چرا شعار رفراندم فریب مردم است؟ پروانه قاسمی- جابر کلیبی

نه میر می خوایم، نه رهبر، نه بد می خوایم، نه بدتر
رسانه تصویری

چرا شعار رفراندم فریب مردم است؟

این که در ۳۹ سال پیش رفراندم کذایی که منجر به تحمیل جمهوری اسلامی به مردم به عنوان جانشین رژیم شاهی گردید چگونه و با چه ترفندهای مزورانه از جانب خمینی و دارودستهٔ روحانیون اطرافش به نام مردم ایران انجام گرفت و زمینه های ذهنی این فاجعه چگونه تدارک دیده شد، خود بحث تاریخی مفصل و عمیقی را ایجاب میکند که فعلاً از حوصله این نوشته خارج است. واژه رفراندم اما، حداقل به دلیل سابقه تاریخی اش در ایران، یادآور تحمیل سیاست های ضد مردمی برای حفظ و تداوم نظام حاکم در چهره ها و ظواهر متفاوتی با حاکمیت سابق است، حاکمیتی که به دلیل رشد تضادهای طبقاتی و اجتماعی و از دست دادن هرگونه حقانیت اجتماعی دیگر قادر به ادامه سلطه خود برای تامین منافع طبقات حاکم نبود. اینکه اینک پس از نزیک به ۴۰ سال ترور و خفقان اسلامی دوباره از سوی برخی جریانات و افراد، رفراندم به عنوان راه حل مسایل جامعه مطرح شده است، به فراخور محتوا و ماهیت سیاسی افراد و جریانات طرح کننده اش دلایل متفاوتی دارد. منتها پیش از پرداختن به این دلایل، ضروریست که رفراندم را به عنوان یک طرح سیاسی، در شکل و در مضمون آن مورد بررسی قرار دهیم. از نظرشکل، رفراندم زمانی مطرح میشود که نظامی، بدون وجود یک بدیل اجتماعی- سیاسی فرو پاشیده و برای تعیین نظام جانشین، از مردم در این زمینه سوال میشود. بنا بر این تا زمانی که یک رژیم هنوز پا برجاست و ساقط نشده، چنین طرحی فاقد پایه منطقی است و اگر برحسب اتفاق توسط رژیم حاکم پذیرفته شود، با امکاناتی که رژیم از نظر سیاسی و اجتماعی دارد، ره به جایی جز تایید رژیم، نخواهد برد. آنچه اما در این رابطه مربوط به ایران تحت دیکتاتوری فاشیستی اسلامی میشود. میگویند رفراندم تحت نظارت سازمان ملل متحد و …، انجام بگیرد! صرفنظر از اینکه نظارت سازمان ملل متحد به عنوان ابزاری در خدمت سیاست قدرتهای بزرگ، بویژه امریکا، تا کنون برای هیچ ملتی آزادی و دموکراسی نیاورده است، به ساده اندیشان باید گفت چگونه ممکن است ارگانهایی چون سازمان ملل که رژیم جمهوری اسلامی به عنوان یک عضو رسمی دارای حقوق کامل در آن است، تمامیت حقوقی و سیاسی آن از جانب این سازمان مورد سوال قرار بگیرد؟ بنا بر این شعار رفراندم در شرایط کنونی در واقع مردم را پی نخود سیاه فرستادن است تا نوید یک تغییر جدی! در مضمون نیز رفراندم هیچگاه موجب تغییرات اساسی در زمینه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی وفرهنگی نمیشود و معمولاً نظام را دست نخورده باقی میگذارد. این واقعیت را میتوان به خوبی در طرح هایی که از جانب مدافعان رفراندم عرضه میشود، فهمید. نگاهی به ماهیت سیاسی و طبقاتی جریانات و افرادی که حول رفراندم جمع شده اند به خوبی نشان میدهد که این جریانات و افراد اساساً با نظام سرمایه داری حاکم مخالف نیستند تنها خواستار اصلاحاتی در حکومت به منظور ایجاد شرایط برای شرکت آنها در نظام است. برخی از این جریانات و افراد کسانی هستند که زمانی در ترکیب رژیم قرار داشتند و اینک که به دلیل رقابتهای گروهی و رشد و تعمیق بحران از حاکمیت طرد شده اند، به صفوف مخالفان „آخوندها“ در آمده اند. جریاناتی و افرادی از قبیل ملی- مذهبی ها، جبهه ملی و …، از این زمره هستند. مجاهدین خلق و سلطنت طلبان نیز در عینحال که ظاهراً از قماش دیگری هستند ولی در اساس با جمهوری اسلامی مخالفتی ندارند. چشم امیدشان به سیاستهای امریکا در مقابل رژیم جمهوری اسلامی بسته شده است. کافی است رادیوها و تلویزیونهای دولتی از قبیل بی بی سی، رادیو فردا و …، را ببینید و به برنامه ها و مصاحبه های آنها با جریانات و „رجال“ سیاسی و جامعه «شناسان» گوش فرا دهید تا دریابید که صدای آنها از کجا بلند میشود. منافع اقتصادی و سیاسی این جماعت چنان با قدرتهای امپریالیستی گره خورده است که برای آنها منافع مردم ستمدیده و محروم ایران محلی از اعراب ندارد. قبله این جریانات و افراد بیشتر پنتاگون و سیاستهای خارجی امریکاست تا واقعیتهای درون جامعه ایران! از همه اینها گذشته تجربه نزدیک به ۴۰ سال با جمهوری خونخوار اسلامی که طی این مدت نشان داده است که این نظام در کلیت خود قابلیت و ظرفیت کمترین تغییری از طریق رفرم و بطور مسالمت آمیز را ندارد و تغییر اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه ایران نیازمند یک دگرگونی بنیادی است تا توده های مردم بتوانند شرایط دموکراتیک و اوضاع مناسب اقتصادی برای تامین حاکمیت خویش را فراهم سازند. در دوران کنونی که دوران پایان رفرم در ساختارهای نظام سرمایه است، هر جریان و فردی، هرچند با ادعاهای دموکراتیک و رفاه اجتماعی هم به میدان بیاید، حتا اگر بخواهد، نظام سرمایه داری به او اجازه تغییرات اساسی اجتماعی و سیاسی را نخواهد داد. باین ترتیب راه تامین دموکراسی و رفاه اجتماعی برای مردم ایران راه رفرم، رفراندم و تزهای مردم فریبی از این قبیل نیست. در یک کلام، راه نجات زحمت کشان و توده های مردم ایران، کوره راه ها و محاسبات فرصت طلبانه جریانات فوق و برنامه های امپریالیستها نیست. مردم ایران، زحمتکشان، کارگران و توده های دربند این سرزمین به خوبی و با گوشت و پوست و استخوان خود، طی نزدیک به ۴۰ سال حاکمیت وحشت و ترور، چپاول و جنایت دریافته اند که جز اتکاء به نیروی لایزال خویش برای درهم پیچیدن طومار ارتجاع حاکم راه دیگری وجود ندارد. انقلاب اجتماعی که به زیر و روکردن قدرت سیاسی و سلب مالکیت از سرمایه داران چپاولگر میانجامد، تنهاه راه نجات توده های دربند خلقهای ایران است. هر تز و بدیل دیگری چیزی جز ادامه ترور و خفقان و گسترش فقر و مذلت و عقب ماندگی نیست! بامید رهایی کارگران و زحمتکشان ستمدیده ایران از ستم و استبداد سیاسی، مذهبی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی!
زنده باد آزادی!
برقرار باد دموکراسی اجتماعی!
۱۸/۱۰/۹۶
۸/۱/۲۰۱۸
پروانه قاسمی
جابر کلیبی
Keine Kommentare

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.

Diese Website verwendet Akismet, um Spam zu reduzieren. Erfahre mehr darüber, wie deine Kommentardaten verarbeitet werden .

سوئد
يك خاطره واقعي از هفت ماه زندگي در كنار همديگر- رکسانا تلارمی

يك خاطره واقعي از هفت ماه زندگي در كنار همديگر- أواخر ماه اكتبر بود كه آمدند يا دقيق تَر بگويم ، آوردنشان . من آخرين نَفَر در محله بودم كه از آمدنشان با خبر شدم . در يك صبح زود برفي بسيار سرد ماه نوامبر وقتي كه در ايستگاه قطار …

آلمان
مارکسِ تری‌یر، منوچهر

مارکسِ تری‌یر برای خواندن نسخه پی دی اف مقاله لطفا اینجا کلیک کنید در مراسم دویستمین تولد مارکس در تری‌یر، در نمایشی با حضور مخالفان، موافقان، تماشاچیان کنجکاو و رسانه‌های رنگارنگ، مجسمه‌ای از مارکس با کنار زدن پرده سرخی نمایان شد که ناگهان بیننده را با پیکر غول‌آسایی تقریبا سه …

شب نامه گفتگوهای زندان
خبر
1
بیاد علی آتش: بررسی نا خودآگاه بودن اسارت روانی انسان ، توسط سرمايه

  مبارزی که هرگز با نظم موجود سازش نکرد!ـ !!علی آتش درگذشت علی آتش، از فعالان کنفدراسیون دانشجویان خارج کشور، همواره در برابر مناسبات سرمایه‌داری مبارزه کرد. خستگی ناپذیری و پیگیری او زبانزد این و آن بود، به ویژه انسان‌گرایی او بیش از نگاه ایدئولوژیک او برجسته‌تر می‌نمود. رفتار او …

%d Bloggern gefällt das: