دو یادداشت از اکبر معصوم بیگی: بهانه های واهی را از اراذل طرفدار سرکوب بگیریم / نیست باد نژادپرستی! نابود باد ارتجاع!ـ

نان، مسکن، آزادی - شادی، رفاه، آبادی
مقاله

بهانه های واهی را از اراذل طرفدار سرکوب بگیریم

طی چند روز اخیر دیدم که اراذل و فرومایگانی چون شاکر حسینی و جان نثاری و علیزاده و…دوسه شعار ناهمساز با بیشتر و بلکه همه ی شعارهای درست و خواسته های بحق مردم ستمدیده ی ما را که بوی تند ارتجاع و نژادپرستی می داد و از همان روزهای اول از طرف عمده ی مردم بی درنگ طرد شد، بهانه ی واهی حمله به مردم و توجیه عریان دستگاه سرکوب و بند و زندان و توطئه های بعدی برای مشوّه کردن چهره ی مردم معترض و حق طلب قرار داده اند و از طریق تریبون های فت و فراوانی که مثل همیشه در اختیارشان گذاشته اند سیلی به چهره ی مظلوم مردمی می زنند که ازچهل سال تبعیض و فقر و خاکسترنشینی و خفقان و آزادی کُشی و اعدام و کشتار جمعی و جنگ طلبی و ماجراجویی به تنگ آمده اند و این زندگی سراسر تهیدستی و عسرت و فسردگی و واژگون بختی را شایسته ی انسان آزاد و برابر نمی دانند. آنچه من در یادداشتی در این صفحه در طرد شعارهای ناسیونالیستی و نژادپرستانه گفتم هیچ ربطی به دشمنان سوگند خورده ی مردم ندارد و نباید اجازه داد که فرومایگان روحیه باخته برای توجیه کشتار مردم به این گونه ریسمان های پوسیده چنگ بیندازند. طبیعی است که در هر جنبش اجتماعی در کنار انبوه شعار های حق طلبانه، انگشت شماری شعار ناهمساز نیز طرح شود. اما به طور معمول جریان مردمی چنان زور آور است که خیلی زود شعار های نادرست را از میدان به در می کند. چنان که در جنبش اخیر نان و آزادی هم خواست مردم هم از روز نخست روشن بود و هر اتفاقی هم که برای این جنبش بیفتد چون درفش حق خواهی مردم به جان آمده به زندگی جلیل و شکوهمند خود ادامه خواهد داد : دیگر فقر نمی خواهیم، خفقان بس است، نه به حاکمیت بلامنازع دینی، نه به بیکاری، نه به بی سرپناهی و بی تکیه گاهی، نه به چپاول دسترنج مردم زحمتکش و ثروت اجتماعی به دست یک مشت غارتگر، نه به نابرابری، نه به تبعیضی که فقط با افریقای جنوبی در دوران آپاراتاید قابل مقایسه است، در یک کلام : نه به ستم و آزادی ستیزی و آری به آزادی و نان و رفاه و شادی.

دعوت به تظاهرات
دعوت به تظاهرات

***

نیست باد نژادپرستی! نابود باد ارتجاع!

چنان که دوست نازنینی هم نوشته وظیفه ی مقدم روشنفکری آگاه و متعهد و رزمنده و نه شبه روشنفکری خود باخته و وامانده، نقد و رد و طرد همه سویه شعارهای به غایت ارتجاعی، فاشیستی و واپسمانده ی :“ ما آریایی هستیم، عرب نمی پرستیم „، “ رضا شاه روحت شاد“، “ نه غزه ، نه لبنان جانم فدای ایران “ و این قبیل شعارهای پلشت ناسیونالیستی و شووینیستی است. باید در برابر شعار های پلید و ضدّ مردمی از همان آغاز ایستاد. فردا بی گمان دیر است. ترقی خواهی و آزادی و برابری و دموکراسی آری، ارتجاع و مردم ستیزی و کین پراکنی بر ضدّ اقوام و ملّت های دیگر هرگز!

 

پادگفتارهای تسلیم‌طلبی – 9: سازماندهی و تداوم مبارزه علیه ضدحمله حکومت، همایون ایوانی

Keine Kommentare

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.

Diese Website verwendet Akismet, um Spam zu reduzieren. Erfahre mehr darüber, wie deine Kommentardaten verarbeitet werden.

مقاله
درس هایی از ظهور تا سقوط ساندینیستا

 بهمن سپیداران دگردیسی ساندینیستا (از ظهورتا سقوط)، از خواهان برقراری سیستم سوسیالیستی تا برقراری یک حکومت خودکامه ،فاسد، سرکوبگر و سرمایه داری، میباید درسهای بسیار ارزنده ای باشد برای چپ های ایران که در این رویا بسر میبرند که صرف صداقت انقلابی و خواست سیستم سوسیالیستی همراه با برنامه عمل …

Gustavo Francisco Petro Urrego
مقاله
نگاهی تاریخی به کلمبیا، جنبش „پیمان تاریخی“ و رئیس جمهور شدن گوستاو پترو، بهمن سپیداران

روز دوشنبه 8 اوت، گوستاو پترو به عنوان اولین رئیس جمهور چپگرای کلمبیا شروع بکار کرد. برای کشوری که مدت های مدیدی تحت سلطه رهبران راستگرا که مورد حمایت مستقیم آمریکا بوده، یک واقعه غریب و غیر مترقبه ای است. ـ پیروزی گوستاو پترو در واقع پیروزی جنبش „پیمان تاریخی[1]“  می …

AAآمپارو بلمونته اوربس( وسط) سالهای زیادی را برای پیدا کردن پدر بزرگ مادریش که در سال 1940 تیرباران و به یک گور دستجمعی انداخته شده بود، صرف کرد. مادر آمپارو اورتس گرانل (نشسته در وسط) و خواهرانش ماری کارمن[13] (عقب) و اسون بلمونته اورتس[14] (سمت راست) چیز زیادی در باره اینکه چه چیزی در بیش از هشتاد سال پیش اتفاق افتاده بود، نمی‌دانستند)ـ
تاریخ معاصر
سکوت قبر می‌شکند، ترجمه ناصر پرنیان

جمهوری دوم در اسپانیا بعد از فرار پادشاه اسپانیا در 14 اپریل 1931 شروع شد و در سال 1939 با شکست نیروهای ائتلاف معروف به جمهوری‌خواهان پایان یافت. در سالهای 1931 تا 1936 اسپانیا در یک بحران همه جانبه اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و در راس همه آنها سیستم …

%d Bloggern gefällt das: