در خيابان انقلاب، شعری از بهروز داودى

اثری از بهروز حشمت
شعر و سرود

در خيابان انقلاب
توقفى   كوتاه
در پريشانىِ  تاريخ
درنگى  دوباره
در باورِ  فراموش شدگان
هيچكس
در انتظارِ  قدم هاشان
كوچه را
جارو  نكرد
تنها
دختركى   لاغر اندام
پارچه ى  روىِ سرش را
بر تٓركه ا ى  از ياس
تكان ميداد
آنان
نان را
نشانه  گرفتند
و جيب هاى خالىِ  خودرا
از  همسرانشان
از  كودكانشان
همچنان
پنهان  داشتند
انتخابِ  جهالت
در كار  نبود
مبداء  تاريخ شان
اينبار
خيابان  و  ميدان  بود
خيابانى   كه  بر  دوش اش
نامِ  انقلاب
كوبيده  بودند
و  ميدانى
كه بر چهره ى  خود
آذينِ  آزادى
بسته بود
توقفى  كوتاه بود
در پريشانىِ  تاريخ
و
درنگى  براى هميشه
در باورِ
فراموش شدگان
پاريس  –  ژانويه  ٢٠١٨

Keine Kommentare

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.

Diese Website verwendet Akismet, um Spam zu reduzieren. Erfahre mehr darüber, wie deine Kommentardaten verarbeitet werden.

سعید یوسف
شعر و سرود
1
غلط نبود، شعری از سعید یوسف

غلط نبود ـ #سعید_یوسف غلط نبود غلط نکردیم و آنچه کردیم فقط به عشقِ جمالِ توهّمی خطوطِ محو و گمی و خال و خط نکردیم برای اینها فقط نکردیم برای اینها فقط نبود چه چرخ‌ها نزدیم بر این مدار و                 برون از مدار نگشتیم قرارها همه لو رفت  و …

ویکتور خارا
شعر و سرود
به یاد ویکتور خارا، سعید یوسف

به یاد ویکتور خارا (که در ۱۶ سپتامبر ۱۹۷۳ پس از کودتای پینوشه چنان فجیع به قتل رسید) به یادِ خارا فکرم به سوی شیلی رفت و شد پرنده و راهی به این طویلی رفت و چشم، گشت به دنبالِ آن دو دستِ عزیز قلم به جانبِ اشعارِ زخم و …

سعید یوسف و هایده ترابی
شعر و سرود
گذشته و آینده – تأملاتی مشترک، هایده ترابی – سعید یوسف

شاید یک سالی می گذرد از زمانی که از هایده ترابی (که غرق در مطالعات سومری و اکدی و آن خطوط عجیب و غریب میخی بود) درباره ی توجهِ ویژه ی آن مردمان به گذشته شنیدم: گذشته به صورتِ چیزی که در پیشِ روست. در پیوند با همین نکته بود …

%d Bloggern gefällt das: