ـ #تظاهرات_سراسری :: پادگفتارهای تسلیم‌طلبی – 10: از یاد خاطره های سرخ بهمن تا فریادهای خیزش دی 1396

پنج - تظاهرات سیاهکل در روز 21 بهمن 1357 در تهران
مقاله

پادگفتارهای تسلیم‌طلبی – 10: از یاد خاطره های سرخ بهمن تا فریادهای خیزش دی 1396

یاد بعضی نفرات
روشنم می دارد:ـ
اعتصام یوسف
حسن رشدیه.
قوتم می بخشد
ره می اندازد
و اجاق کهن سرد سرایم
گرم می آید از گرمی عالی دمشان.
نام بعضی نفرات
رزق  روحم شده ست
وقت هر دلتنگی
سویشان دارم دست
جرئتم می بخشد
روشنم می دارد.
   نیما یوشیج، ۱۱ اردیبشت ۱۳۲۷

خیزش دی ماه امسال با حمله و سرکوبِ رژیم موجب کشته شدن حداقل 10 نفر  و دستگیری‌ هزاران نفر شد. تلاش بی درنگ و بی وقفه برای آزادی همه دستگیرشدگان و زندانیان سیاسی، وظیفه همه جامعه ایران و نیز فعالان دفاع از حقوق زندانیان سیاسی است. موج قوی دی، اما در بهمن پرخاطره و سرخ، هنوز در تب و تاب است و شب هنوز آبستن رخدادهایی نامکشوف. تجربه تداوم مبارزه، گاه به تداوم تظاهرات و اعتراضات خیابانی فروکاهیده می‌شود، شاید چون بازتاب خبری‌ و جوش و خروشی دیگر دارد، اما تجربه روند انقلابی 1355 تا 1357 و به ویژه تجربه ماه‌های پایانی رژیم شاه، نشان از مبارزه‌ای آگاهی‌بخش در ابعاد توده‌های میلیونی در حوزه‌های گوناگونی دارد.ـ
این نکته، این روزها با کارهای هنری‌ای که تحت عنوان „به یاد خاطره‌های سرخ بهمن“ منتشر شده است، برایم بیشتر برجسته شد. عکس‌های استفاده شده در این آثار بخشی از یادمانه جمعی نسل انقلاب را زنده می‌کند که با تظاهرات خیابانی، با درگیری با حکومت نظامی شاه، با فعالیت‌های هنری، فرهنگی و سیاسی، تمامی عرصه‌های تبلیغاتی و جنگ روانیِ رژیم شاهنشاهی را بر آن تنگ ساختند. تصویر نخست، 1 یادگار روزهای فریاد، بهمن 1357، چهره خشم فروخورده مردم و جوانانی را به تصویر می کشد که از سال‌ها سرکوب، نابرابری و جنایت شاه و تمامی دستگاه سلطنت به تنگ آمده بودند. این، همان میدان اصلی به چالش کشیدن نظامیان مسلحی بود که کشتار 17 شهریور را در تهران سازمان دادند، سرکوب خشن تیمسار ناجی را در اصفهان تاب آوردند و در هر کوی و برزنی جنگیدند تا تمرکز دستگاه سرکوب را بر روی شهر یا منطقه معین از بین ببرند.ـ

یک - یادگار روزهای فریاد، بهمن 1357
یک – یادگار روزهای فریاد، بهمن 1357

در مراحل نخست، هم چون خیزش دی ماه، شاهد سکوت بخش اعظم، لایه خرده بورژوازی مرفه شهری بودیم، که در لحظات آخر سکوت خود و سقوط رژیم شاه، لنگ لنگان به „سیاست“ روی می‌آوردند، برخی مینی ژوپها را با چادر چاقچور عوض کردند و مثل گوگوش، دو آتشه خواندند که „آقا خوبه…“ از بازاری‌ها و جوجه حزب‌اللهی‌ها جلوتر می‌زدند، و از پاپ نیز کاتولیک‌تر شده بودند! برخی از همین لایه خرده بورژوازی مرفه شهری که اینک تهدید به فلک‌زدگی شده بودند، به آخرین نخست وزیر دولت شاه، شاپور بختیار پناه آورده بودند که „بختیار، بختیار، سنگرِ تو نگه‌دار!“… برخی دیگر هنوز بر طبل بی‌طرفی می‌کوبیدند و به دیگران درس می‌دادند که „هر کی در شد، ما دالونش، هر کی خر شد، ما پالونش!“ و از همه بدتر، برخی مخالف شاه شده بودند و می‌خواستند به همه بگویند که آن‌ها „از اول راه درست را تشخیص داده بودند ولی…“ـ
اما، این تصویر کامل و تمام عیار بهمن سرخ نیست، هنرمندان، دانشجویان، اندیشه‌ورزان نیز، میدان نبرد کارگران و زحمتشکان را، میدان خود دیدند و با تمام توانشان در حمایت از آن کوشیدند. امکانات طراحی و چاپ در چهل سال پیش „دیجیتالیزه“ نشده بود، برای هر طرحی بایستی زحمت بسیار زیادی می‌کشیدی تا تکثیر و چاپ شوند و به در و دیوار شهر بچسبند. طرح‌ها اغلب ساده و شماتیک هستند، چون آن‌ها را بتوان به صورت شابلون روی دیوار گذاشت و با رنگ بر روی دیوارهای شهر منتشر کرد. تصویر دوم یکی از نمونه‌های کلاسیک و به یاد ماندنی  آن دوران است:ـ

دو - به یاد خاطرهای سرخ بهمن ماه
دو – به یاد خاطرهای سرخ بهمن ماه

تشنگی برای دانستن، درست هم هنگام با مبارزه سخت با حکومت نظامی شاه و ساواکی‌هایی که تا نفس آخر از شکار مبارزین و آزادیخواهان دست برنداشته بودند، غوغا می‌کرد. فروش کتاب‌های جلد سفید سریع‌تر از سرعت چاپ و توزیع آن‌ها بود. نسل جوان می‌خواست بداند، نوشته‌ها را بدون سانسور داشته باشد، قهرمانان جامعه خود را بشناسند، چه کسانی بوده‌اند؟ چه کرده‌اند؟ چه می‌خواستند که شاه و ساواک آن‌ها را کشته و یا در زندان‌های خود نگه داشته است؟
درست در چنین بحبوحه‌ای بود که به روشنی پیوند ناگسستنی آگاهی و مبارزه طبقاتی و اجتماعی را می‌شد درک کرد، می‌شد دید، می‌شد لمس کرد. در آن میان، یکی از کارهای قشنگ و ماندنی در دانشگاه پلی تکنیک درست در روزهای نخست بهمن 1357 انجام شد که به همت عکس‌های باقی مانده از آن دوره، برای ما خاطره و تجربه‌اش باقی مانده است. تصاویر 3 و 4 مربوط به این نمایشگاه هستند که استقبال مردم را نشان می‌دهد. هر عکس و زندگی نامه را با دقت می‌خواندند و به سراغ عکس بعدی می‌رفتند. همین تجربه در شهرستان‌ها هم کم و بیش انجام شد و اگر اشتباه نکنم بعد از قیام به همت دانشجویان پیشگام در دانشگاه هنر دانشگاه تهران برگزار شد که با استقبال وسیع مردم و جوانان همراه بود. در گزارش کوتاهی که در هفته نامه تهران مصور، شماره 4، در سیزده بهمن 1357 منتشر شده است، اطلاعات بیشتری درباره این نمایشگاه بدست می‌آوریم: نمایشگاه «شهدای به خون خفته خلق»، زندگی نامه و عکس جانفشانان سازمان چریکهای فدایی خلق ایران و نیز برخی دیگر از مبارزین ضدرژیم شاه را به نمایش گذارده بود. بریده نشریات رژیم شاه در نمایشگاه دیده می‌شد با تیترهایی نظیر «ما می‌دانیم تروریستها از کجا می‌آیند و از کجا هدایت می‌شوند»، «حمید اشرف و نه تروریست زن و مرد کشته شدند» و یا «اسرار تازه فعالیتهای شبکه مهاجمان»، نشان از تبلیغات نخ نمای رژیم شاه و نیز رژیم جمهوری اسلامی دارد که هر مخالفتی را به توطئه خارجی نسبت می‌دهد.ـ
در روز افتتاح نمایشگاه، از بازماندگان فدائیان خلق، مادر رفیق مهرنوش ابراهیمی سخنرانی می‌کند و می‌گوید: اگر چه دختری که در فقر و بدبختی بزرگ کرده بودم از دست داده‌ام، ناراحت نیستم، چرا که فرزندم در راه توده ستمدیده شهید شد. سخنران دیگر، همسر بیژن جزنی، میهن قریشی، است که گفت: رستاخیز سیاهکل زنگ بیداری مردم بود و به ملت فهماند که می‌توان حتی در شرایط اختناق نیز دست به مبارزه مسلحانه زد.ـ

سه - نمایشگاه جانفشانان و مبارزین ضدرژیم سلطنتی، بهمن 1357
سه – نمایشگاه جانفشانان و مبارزین ضدرژیم سلطنتی، بهمن 1357
چهار - نمایشگاه جانفشانان و مبارزین ضدرژیم سلطنتی، بهمن 1357
چهار – نمایشگاه جانفشانان و مبارزین ضدرژیم سلطنتی، بهمن 1357

بهمن 1357، بهمن نیست اگر تظاهرات سیاهکل در روز 21 بهمن از جلوی دانشگاه تهران در آن یاد نشود! احتمال می‌دهم که عکس 5 در آن روز گرفته شده است چون در پارچه نویسی دوم، در عکس از پیوستن همافران به صفوف انقلاب خبر می‌دهد و در پارچه نویسی نخست نیز چهره بنیان گذاران سازمان چریکهای فدایی خلق ایران دیده می‌شود: فرمانده عملیات سیاهکل رفیق علی اکبر صفایی فراهانی، رفقا مسعود احمدزاده، بیژن جزنی، خسن ضیا ظریفی، امیر پرویز پویان.ـ

 

پنج - تظاهرات سیاهکل در روز 21 بهمن 1357 در تهران
پنج – تظاهرات سیاهکل در روز 21 بهمن 1357 در تهران

اما کلا بهمن، بهمن نیست، اگر از سیاهکل 49 سخنی به میان نیاید و چون زبان الکن من زیاد برای نوشتن درباره عکس آخر که برگرفته از کارهای گرافیکی 1357 و نیز سیاهکل 1349 است، مناسب نیست با یادداشتی از شاعر بزرگ مردم، سعید سلطانپور این نوشته را به پایان می برم:ـ

ماه بهمن،سرخ ترین ماه آرمان و انقلاب خلق، سعید سلطانپور، برگرفته از نشریه کار شماره ٩٦

ماه بهمن، خونین ترین و شکوهمندترین ماه در تاریخ جنبش انقلابی خلقهای ستمدیده و پیشگامان سرخ و رزمنده ی آن است. هرروز بهمن، در تقویم مبارزات خلق برگی ست خونین که چون سپیده دمان گلگون رهائی و ازادی می درخشد. دست عاشقان خلق چون برگ برگ ماه بهمن را در تقویم سرخ مبارزات ورق می زند.یکپارچه آتش انقلاب می شود.ـ
قلب عاشقان خلق در موج موج خون شهیدان بهمن شعله می کشد و یا رودخانه ی آتش و شقایقی که از خون شهیدان بهمن بر بستر زمستانی سالهای چهل و نه تا پنجاه و هفت،موج می زند، جاودانه می خروشد.ـ
چشم عاشقان خلق انبوه شهیدان را بر قلعه های برف آلود بهمن ماه می بیند که با آهنگ ترانه های خلق، چگونه در کارگاه فردا، آفتاب رهائی و آزادی زحمتکشان را با تار و پود خون می بافند.ـ
در بهمن ماه سال چهل و نه رزمندگان فدائی،در قلب خفقان رزم نوینی پی افکندند و طومار خیانتهای تاریخی را با خروش خون درهم پیچیدند و سیلی خون بر چهره ی فراریان و سازشکاران و صبر و انتظار پیشگان فروکوفتند.ـ
حماسه سیاهکل، این رستاخیز خون و خروش رزمندگان فدائی، در سالهای تاریک دیکتاتوری آتش اصیل و خاموشی ناپذیر، مبارزه ی انقلابی را در خاکستر سنگین دهه های خاموش و ترس، شعله ور کرد و خون خفته و خسته ی ستمدیدگان را در رگهای ایمان و امید به گردش درآورد و یک دهه، یک دهه خونبار که در آن بذر مبارزه انقلابی شکفت و بالا گرفت، نام فدائی بر تارک میهن می درخشید. سازمان چریکهای فدائی خلق ریشه در خون بست و شکل گرفت و در هوای خفقانی سرکوب نظام وابسته ی پهلوی از بالندگی باز نماند، چندان که سرانجام شاخ و برگ آتشینش در جنبش انقلابی خلق از سرخ ترین شکوفه های انقلاب سرشار شد و در قیام خونین خلق سرخ ترین ثمر انقلابی رزم مسلحانه ی خلق را چون آتش انتقام بر پادگانهای ضد خلق فروبارید: فدائی در اوج قیام مظهر اراده ی انقلابی خلق بود و در جریان قیام خونین خلق خون فدائی: خون احمد زاده ها، پویان ها، جزنی ها، مومنی ها حمید اشرف ها، سلاحی ها….. در خون سیادتی ها جوشید و با خون خلق گره خورد و آتش هنگامه ای تازه در ارکان ارتش ضد خلقی و پادگانهای سرکوبگرش افکند.ـ
بهمن ماه، ماه خون و مبارزه است. ماه حماسه و شهادت است. ماه آتش و فریاد است. ماه خروش سرخ سیاهکل، ماه توفان خونین قیام است. بهمن ماه توفانی ترین ماه عزم مسلحانه خلق و سرخ ترنی ماه رزم مسلحانه ی فدائیان خلق است. بهمن ماه، ماه سلاح برگرفتن توده هاست. ماه آتش قدرت خلق از دهانه مسلسلهاست. ماه انفجار نارنجک و شلیک گلوله ی فدائیان خلق است. بهمن ماه سرآغاز پیروزی خلق و سرآغاز شکست ضد خلق است. بهمن ماه، ماه آتشفشانهاست. نوید قیام مسلحانه ی خلق در بهمن ماه پنجاه و هفت با خون بر تارک رستاخیز مسلحانه ی سیاهکل نقش بسته است.ـ
اکنون به گرامی داشت بهمن ماه چهل و نه و پنجاه و هفت خلق ما، فرزندان دلاور خلق و رزمندگان پیشگامش،نام شهدیان بهمن ماه را بخوانیم و شورمندتر به پاسداش آرمان شهبدان راه زحمتکشان برخیزیم و آتش مبارزه طبقاتی را شعله ورتر کنیم. در خط خون شهدیان پیش رویم و تا تحقق آرمان شهیدان پیش رویم و تا تحقق آرمان شهیدان پیش رویم و تا تحقق آرمان شهدیان از پای ننشینیم. و در راه سرخ کارگران چنان شکوهمند و پرطنین گام برداریم که از هم اکنون کوردلان و فرصت طلبان و خائنان تازه کار و کهنه کار در در خط سازش از هراس مبارزه طبقاتی به لرزه درایند.»ـ

شش – به یاد پانزده رزمنده شهید سیاهکل

همایون ایوانی سیزدهم بهمن 1396
دوم فوریه 2018

Keine Kommentare

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.

طرح از مهدی طالقانی
مقاله
نگاهی به سایه روشن‌های روابط ناپیدای جامعه پس از خیزش دی ماه 1396، ساسان دانش

نگاهی به سایه روشن‌های روابط ناپیدای جامعه پس از خیزش دی ماه 1396 سقراط آمد و رفت!ـ ابوعلی سینا آمد و رفت!ـ نیوتن آمد و رفت!ـ زکریای رازی آمد و رفت!ـ انیشتین آمد و رفت!ـ صادق هدایت آمد و رفت!ـ فروید آمد و رفت!ـ فروغ و شاملو نیز آمدند و …

آزادی جامعه، آزادی زنان است
مقاله
ـ #جنبش_زنان :: نقش زنان در کانون نویسندگان ایران (1)، منیژه گازرانی

یک پرسش، یک پاسخ پس از انتشار خبر برگزاری مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران و اعلام نتایج انتخابات، چند تن از بازدیدکنندگان صفحه در کامنت‌های خود پرسیده‌اند: چرا زنان در میان برگزیدگان نیستند؟ برخی نیز به تصریح یا به تلویح آن را نشان فضای مردسالار در کانون دانسته‌اند. پرسش را …

کار، مسکن، آزادی - جمهوری شورایی
مقاله
ـ“سرخها“ ی بوروکرات، بیخودی که „زرد“ نشدند!، داریوش سلحشور

ظاهراجنبش“چپ“ دریک دایره ابدی به بازتولیدمکرراشتباهاتش مشغول است و کمافی السابق فرقی هم نمیکند که اسم حزب و سازمان هایش را چه بنامیم و یا دایره لایزال افتخارات تشکیلاتی راتاکدام سپهربی انتها گسترش بدهیم.ازقضا همان اشتباه „قدیمی“راتکرارمیکنندکه زمانی هم آنرانقدکرده بودند وآن نقدبودکه موجودیت جنبش“نوین“ رارقم زده بود.صدالبته که براساس …

%d Bloggern gefällt das: