آه، ای بهار آشنا محمود خلیلی

ایران

آه، ای بهار آشنا

گشتی بزن در شهر ما

رنگی بزن، نقشی بزن

عطری فشان، چنگی بزن

برکاخ های شیشه ای

سنگی بزن، سنگی بزن

آه ای بهار آشنا

 بر ناله های بی صدا

بر کودکان بی پناه

بنما رخی از بهر ما

از ماتم و، ویرانه ها

طغیان چنان بنما به پا

تا سفره ها پر نان شود

با خشم وقهر توده ها

نو روز ما برپا شود

نیرو دهد بر شانه ها

خورشید دمد بر خانه ها

بی شک بهار مادران

سر می زند از خاوران

محمود خلیلی

28 اسفند 1396

Keine Kommentare

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.

Diese Website verwendet Akismet, um Spam zu reduzieren. Erfahre mehr darüber, wie deine Kommentardaten verarbeitet werden.

کارگر زندانی، زندانی سیاسی، آزاد باید گردد
اطلاعیه
آن که باد می کارد، توفان درو می کند

-اطلاعیه گفتگوهای زندان در باره دستگیری و شکنجه و آزار کارگران و مدافعین آن ها- امنیتی کردن مبارزات کارگران و زحمتکشان برای دستیابی به خواسته‌های به حقشان، از جمله ترفند‌هایی است که جمهوری ‌‏اسلامی ‏برای ایجاد رعب و وحشت جامعه در پیش گرفته است. شیوه‌ای که از همان ابتدای به …

نان، کار، آزادی
ایران
ریشه‌ها و آوندها: سالگرد دی‌ماه، کمال خسروی

ریشه‌ها و آوندها: سالگرد دی‌ماه  نسخه‌ی چاپی (پی دی اف) کمال خسروی   شکست سکوت، خیزش دی‌ماه 96، بی‌گمان رعدی در آسمانِ بی‌ابر نبود؛ دست‌کم برای کسانی نبود، و نیست، که هر روز آسمانِ تهیدستی و ناآزادی و گرسنگی و زندان و شکنجه و شلاق و اعدام بر سرشان آوار می‌شود …

برتولت برشت
شعر و سرود
برتولت برشت: در ستایش فراموشی (۱۹۳۸)، ترجمه ی سعید یوسف (۱۳۶۱)ـ

برتولت برشت: در ستایش فراموشی (۱۹۳۸)، ترجمه ی سعید یوسف (۱۳۶۱)ـ برتولت برشت (۱۹۵۶-۱۸۹۸) دوازده شعر دارد در ستایش‏ چیزهای مختلف، از ستایش‏ كمونیسم و دیالكتیك گرفته تا ستایش‏ شك و غیره؛ «در ستایش فراموشی» یکی از این اشعارست که برشت در حوالی سال ۱۹۳۸ نوشته اما سالها پس از …

%d Bloggern gefällt das: