به خیابان بگو!، داریوش سلحشور

بگذار برخیزد مردم بی لبخند

به خیابان بگو!ـ

بگو :ـ
به خیابان بگو!ـ
بگو به ارتش گرسنگان،
پیشتر از آنکه ابرهای بحران
همه چیز را به دامان دشمن دیگری اندازد،ـ
بگو
این جنبش نان وآزادی را
کدام مشعل راه
بسوی پیروزی
روشنا خواهد بخشید؟
کدام آواز را
در این خروش نوین
به نغمه ای هماهنگ
باید که دوباره سازکنیم ؟
از آن جا که تو ایستاده ای
نه،
خیابان را توان شنیدن تو نیست.
از آن بالاها نه،
درکنار رگبار خون و آتش
بگو:ـ
که این مارش متحد بی چیزان را
با کدام سرود
به عرش سرمایه یورش آغاز کنیم؟
این شانه های تکیده یِ فقر
به جستجوی پرچمی است.
واین دستهای تاول زده
سلاحی را می جوید
وسرودی که جنبش نان و آزادی را تا رهایی بخواند!ـ
بگو به خیابان بگو
که کمونیستها را توان خواندن سرودی است
به ترجیع بند:
بسوی سوسیالیسم!ـ
از آن بالاها نه،
درکنار رگبار خون و آتش بگو!ـ
پیش تر از آنکه ابرهای بحران
همه چیز را به دامان دشمن دیگری اندازد.

داریوش سلحشور
دی ماه – ١٣٩٦

Januar 3rd, 2018 by
%d Bloggern gefällt das: