در خيابان انقلاب، شعری از بهروز داودى

اثری از بهروز حشمت
شعر و سرود

در خيابان انقلاب
توقفى   كوتاه
در پريشانىِ  تاريخ
درنگى  دوباره
در باورِ  فراموش شدگان
هيچكس
در انتظارِ  قدم هاشان
كوچه را
جارو  نكرد
تنها
دختركى   لاغر اندام
پارچه ى  روىِ سرش را
بر تٓركه ا ى  از ياس
تكان ميداد
آنان
نان را
نشانه  گرفتند
و جيب هاى خالىِ  خودرا
از  همسرانشان
از  كودكانشان
همچنان
پنهان  داشتند
انتخابِ  جهالت
در كار  نبود
مبداء  تاريخ شان
اينبار
خيابان  و  ميدان  بود
خيابانى   كه  بر  دوش اش
نامِ  انقلاب
كوبيده  بودند
و  ميدانى
كه بر چهره ى  خود
آذينِ  آزادى
بسته بود
توقفى  كوتاه بود
در پريشانىِ  تاريخ
و
درنگى  براى هميشه
در باورِ
فراموش شدگان
پاريس  –  ژانويه  ٢٠١٨

Keine Kommentare

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.

Diese Website verwendet Akismet, um Spam zu reduzieren. Erfahre mehr darüber, wie deine Kommentardaten verarbeitet werden .

بیژن جزنی و یاران
رسانه تصویری
ویدئو کلیپ: یاد باد

یاد باد یاد باد یاد عزیزتان ای گرامیان، ای مبارزان در رهی کە خود بود عزیز ای دلاوران، یادتان کنیم بامدادان بە سرود رنجهای فراوان، سیە چال زندان درهم نشکستە عزمتان را رفقا این دنیای بیداد، با رنج ما آباد کجایش زندانمان نبودە رفقا برخیزیم، برخیزیم، برخیزیم چشم دریدە مرگ، …

اول ماه مه، روز درهم شکستن نظم سرمایه گرامی باد!ـ
رسانه تصویری
اول ماه مه، ارنست فیشر، ترجمه احمد شاملو

اول ماه مه ارنست فیشر ترجمه از احمد شاملو چیز مهمی نیست، تنها یکی از ما تنها حیات حقیر انسانی، ویران شده، تنها ذرّه‌ئی ناچیز از جهان در جهنم ماشین‌ها، کارخانه‌ها و خرده پاش‌ها در هم شکسته است، خرد شده است، متلاشی شده است…ـ بگذار خدا نداند و تار از …

فرانسه، مای 1968
شعر و سرود
سالخوردگانِ خسته ى مِى، بهروز داودى

سالخوردگانِ  خسته ى  مِى براى  رفتگران  ١٩٦٨ دورِ درياچه دور پارك ميدوم به روالِ هر هفته و در برابرِ صندوق هاى  مشبك كاشته در كناره ى  راه سست ميشود بى اختيار گام هايم صندوق هاىِ  جان سخت شكل يافته ، بافته از مفتول ها ئى  از آهن كه قلوه سنگ ها را …

%d Bloggern gefällt das: