فرش قرمز زیر پای جلادان- شعری از پروانه قاسمی

زندانی سیاسی آزاد باید گردد
رسانه تصویری

آسمان رنگ خون گرفته
بدار آویخته اند
جوانانمان را درهر کجا
چشمانت خشمگین دستانت را بسته اند
همه جا زندان است وزندانی واعدام
آنانی که می سوزند تا روشنایی بماند
عاشقان دربدر، عاشقان بداراند
خون می چکد از دستان دژخیمان
سبز و سیاهی اینک رنگ تعفن گرفته اند
حامیانشان کف زنان و خندان
برایشان فرش های قرمز پهن می کنند
نفرین نفرین آی نفرین…، بر شما ای دژخیمان
این خون سرخ فرزندانمان است اینچنین
جاری بر فرش های زیر پایتان

پروانه قاسمی
16/08/2013

Keine Kommentare

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.

Diese Website verwendet Akismet, um Spam zu reduzieren. Erfahre mehr darüber, wie deine Kommentardaten verarbeitet werden.

ویکتور خارا
شعر و سرود
به یاد ویکتور خارا، سعید یوسف

به یاد ویکتور خارا (که در ۱۶ سپتامبر ۱۹۷۳ پس از کودتای پینوشه چنان فجیع به قتل رسید) به یادِ خارا فکرم به سوی شیلی رفت و شد پرنده و راهی به این طویلی رفت و چشم، گشت به دنبالِ آن دو دستِ عزیز قلم به جانبِ اشعارِ زخم و …

سعید یوسف و هایده ترابی
شعر و سرود
گذشته و آینده – تأملاتی مشترک، هایده ترابی – سعید یوسف

شاید یک سالی می گذرد از زمانی که از هایده ترابی (که غرق در مطالعات سومری و اکدی و آن خطوط عجیب و غریب میخی بود) درباره ی توجهِ ویژه ی آن مردمان به گذشته شنیدم: گذشته به صورتِ چیزی که در پیشِ روست. در پیوند با همین نکته بود …

برتولت برشت
شعر و سرود
برتولت برشت: در ستایش فراموشی (۱۹۳۸)، ترجمه ی سعید یوسف (۱۳۶۱)ـ

برتولت برشت: در ستایش فراموشی (۱۹۳۸)، ترجمه ی سعید یوسف (۱۳۶۱)ـ برتولت برشت (۱۹۵۶-۱۸۹۸) دوازده شعر دارد در ستایش‏ چیزهای مختلف، از ستایش‏ كمونیسم و دیالكتیك گرفته تا ستایش‏ شك و غیره؛ «در ستایش فراموشی» یکی از این اشعارست که برشت در حوالی سال ۱۹۳۸ نوشته اما سالها پس از …

%d Bloggern gefällt das: