منظرِ سکّوی انقلاب، شعری از سعید یوسف

منظرِ سکّوی انقلاب، سعید یوسف
شعر و سرود

منظرِ سکّوی انقلاب چه خوب است
روسری انقلاب بر سر چوب است

زشتیِ بیداد را نمودن زیباست
پرده نهادن به حُسن، خود ز عیوب است

مژده که این حال در شمال نماند
میل نسیم شمال رو به جنوب است

سیل فرو غلتد ار ز دامنه ی کوه
بر سرِ بیداد کوب و مظلمه روب است

مرغ سحر نغمه اش سرود رهائی ست
بوی بهار از مقلّبان قلوب است

مهر جهانتاب خاوران شده طالع
اختر اهریمنان به حالِ غروب است

مژده که برخاسته ست ملتی از خواب
روسری انقلاب بر سر چوب است

سعید یوسف

Keine Kommentare

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.

Diese Website verwendet Akismet, um Spam zu reduzieren. Erfahre mehr darüber, wie deine Kommentardaten verarbeitet werden.

سعید یوسف
شعر و سرود
1
غلط نبود، شعری از سعید یوسف

غلط نبود ـ #سعید_یوسف غلط نبود غلط نکردیم و آنچه کردیم فقط به عشقِ جمالِ توهّمی خطوطِ محو و گمی و خال و خط نکردیم برای اینها فقط نکردیم برای اینها فقط نبود چه چرخ‌ها نزدیم بر این مدار و                 برون از مدار نگشتیم قرارها همه لو رفت  و …

ویکتور خارا
شعر و سرود
به یاد ویکتور خارا، سعید یوسف

به یاد ویکتور خارا (که در ۱۶ سپتامبر ۱۹۷۳ پس از کودتای پینوشه چنان فجیع به قتل رسید) به یادِ خارا فکرم به سوی شیلی رفت و شد پرنده و راهی به این طویلی رفت و چشم، گشت به دنبالِ آن دو دستِ عزیز قلم به جانبِ اشعارِ زخم و …

سعید یوسف و هایده ترابی
شعر و سرود
گذشته و آینده – تأملاتی مشترک، هایده ترابی – سعید یوسف

شاید یک سالی می گذرد از زمانی که از هایده ترابی (که غرق در مطالعات سومری و اکدی و آن خطوط عجیب و غریب میخی بود) درباره ی توجهِ ویژه ی آن مردمان به گذشته شنیدم: گذشته به صورتِ چیزی که در پیشِ روست. در پیوند با همین نکته بود …

%d Bloggern gefällt das: