

تیره شب ست اینجا ،ای صبح پیروزی
–از آفتاب جامه ، بر قامت شب دوز!ـ

ا.ص – یوسف
آلمان-نوروز ۱۳۸۳
ماه مارس سال 2004

Keine Kommentare

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.

Diese Website verwendet Akismet, um Spam zu reduzieren. Erfahre mehr darüber, wie deine Kommentardaten verarbeitet werden.

شعر و سرود
باز گردیم؟ (شعری و اشاره ای از سعید یوسف)

از طریق رفیق حماد باخبر شدم که نوشته ای از من دربارۀ پویان و بویژه چند سطر شعر سرودۀ من در آغاز آن نوشته در جاهائی بدون ذکر نام نویسنده و سراینده نقل می‌شود. البته اگر نقل از نشریهٔ کار باشد، که فاقد نام من بوده، عذرش موجه است. بهر …

سیاهکل، روزنامه اطلاعات
شعر و سرود
بزِ کوهی، سعید یوسف – زندان قزلحصار، ۱۳۵۲

بزِ کوهی دینگ، دادنگ…   چه غوغاست، چه زنگ؟ می جهد چالاک از صخره به سنگ بزِ کوهی، بزِ پیشاهنگ با جهش هاش که نقبی زده از پست به عالی، به جلو با جهش هاش که از کهنه به نو با جهش ها که ز دیروز به امروز پلی می زند …

سعید یوسف
شعر و سرود
سعید یوسف: شاعری از سرآمدان روزگار ما، رضا قنادان

رضا قنادان Reza Ghanadan، دانش‌آموختۀ دکتری زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه لنکستر انگلستان، پیش از انقلاب استادیار دانشگاه فردوسی مشهد، مدیرکل روابط فرهنگی و بین‌المللی آن دانشگاه بود. پس از انقلاب در دانشگاه‌های جورج‌تاون، واشنگتن و نیز کالج نُووا به تدریس مشغول بود. او که مسئولیت یکی از برنامه‌های انگلیسی آموزش …

%d Bloggern gefällt das: