آه، ای بهار آشنا محمود خلیلی

ایران

آه، ای بهار آشنا

گشتی بزن در شهر ما

رنگی بزن، نقشی بزن

عطری فشان، چنگی بزن

برکاخ های شیشه ای

سنگی بزن، سنگی بزن

آه ای بهار آشنا

 بر ناله های بی صدا

بر کودکان بی پناه

بنما رخی از بهر ما

از ماتم و، ویرانه ها

طغیان چنان بنما به پا

تا سفره ها پر نان شود

با خشم وقهر توده ها

نو روز ما برپا شود

نیرو دهد بر شانه ها

خورشید دمد بر خانه ها

بی شک بهار مادران

سر می زند از خاوران

محمود خلیلی

28 اسفند 1396

Keine Kommentare

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.

Diese Website verwendet Akismet, um Spam zu reduzieren. Erfahre mehr darüber, wie deine Kommentardaten verarbeitet werden.

سعید یوسف و هایده ترابی
شعر و سرود
گذشته و آینده – تأملاتی مشترک، هایده ترابی – سعید یوسف

شاید یک سالی می گذرد از زمانی که از هایده ترابی (که غرق در مطالعات سومری و اکدی و آن خطوط عجیب و غریب میخی بود) درباره ی توجهِ ویژه ی آن مردمان به گذشته شنیدم: گذشته به صورتِ چیزی که در پیشِ روست. در پیوند با همین نکته بود …

ایران
چون دوست دشمن است، شکایت کجا برم؟(1)، ناصر مهاجر

مارس ۲۰۱۹/ اسفند 1397 از لحظه‌ای که «مرور»ـ [i] شیدا نبوی را بر راهی دیگر [ii] دیدم، شنبه شبِ ۱۷ آذر ۱۳۹۷ تا هم اینک، از میهن آنچه در چمدان دارم اسماعیل خویی رهایم نکرده است؛ به‌ویژه آنجا که می‌گوید:ـ ـ«چه کرده‌ام؟ ـ          خدای من!ـ ـ                  کنون چه کرده‌ام؟ ـ                             …

ایران
چشم اندازحیات کارگران-میزگردی با حضور: نبوی، اکبری ، گوداغی ، فتحی — فراپیش

چشم انداز حیات کارگران ( متن میزگردی کارگری که در پاییز سال 1384 در تهران برگزار شده و اکنون برای نخستین بار منتشر می شود ) دیباچه ای برای معرفی متن حاضر _ وزیر فتحی در سال 1384 اسدالله نبوی – یکی از زندانیان سیاسی دهه ی شصت – در …

%d Bloggern gefällt das: