دیگر کسی نمی خندید: مریم نوری

زندان در ایران

مطلب ارسالی برای گفتگوهای زندان

رحمت فتحی، متولد سال 1339 تاریخ دستگیری 11 یا 13 آبان سال 1364، عضو سازمان فدایی خلق اقلیت.میزان حکم 10 سال، تاریخ اعدام، در اوین در کشتار و قتل عام تابستان سال 1367

پسرش در زندان به دنیا آمد و اولین بار زمانی که پسرش حدود سه ماهه بود او را ملاقات کرد و هرگز موفق نشد که شاهدی بر پروسه رشد پسرش شود!

1. قبل از قطع ملاقات ها پاسداران به بند ما زنان وارد شدن و سوالاتی از ما در باره اسم جریانی که به ان تعلق داشتیم و نظرمان را در باره اینکه خدا را قبول داریم یا نه ، حکومت اسلامی را قبول داریم یا نه وو. سوال کردند و بعد گفتند کاری می کنیم که دیگر نخندید و خنده هایتان قطع شود.

2. مادر رحمت تمامی سال هایی که پسرش در زندان بود در زمستان ها با پای برهنه روی برف ها راه می رفت و می گفت: همانطور که پسرم در زندان رنج می کشد من هم باید رنج بکشم. و زمانی که پسرش در کشتار تابستان سال 1367 همراه با سایر زندانی های قتل و عام شدند،، مادر بارها به دفعات به نزد مسولین زندان می رفت و می گفت من حلقه ازدواج او و نشانه محل قبر او را می خواهم، انها می گفتند که اگر بنویسی که پسرت در زندان خودکشی کرده به شما خواهیم داد. و مادر هرگز ننوشت!

مادر هر بار از مسیولین زندان می پرسید برای چی پسرم را اعدام کردید، انها پاسخ می دادند که پسر شما خطرناک بود او حتی بر روی پاسداران هم تاثیر می گذاشت و باید اعدام می شد!

تا زمانی که مادر زنده بود تمامی این خاطرات را با خودش و دیگران تکرار می کرد! به خاوران می رفت و ضمن دیدن از همه ان مقبره بزرگ کشتار، گوشه ای را هم به عنوان قبر پسر خود انتخاب و آن را آبیاری می کرد و دسته گلی هم برای پسرش می برد!

رحمت مرد و همسری بسیار مهربان و انسانی بود و با همه با مهربانی و بسیار مودب سخن می گفت. در زندان همبندی هایش به او می گفتند: اتاق آشتی کنان! هر کس که با دیگری درگیری و اختلاف داشت به او مراجعه می کرد

مریم نوری همسر رحمت فتحی

Keine Kommentare

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.

Diese Website verwendet Akismet, um Spam zu reduzieren. Erfahre mehr darüber, wie deine Kommentardaten verarbeitet werden.

نان، کار، آزادی، جمهوری شورایی
اخبار زندان
اطلاعیه گفتگوهای زندان: طغیان گرسنگان، وظیفه همگانی وتلاش برای مقابله با ماشین سرکوب

طغیان گرسنگان، ارتش بیکاران، سرکوب بی‌امان کارگران و زحمتکشان، زنان، معلمان، دانشجویان و سایر اقشار و اقوام از مدت‌ها پیش آغاز شده و به امید آن که رفته رفته به اوج خود برسد تا برای همیشه طومار نظام پوسیده سرمایه‌داری جمهوری اسلامی را درهم پیچد و بنیان آن را از …

طرح از سودابه اردوان
زندان در ایران
ادای شهادت در دادگاه باری مضاعف بر شانۀ زندانیان سیاسی، نویسنده: دکتر نورایمان قهاری، روانشناس

هیچ کس نمی‌خواهد فجایعی را که از سر گذرانده است به خاطر بسپارد؛ نه خودِ جان‌بدربردگان و نه جامعه. همه ما می‌خواهیم در دنیایی زندگی کنیم که امن، قابل کنترل و قابل پیش‌بینی باشد، جان‌بدربردگان از فجایع یادآور این واقعیت‌اند که دنیا همیشه بدین گونه نیست. جامعه اغلب سعی می‌کند …

نقاشی از فرانک صادقی، از زندانیان سیاسی زن
اخبار زندان
ـ #مقاومت_زندگی_است : گفتگوی مژده ارسی با آذرنوش همتی الیزه‌ای ‏ از بازماندگان کشتار سراسری زندانیان سیاسی ایران در تابستان 67‏ و از شاهدین دادگاه #حمید_نوری (عباسی)

ـ «باید انسان‌هایی آفرید واقع‌بین و شکیبا که در برابر هولناک‌ترین فاجعه‌ها تردید به دل راه نمی‌دهند و از هر بلاهتی به ‏وجد نمی آیند: بدبینی خرد، خوش بینی اراده»‏ ‏#گرامشی آذرنوش همتی از زندانیان سیاسی رژیم شاهنشاهی و نیز جمهوری اسلامی می باشد که از کشتار سراسری زندانیان سیاسی …

%d Bloggern gefällt das: