ـ #تظاهرات_سراسري :: „پایان‌ اصلاحات“، هیراد

خامنه ای، روحانی - دشمن مردمانی
مقاله

در وضعیت به وجود آمده پس از آغاز جنبش اعتراضی مردم، عده ی زیادی با لباس روشنفکرانه از این جنبش سوالهایی میکنند نظیر „آیا با این روش به جایی میرسیم؟“
پاسخ به این پرسش مفصل است اما در یک جمله اینکه بله با خواست سراسری برای انقلاب هر نظامی در تاریخ فروپاشیده است. البته با فرض اینکه انقلاب یک پدیده ی عظیم و تاریخی است که هم شامل سرنگونی میشود هم در فاز دوم به استقرار نظم جدید میندیشد، و هیچ دو انقلابی در دنیا یکسان نبوده است.
اما سوال و درواقع نقد من از کسانیکه تماشاگر نشسته اند و یا در عمق تفکراتشان، نیم نگاهی چرک و تحقیرآمیز به این جنبش دارند این است که پاسخ شما به همین سوال چیست؟ روش شما برای تغییر چه بوده است؟ حال که جبهه ی اصلاحات متحدانه در جناح سرکوب ایستاده است و از خیابان ها صدای مرده باد اصلاحات شنیده میشود، دیگر چه بهانه ای برای انفعال و فریب خود دارید؟
آیا وقت آن نرسیده است که از پوسته ی شیک و محافظه کارتان بیرون بیایید و بیاد بیاورید از چه حقوقی در زندگی محروم هستیم و جامعه مان از لحاظ فقر و تبعیض و خشونت و بی قانونی در چه شرایط بحرانی ای قرار گرفته است؟ آیا همچنان با ژست دانایی بر طبل دشمن مشترک همه مان میکوبید؟ آیا خون های ریخته شده ی جوانان و نوجوانان نسل جدید را میبینید ولی ترس خود را متوجه از بین رفتن امنیت نداشته مان میکنید؟ خوب است بدانید جنگ داخلی زمانی به وجود میاید که این میزان فقر و نارضایتی را ببینیم ولی باز هم تخم تفرقه بکاریم و در زمین دشمنانمان بازی کنیم. جنگ داخلی را کسانی دامن میزنند که امروز در غیاب همبستگی ما دارند با تمام قوا به سمت نان خواهی و آزادی خواهی حمله ور‌ میشوند.
هر جنبش اجتماعی برای تغییر در فرم اعتراض خود و یا تحول در متن مطالبات، به حضور و کنش و همبستگی سراسری نیاز دارد. بیرون از گود نشستن همانا و هیزم در آتش سرکوب گران انداختن همان. دوگانه ی کاذب و ایدئولوژیکی که میگوید یا به اصلاحات تن دهیم یا امنیت ایران از بین میرود، نزد مردمی که این روزها تا پای جان مقاومت میکنند، استدلالی ارتجاعی و کهنه شده است. چراکه این مردم آگاه تر و جلوتر از روشنفکرنماها ایستاده اند و به درستی فهمیده اند که وحشت از سوریه شدن ایران را کسانی تئوریزه کرده اند که امروز به مردم گرسنه و خشمگین از ستم عناوین „کرکس“ و „اوباش“ و „آشوبگر“ و „اغتشاشگر“ و „عنصر دشمن“ نسبت میدهند. کسانیکه در واکنش به این قیام نقاب از چهره های پلید و خیانت کارشان برداشته شد و عینا همانند جناح رقیب و حالا رفیقشان درباره ی مردم حرف میزنند. همان هایی که بیست سال آزگار از مردم سالاری دم زدند و اکنون جلسه میگذارند تا در مورد دلایل و نحوه ی سرکوب مردم همفکری کنند.
من از سرعت چشمگیر بپاخاستن مردم محروم و مظلوم در ایران شوکه نمیشوم، از گلوله و باتوم دشمنان مردم تعجب نمیکنم، از برخی شعارهای سلطنت طلبانه و نژادپرستانه جا نمیخورم، بلکه از رفتار مردمی حیرت زده ام که آلترناتیو عقلانی و مدرن شان همانی است که در بیست سال اخیر، دوازده سال آن را بر سر قدرت بوده است و قدم از قدم برنداشته، بلکه در غارت و بی قانونی و دروغ نیز سهیم بوده است. فریاد „اصلاح طلب اصولگرا ، دیگه تموم شد ماجرا“ پاسخ قاطع و آگاهانه ی مردم به همین عقب ماندگی و درجازدگی است.

اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا
اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا

جنبش اعتراضی با آنکه هنوز به مختصات آینده ی ایران نیندیشیده است، و گرچه در مرحله ی جنینی به سر میبرد و برای برچیدن قهرآمیز فساد و استبداد تدارکی ندیده است، اما خوب میداند برای ساختن فردایی بهتر ابتدا چه چیز را باید نابود ساخت.
از مردم بیاموزیم.

Keine Kommentare

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.

Diese Website verwendet Akismet, um Spam zu reduzieren. Erfahre mehr darüber, wie deine Kommentardaten verarbeitet werden.

سعید سلطانپور
مقاله
شهرت‌های بی نظیر (نیما، فروغ، صمد، سلطانپور، شاملو) / هایده ترابی

دیروز در سایت دویچه وله یادداشتی خواندم دربارۀ صمد بهرنگی که عنوانش بود “مرگی پر سر و صداتر از آثار”. مرا به فکر فرو برد که چرا باید چنین احکامی صادر شود؟ یک سو، شیوه و سطح کار رسانه های فارسی زبان و جبهه بندیهای درون آنهاست که باید شناخت …

Uncategorized
واژه‌ی انعطاف‌پذیر طبقه

نوشته‌ی: ارنست لوهوف ترجمه‌ی: مژده ارسی نه تنها طبقه‌ی کارگر، بلکه خودِ مفهومِ طبقه نیز ــ پیوسته و وابسته به خودِ طبقه ــ تاریخی طولانی با تحولاتی ژرف‌پو را پشتِ سر گذاشته است. این تاریخ با کارل مارکس آغاز شده است. تصور او از طبقه وحدتِ دو وجهِ وجود‌یِ کاملاً …

مقاله
رنسانس ضامن‌های بقای سیستم

نوشته‌ی: دانیل نوبولد ترجمه‌ی: سیاوش محمودی   بحران کرونا به ما نشان می‌دهد که چگونه باید جامعه‌ی خود را به گونه‌ای دیگر سامان دهیم. مفهوم «ضروری برای سیستم» [یا: ضامن بقای سیست در حال حاضر رنسانس قابل توجهی را تجربه می‌کند. در پی بحران اقتصادی سال 2008، این مفهوم در ارتباط …

%d Bloggern gefällt das: