ـ #اعتراضات_سراسری :: خیزش دی 96 و سیاست سرکوب رژیم، شهاب شکوهی

نه میر می خوایم، نه رهبر، نه بد می خوایم، نه بدتر
مقاله

این روز ها صحبت از این می شود که چرا جمهوری اسلامی علی رغم شعارهای تند و سرنگونی طلبانه مردم، آشکارا دست به سرکوب خشن و حداقل علنی نزد. برای پاسخ به این سوال بد نیست که نگاهی به گذشته داشته باشم و مواردی از بر خورد های حکومتی با معترضین و مخالفین خودش را یاد آور شوم.ـ

 

در سالهای سیاه و فوق العاده خشن دهه شصت همان طور که در روزنامه ها و مراکز خبری بود. رژیم جمهوری اسلامی با تمامی قوا سعی بر آن داشت که تسلطش را بر جامعه بگستراند از این رو حتی از یاران، فرزندان و خویشان خودشان هم نگذشت. مثالها فراوان هستند ولی اطاله وقت نمی کنم. بعد از سرکوب شدید مخالفین در جای جای جامعه، دستگیری و فراری دادن بخش دیگری از معترضین، حتی افرادی از درون دستگاه حکومتی، نوبت به دربندان و اسیرانی رسید که نه الزاما خطر بالفعل بلکه به زعم آنها در آینده می توانستند برای حکومت مطلقه، مشکل سازی کنند. کاری که شاید در کشورهای مختلف و در تاریخ کم نظیر بود. آن هم کشتار زندانیانی که قبلا به واسطه همین سیستم و دستگاه قضایی حکم زندان گرفته بودند. در تابستان سال ٦٧ بعد از پذیرش شکست در جنگ و ترس از نارضایت های وسیع مردم و به بهانه حمله مجاهدین تیغ آغشته به خون سالهای اولیه ٦٠ که هنوز خشک نشده بود بر کشیدند و به جان زندانیان افتادند و تا می توانستند کشتند. بیش از ۵٠٠٠ زندانی اسیر در کمتر ار ٢ ماه به شکلی وحشیانه و دردناکی نابود شدند. ( کتاب و نوار آیت الله منتظری و خاطرات بیشماری از زندانیان به آنها اشاره دارند).ـ

 طبیعتا زمینه سازی همین کشتار در سالهای قبل از آن شروع شده بود. در سال ٦۴ ناتوانی رژیم برای پیشبرد شعار هایش کار را به یکی از معمارهای جمهوری اسلامی بر گرداند. رفسنجانی تلاش کرد که پای خارجی ها را به ایران بکشاند. با مک فارلین غیرعلنی دیدار کرد. حقوق بشر موضعش در رابطه با ایران فعال شد. در زندانها  بعد از در گیریهای وسیع بین زندانیان و زندانبانان  برای اولین بار شنیدم که کسانی از سیستم قضایی وارد زندانها شده اند و ظاهراً قرار به رسیدگی به  وضع احکام و موقعیت زندانیان دارند. ( همیشه این گونه بررسی ها این احساس دو گانه را در میان زندانیان بوجود می آورد که یا آنها مجبور شدند عقب نشینی کنند و یا کلکی پشت قضیه هست!)  متاسفانه ما نفهمیدیم که چرا این نظر سنجی انجام شد. سوالات هم بسیار کلی بودند. کم و بیش شبیه سوالات تابستان سال ٦٧ از قبیل : نوع اتهام ، چند سال زندانی گرفتی، مسلمانی! آیا نماز می خوانی! خانواده ات مذهبی هستند! در کشور مسلمان اگر آزاد شوی با مردم مسلمان چگونه رفتار می کنی! و به خاطر مبهم بودن چرایی سوالات سر در ابهام گرفتیم و روشن نشد این نظر سنجی چه عواقبی دارد. موضوع گذشت. تحولات مهمی در سالهای ٦۵ و ٦٦ در جامعه و طبیعتا در زندان اتفاق افتاد. موضوع  گیرکردن جمهوری اسلامی در باتلاق جنگ  در واقع زنگ خطری جدی برای جمهوری اسلامی به صدا در آورده بود. در زندانها بگیر و ببند شروع شد و بار دیگر بعد از تفکیک زندانیان به بهانه مقدار حکم، دو باره هیئت باز گشتند و سوال، جوابها شروع  شد. البته که این بار زندانیان خوشبینانه تر از قبل به سوالات پاسخ داده بودند. (در مجموع موضع زندانیان به خاطر فضای بیرون بسیار بالاتر رفته بود). چیزی که برای سردمداران  قابل تحمل نبود. پس برای آنان روشن بود که زندانیان هم یک „شرند“ و باید دفع شر شوند طبیعتا به دنبال فرصت بودند. یک مثال  می آورم.ـ

در روزهای قبل از کشتار زندانیان سیاسی احتمالا اوائل تیر ماه سال ٦٧ در سرمقاله نشریه ای به نام سروش (مربوط به صدا و سیما) این گونه نوشته بودند که: موضوع زمان جاری شدن احکام اولیه و ثانویه باید توسط مراجع روشن شود و احکام ارتداد از جمله  مرتد فطری و مرتد ملی باید جاری شوند. چرا که تا به حال رٲفت اسلامی به مخالفین فرصت زیستن داده ولی امروز باید تکلیف روشن شود و مثال کشتار خوارج به دست علی را آورده بود و گفته بود که باید چنان کرد  که مولای متقیان علی ابن ابیطالب کرد!). که البته با کشتار زندانیان در بند متاسفانه نتیجه آن سرمقاله روشن شد.ـ

بر گردم به اصل موضوع. به نظر من با توجه به روند حدود ۴٠ سال که از حاکمیت این رژیم جنایتکار گذشته،  جمهوری اسلامی در موضع یک طرف جنگ بازی خودش را خوب بلد است یعنی برای هر حرکتش از قبل طرح و برنامه و توجیحات را  آماده می کند و اگر چه به شدت سرکوب گر است ولی  منافع منافع است و الزاما با کشتار ممکن است منافعش  تامین نشود! ولی آنچه از قرائن روشن است قصد بازی با کارت سرکوب علنی و غیر علنی را هم زمان دارد. به نظر  تلاش آنها در وحله اول ترساندن و در بین آن،  تفرقه و به خصوص شناسایی و زدن سران جنبش است. آنان به کانون های فعالیتی که می تواند بالفعل مسئله باشند، بی رحمانه حمله می کنند و کانون های بالقوه را با زدن سران و از هم پاشیدن کنترل می کنند. به تجربه دیدیم که در دوره های مختلف تاکتیک های مختلفی را بنا به نیازشان برای خنثی سازی حرکت مردم به کار می گیرند. آنها همین روزها در اتاق جنگشان مشغول بررسی رویداد ها هستند و از اینکه در حرم امام رضا یا امام خمینی بمب منفجر کنند باکی ندارند.  به نظرم مردم  باید شدیداً مواظب شعارها و رهنمودهای انحرافی که جمهوری اسلامی را تقویت می کند و یا حداقل به نفع  زجردیدگان جامعه اسلامی نیست باشند. شعارها و ایده هایی که می توانند جمهوری اسلامی را در برابر مردم ضعیف کند را هم باید دریابیم . آن چه رژیم تا به حال نشان داده که به راحتی سرکوب می کند و ککش هم نمی گزد، نیروهای پراکنده و کم پشتوانه است و آن چه واقعا رژیم را می تواند نه تنها بگزد بلکه به چالش جدی وا دارد  ادامه حرکت، گستردگی حرکت و برنامه داشتن حرکت است. ما این روزها صدها اعتراض و اعتصابات کارگری را می بینیم و همچنین اعتراضات مدنی شهروندانمان را از جمله حرکت اعتراضی بازنشستگان و یا مال باختگان کاسپین و… را می بینیم.  روسری های پرچم شده زنان انقلاب را می بینیم. قدر مسلم اگر هم چنان ادامه پیدا کنند و پیوندهای حرکتی دیگری هم به آن ها همراه شوند، رژیم را وادار به عقب نشینی خواهند کرد. ولی در غیر این صورت این توهم که درون رژیم پوسیده است و یا بین سپاهیان اختلاف هست!! و ده ها شایع تند روانه و یا تیله های انحرافی دیگران می تواند روند باز پس گیری حقوق مردم به عقب بی افتد. در نهایت به نظرم اگر طوفانی را از دور می بینیم نباید بنای نیمه کاره را رها کنیم و مبهوت طوفان شویم. کار حالا حالا ادامه دارد.ـ

جمعه /۱۳ / بهمن /۹٦

 شهاب شکوهی

Keine Kommentare

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

چهل سال بعد از انقلاب ۵۷ و سی سال بعد از کشتار تابستان ۶۷: میزگرد نخست، از چپ میلا مسافر،فرخنده، جلال سعیدی، هژیر پلاسچی
مقاله
سخنرانی جلال سعیدی در سمینار یک روزه چهل سال بعد از انقلاب ۵۷ و سی سال بعد از کشتار تابستان ۶۷: چپ کمونیستی در پس از خیزش دی ماه

سخنرانی جلال سعیدی در سمینار یک روزه چهل سال بعد از انقلاب ۵۷ و سی سال بعد از کشتار تابستان ۶۷، میزگرد بررسی  چهل سال  حاکمیت سرمایه داری  در ایران چپ کمونیستی در پس از خیزش دی ماه من ابتدا بحث را از واقعیت های عینی شروع می کنم که …

عباس سماکار
مقاله
خامنه ای دو چیز را نمی فهمد، عباس سماکار

خامنه ای اعلام کرده است که؛ «نگران نظام نباشید، هیچ کس نمی تواند غلطی بکند.» بیان این سخن، اما خود نشانۀ نگرانی عمیق همه اَرکان در دایرۀ قدرت سیاسی او ست. پیش از این، در میانِ نزدیکانِ بیت «رهبری»، سخنی چنین آشکار از خطر فروپاشی حاکمیت اسلام در کار نبود. …

Uncategorized
– رفرم های آموزشی، مقاومت و مبارزه ی کارگران بخش آموزش- قسمت سوم آمریکای لاتین، مورد: آرژانتین

فریده ثابتی مبارزات کارگران بخش آموزش/ معلمان همراه با کارگران بخش خدمات، بخش بزرگی از مبارزات طبقه کارگر آرژانتین را در بر دارد. در آمریکای لاتین همواره قدرت دولتی بین نیروهای راست و چپ بورژوایی در نوسان است. هر بار با روی کار آمدن نیروهای راست و راست ترین ها، …

%d Bloggern gefällt das: