یاد روز نامه

یاد روز نامه
اطلاعیه

باید به یاد بیاوریم. نمی‌توانیم به یاد نیاوریم. گذشته‌ای که رستگار نشده است نمی‌گذرد. اشباح گذشته، با بدن‌های مُشَبَک و سیبَک‌های لهیده، به امروز می‌آیند. ما بخواهیم یا نخواهیم می‌آیند. چنین است که نام آنها را نمی‌خوانیم، آنها را فهرست نمی‌کنیم. آنها را صدا می‌زنیم، با این‌که می‌دانیم آنها پاسخی نخواهند داد آنها را صدا می‌زنیم و به میانجی نام آنها همه‌گان را خطاب می‌کنیم. از همه‌گان می‌خواهیم با شنیدن نام‌ها به یاد بیاورند. همه‌ی ما کسانی را می‌شناسیم که دیگر نیستند، کسانی که در میان این نام‌ها باید شنیده شده باشند یا شنیده می‌شوند به زودی. «یاد روز نامه» نمی‌خواهد «تنها» به یاد بیاورد، «یاد روز نامه» می‌خواهد با گشودن بعدی دیگر از روز، از هر روز، همگی با هم به یاد بیاوریم، که به یاد آوردن در جستجوی عدالت باید جمعی و از پایین باشد. باید آنهایی که این نام‌ها را می‌شنوند و آنها را می‌شناسند در این به یاد آوردن مشارکت کنند، به یاد بیاورند و کمک کنند که دیگران هم به یاد بیاورند. در مقابل انواع پروژه‌های از بالا، انواع «مستندسازی»‌های پول‌ساز با بودجه‌های هنگفت، شهدایمان را به آنجایی بازمی‌گردانیم که به آن تعلق دارند، به جستجوی جمعی برای یادآوری و آرزوی عدالت که آنها با آرزوی عدالت در این روزها، در هر روز، به خاک افتادند. پس به یاد آوردن آنها لاجرم به یاد آوردن آرزوی عدالت است، آرزوی جمعی عدالت، نه تنها در حق کشته‌گان که بیش از آن در حق زنده‌گان. «یاد روز نامه» هر روز نام کسانی را صدا می‌زند که در همان روز به فاصله‌ی چند ده سال به خیل کشته‌گانمان پیوسته‌اند. با این وجود هستند کسانی که تنها ماه اعدام آنها را می‌دانیم. آنها را چون ستارگان در میان روزهای هر ماه تقسیم می‌کنیم و صدا می‌زنیم. و البته هستند کسانی که تنها نام آنها را می‌دانیم. هیچ روز و ماهی ندارند. آنها را هم میان روزهایمان تقسیم می‌کنیم، هر روز از میان آنها، که صداها نفر هستند، کسانی را صدا می‌کنیم به امید آن‌که شاید از میان کسانی که با ما نام آنها را می‌شنوند کسی پیدا شود که نامی را بشناسد، کسی را پیدا کنیم که در میان فهرست بلند اسامی تنها یک نام است بدون تاریخ. «یاد روز نامه» از همه دعوت می‌کند که در این به یاد آوردن مشارکت کنند، اگر نامی را شنیدید که آن را می‌شناسید، اگر نامی را نشنیدید اما آن را می‌شناسید، اگر شنیدن نام‌ها شما را به شنیدن نامی ترغیب کرد که آن را در اینجا نشنیده‌اید، به خاطر بیاورید و این به خاطر آوردن را با ما و دیگران شریک شوید. با ما تماس بگیرید و از کسانی بگویید که آنها را به خاطر آورده‌اید. اگر نامی را می‌شناسید او را با صدای خودتان صدا بزنید و فایل صوتی را برای ما بفرستید، اینجا جایی است که نام‌های آشنا را به یاد آوریم. با نام یا بدون نام، آنچه به یاد آورده‌اید را در اختیار دیگران بگذارید تا با هم، امروز و هر روز، به یاد بیاوریم روزهایی را که آنها رفتند و تلاش کنیم برای روزهایی که آنها با اجرای عدالت رستگار خواهند شد.
آدرس تماس:
yadrooznameh@gmail.com

 „یاد روز نامه“ در توییتر:
@YadRoozNameh
یاد روز نامه در فیس بوک
https://www.facebook.com/%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-261526071408093/

Keine Kommentare

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.

Diese Website verwendet Akismet, um Spam zu reduzieren. Erfahre mehr darüber, wie deine Kommentardaten verarbeitet werden.

طرح از گفتگوهای زندان
اخبار زندان
پیام گفتگوهای زندان به زندانیان سیاسی اعتصابی در ایران: ما شما را زنده می خواهیم! ما شما را سالم می خواهیم! ما شما را آزاد می خواهیم!ـ

رفقا! مبارزین دربند!ـ براساس اخبار رسیده، بار دیگر رژیم جمهوری اسلامی، موج دستگیری ها را شدت بخشیده است. این اعمال نفرت انگیز، برای هراس افکنی در میان کارگران، زحمتکشان، فعالین اجتماعی، دانشجویی، زنان و خلقها، سرکوب موج نوین مبارزات کارگری و مردمی، چهره تبهکارانه و انگلی سرمایه داری اسلام پناه …

ـ 5 ـ فاطمه رحیمی: آخرین وداع پدر با دخترش
ایران
صوراسرافیل هفتگی ۶ – ۵ تا ۱۱ اردیبهشت ۱۳۶۰، همایون ایوانی

میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل و ملک المتکلمین با به توپ بستن مجلس توسط سپاه قزاق به دام مأموران محمدعلی شاه قاجار افتادند. در حضور شاه، در حیاط باغشاه طناب به گردن هر دو روشنفکر آزادیخواه انداختند و آن‌ها را خفه کردند. روایت است که ملک المتکلمین، پیش از مرگ، خطاب به …

محسن فاضل
خاطرات زندان
صوراسرافیل هفتگی ۵ – ۲۹ فروردین تا ۴ اردیبهشت ۱۳۶۰، همایون ایوانی

میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل و ملک المتکلمین با به توپ بستن مجلس توسط سپاه قزاق به دام مأموران محمدعلی شاه قاجار افتادند. در حضور شاه، در حیاط باغشاه طناب به گردن هر دو روشنفکر آزادیخواه انداختند و آن‌ها را خفه کردند. روایت است که ملک المتکلمین، پیش از مرگ، خطاب به …

%d Bloggern gefällt das: