قار – قار جارچیان طبقات حاکم ، و رسالت طبقاتی ما – وزیر فتحی

خامنه ای، روحانی - دشمن مردمانی
مقاله

نوشتار پیوست با عنوان : « بن بست روحانی ، راه سلیمانی ما ! راه سلیمانی آنها ! » ، الحق که نمونه ای است « نمونه وار » از قار- قار جارچیان شیاد بورژوازی پلید ایران !ـ

دیروز با ترساندن از رییسی برای روحانی رای جمع میکردند و امروز از قاسم سلیمانی می‌ترسانند و گرسنگان و پایمال شده گان و فریب خوردگان را به حمایت از همان روحانی فرا می خوانند تا « شرایط رشد آزاد و دمکراتیک سرمایه » تآمین شود !ـ

کلاغانی از این دست ، وظایف خودرا خوب می دانند زیرا گذرگاه مواجب شان ، راهنمای وظایف آنهاست !ـ

اما ؛ ما چه ؟! مسئولیت تاریخی- طبقاتی ما تهیدستان چیست ؟

وزیر فتحی

هشتم دیماه ۱۳۹۶ – ۲۸ دسامبر ۲۰۱۷

———————————————————————————————————

ـ1-یادآوری این نکته بد نیست که تکاپوهایی از این دست که در مقاله ی یادشده می بینیم همزمانند با   شورشهای  گرسنگان و به تنگ آمدگان در شهرهای کشور از جمله خراسان که این روزها در جریان است و طی آن  شعارهایی بر علیه فساد و گرانی و  روحانی سر می دهند !ـ

ـ2-لینک مقاله : «بن‌بست روحانی، راه سلیمانی ما! راه سلیمانی آنها » به قلم : احمد پورمندی

http://www.iran-emrooz.net/index.php/politic/more/72019

 

به نقل از فراپیش

قار – قار جارچیان طبقات حاکم ، و رسالت طبقاتی ما – وزیر فتحی

 

Keine Kommentare

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.

Diese Website verwendet Akismet, um Spam zu reduzieren. Erfahre mehr darüber, wie deine Kommentardaten verarbeitet werden.

مقاله
پنهان کردن مبارزه طبقاتی زیر عبای افسون طبقه‌ «متوسط»، فرنگیس بختیاری

فرنگیس بختیاری ــ این مقاله را نقطه‌ عزیمت جستچویی تطبیقی قرار می‌دهیم، سپس سراغ نهادهای ایدئولوژیکی گفته‌ها، مصاحبه‌ها و نوشته‌های ایدئولوگ‌های این ایدئولوژی می‌رویم تا از زبان آنها افسانه ساخته و پرداخته‌ای به نام «طبقه‌ متوسط» را بشنویم که برخلاف اقشار میانی مارکس در جامعه‌ی بورژوایی، نه متزلزل، بلکه «انقلابی …

کودکان در خیابان باریکی در محله تضامن فوتبال بازی می کنند، ۲۰۱۸ – عکس: AFP
مقاله
کشتار در شهرک تضامُن سوریه – مارتین شولوف، برگردان: شیدا نبوی

بتدریج که تصاویر واضح می شد، شبه نظامی تازه کار از وحشت یخ زد: به مردی با باندی روی چشم، که آرنجش را گرفته بودند امر کردند که به سمت آن حفره بزرگ بدود؛ بدون این که بداند چه چیز در پیش پایش است. او انگارحتی صدای کرکننده شلیک تیرهائی را که بر بدنش می نشست حس نمی کرد، چون بر روی انبوهی از اجساد افرادی افتاد که پیش از او مرده بودند. عده ای دیگر از زندانیان هم، که به نظرمی رسید تازه بازداشت شده بودند، یکی یکی، به دنبال آن مرد می آمدند. گفته شده که برخی در آن حوالی یک تک تیرانداز را دیده اند. کسانی هم گفته اند که این افراد در آخرین لحظات زندگی خود مورد تمسخر و آزار قرار گرفتند. به نظر می رسید بسیاری از آنها باور کرده بودند که ایشان را به جای امنی می برند.ـ

طرح از سودابه اردوان
زندان در ایران
ادای شهادت در دادگاه باری مضاعف بر شانۀ زندانیان سیاسی، نویسنده: دکتر نورایمان قهاری، روانشناس

هیچ کس نمی‌خواهد فجایعی را که از سر گذرانده است به خاطر بسپارد؛ نه خودِ جان‌بدربردگان و نه جامعه. همه ما می‌خواهیم در دنیایی زندگی کنیم که امن، قابل کنترل و قابل پیش‌بینی باشد، جان‌بدربردگان از فجایع یادآور این واقعیت‌اند که دنیا همیشه بدین گونه نیست. جامعه اغلب سعی می‌کند …

%d Bloggern gefällt das: