مدرسه ی انقلاب، سعید یوسف

مدرسه ی انقلاب، سعید یوسف
شعر و سرود

مدرسه ی انقلاب

مداد، مسئله اش انتشارِ آگاهی ست
مرامِ دفترِ کاهی برابری خواهی ست

مداد چرخد و هر سو دَوَد به هر صفحه
که ازدیادِ خطوط از کمالِ آگاهی ست

ببین صفی ز اَلِف های انقلاب اینجا
به سوی دالِ دژِ دشمنان ما راهی ست

ببین به سرکشِ این کاف ها: چو روسری ای
که پر زنان سرِ چوبی چو کفتری چاهی ست

ببین کشیدگی «سین»، ببین به سرکشِ «گاف»،
که جمع شان چو نسیمِ خوشِ سحرگاهی ست

ببین به پرچم و این جمعِ نقطه ها در «پ»
که یادگارِ جوانانِ سالِ پنجاهی ست

مداد، ناشرِ آگاهی است و بس، که جز این
هر اتّهام که بر او کسی زند، واهی ست

به اتّهامِ تخطّی ز خطّ آزادی
شکسته خط کش و در حال معذرتخواهی ست

سعید یوسف

Keine Kommentare

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.

Diese Website verwendet Akismet, um Spam zu reduzieren. Erfahre mehr darüber, wie deine Kommentardaten verarbeitet werden.

ویکتور خارا
شعر و سرود
به یاد ویکتور خارا، سعید یوسف

به یاد ویکتور خارا (که در ۱۶ سپتامبر ۱۹۷۳ پس از کودتای پینوشه چنان فجیع به قتل رسید) به یادِ خارا فکرم به سوی شیلی رفت و شد پرنده و راهی به این طویلی رفت و چشم، گشت به دنبالِ آن دو دستِ عزیز قلم به جانبِ اشعارِ زخم و …

سعید یوسف و هایده ترابی
شعر و سرود
گذشته و آینده – تأملاتی مشترک، هایده ترابی – سعید یوسف

شاید یک سالی می گذرد از زمانی که از هایده ترابی (که غرق در مطالعات سومری و اکدی و آن خطوط عجیب و غریب میخی بود) درباره ی توجهِ ویژه ی آن مردمان به گذشته شنیدم: گذشته به صورتِ چیزی که در پیشِ روست. در پیوند با همین نکته بود …

برتولت برشت
شعر و سرود
برتولت برشت: در ستایش فراموشی (۱۹۳۸)، ترجمه ی سعید یوسف (۱۳۶۱)ـ

برتولت برشت: در ستایش فراموشی (۱۹۳۸)، ترجمه ی سعید یوسف (۱۳۶۱)ـ برتولت برشت (۱۹۵۶-۱۸۹۸) دوازده شعر دارد در ستایش‏ چیزهای مختلف، از ستایش‏ كمونیسم و دیالكتیك گرفته تا ستایش‏ شك و غیره؛ «در ستایش فراموشی» یکی از این اشعارست که برشت در حوالی سال ۱۹۳۸ نوشته اما سالها پس از …

%d Bloggern gefällt das: