به خیابان بگو!، داریوش سلحشور

بگذار برخیزد مردم بی لبخند
شعر و سرود

به خیابان بگو!ـ

بگو :ـ
به خیابان بگو!ـ
بگو به ارتش گرسنگان،
پیشتر از آنکه ابرهای بحران
همه چیز را به دامان دشمن دیگری اندازد،ـ
بگو
این جنبش نان وآزادی را
کدام مشعل راه
بسوی پیروزی
روشنا خواهد بخشید؟
کدام آواز را
در این خروش نوین
به نغمه ای هماهنگ
باید که دوباره سازکنیم ؟
از آن جا که تو ایستاده ای
نه،
خیابان را توان شنیدن تو نیست.
از آن بالاها نه،
درکنار رگبار خون و آتش
بگو:ـ
که این مارش متحد بی چیزان را
با کدام سرود
به عرش سرمایه یورش آغاز کنیم؟
این شانه های تکیده یِ فقر
به جستجوی پرچمی است.
واین دستهای تاول زده
سلاحی را می جوید
وسرودی که جنبش نان و آزادی را تا رهایی بخواند!ـ
بگو به خیابان بگو
که کمونیستها را توان خواندن سرودی است
به ترجیع بند:
بسوی سوسیالیسم!ـ
از آن بالاها نه،
درکنار رگبار خون و آتش بگو!ـ
پیش تر از آنکه ابرهای بحران
همه چیز را به دامان دشمن دیگری اندازد.

داریوش سلحشور
دی ماه – ١٣٩٦

Keine Kommentare

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.

از یک دو قطره تا اقیانوس
شعر و سرود
از یک دو قطره تا اقیانوس، سعید یوسف

شعر «از یک دو قطره تا اقیانوس» را، که گاهی هم به نام سطر اولش «در ساقه های نازک گندم» شناخته می شود، من در پائیز سال ۱۳۵۰ در زندان جمشیدیه سرودم (کمی پس از اعدام گروه آرمان خلق بود؛ همایون کتیرائی را، که نامش در شعر آمده است، از …

زغال از دست من بگیر و بکش چشم هایت را
شعر و سرود
دو یادداشت از شهریار دادور به مناسبت انتشار دو مجموعه شعر „بابرخود ایستادگان“ و „زغال از دست من بگیر و بکش چشم هایت را „ـ

شادی کمی نیست وقتی خُرده خرده های وقت و بی وقتت را در یکجا به هم می آوری و مجموع شان می کنی تا از آن ها کلیتی بسازی که وقتی پرداخته شد و به هم آمد ، هم بر تو روشن باشد که چه کرده ای و هم اینکه …

همبستگی تا دم مرگ
شعر و سرود
دو سروده از جدائى، بهروز داودى

مثلِ  ستاره ى  دنباله دار مثلِ  ستاره ى  دنباله دار دور  مى شوم  از تو دور مى شوم چون كودكى رها شده از بطنِ مادرش مثلِ  ستاره ى  دنباله دار كه هُرمِ حريمِ  خاطره خاموش  مى كند آب  مى كند حضور روشن او را مثلِ  ستاره ى  دنباله دار كه …

%d Bloggern gefällt das: