به نام دادگاه، به کام چپ ستیزان / جمعی از هم بندان چپ دهه شصت

زندان در ایران

January 02, 2022 !به نام دادگاه، به کام چپ ستیزان

دادگاه حمید نوری یکی از دست اندرکاران جنایت بزرگ سال ۶۷ واقعه ای مهم است که نه فقط از جنبه محاکمه این جنایتکار بلکه از زاویه ی ثبت در تاریخ و افشای هر چه بیشتر جنایات جمهوری اسلامی و روشن شدن ابعاد بیشتری از این جنایات اهمیت دارد. ایرج مصداقی و دیگران از دست اندر کاران به دام انداختن حمید نوری بودند و اکنون و مهمتر از آن تمام جان به در بردگان به عنوان شاهد نقشی تعیین کننده و تاریخی ایفا می کنند تا جنایات سال ۶۷ ثبت در تاریخ گردد و زوایای آن هر چه بیشتر برای مردم ایران و جهانیان روشن گردد. رژیم های سرمایه داری دیکتاتور معمولا پس از سرنگونی کیفرخواستشان نوشته و محاکمه آنها آغاز می شود اما کیفر خواست جمهوری اسلامی قبل از سرنگونی آن در جریان تدوین است و به این اعتبار دادگاه حمید نوری نیز در این چارچوب قرار دارد. این حمید نوری نیست که فقط محاکمه می شود، بلکه شهادت جان بدر بردگان، کیفر خواستی علیه تمامیت جمهوری اسلامی و بخصوص سران آن است که در آینده می تواند وسیعا مورد استفاده قرار بگیرد.

اما از آنجا که گرایشات و افراد مختلفی با رویکردهای سیاسی متفاوت و بعضا متناقض به عنوان شاهد و پیگر ماجرا در این دادگاه شرکت می کنند و یا به آن می پردازند، لذا ماجرا حاشیه ی بسیاری یافته است. ما به عنوان جمعی از زندانیان سیاسی چپ دهه شصت سعی کردیم خود را از حواشی این دادگاه بدور نگهداریم و صرفا تمرکز خود را بر روی افشاگری علیه رژیم جمهوری اسلامی و آشکار نمودن ابعاد جنایت متمرکز کنیم. ما برخوردهای تند و تهمت زننده مجاهدین خلق به ایرج مصداقی و متقابلا برخوردهای همسان او به سازمان مجاهدین خلق را به یکدیگر نادیده گرفتیم تا به آنچه ذکر شد پایبند باشیم و از درگیری های حاشیه ای پرهیز کنیم.

اما متاسفانه دامنه ی این حاشیه ها افزایش یافت و از حد خود خارج گردید. ایرج مصداقی و دیگر نزدیکانش همانطور که در گذشته نیز به چپ انقلابی حمله می کردند دادگاه و مطرح شدن نقش مصداقی را به عنوان وسیله و شرایطی دیدند که از آن سوء استفاده و به چپ انقلابی بیشتر حمله کنند. در گذشته ایرج مصداقی بارها اعلام کرده بود چپ درمانده و وامانده است و سمپاتی خود را به رضا پهلوی اعلام کرده بود. او با این توجیه که آلترناتیو دیگری به جز رضا پهلوی وجود ندارد عملا با سلطنت طلبان همراه شد و در این راستا بر خلاف ادعای خود می داند که مانع اصلی، چپ انقلابی است. و از هر موقعیتی استفاده می کرد تا حمله ای به چپ انجام دهد، منتها از آنجا که او و اطرافیانش هیچ گرایش اجتماعی در ایران را نمایندگی نمی کنند، جریانات و افراد چپ انقلابی به حرف های او اهمیتی نمیدادند و لذا نیازی به پاسخ نیز نمی دیدند. اکنون نیز او هیچ جریان و گرایشی را نمایندگی نمی کند اما دو پارامتر شرایط را تغییر داده و ما را وادار به پاسخگویی و برخورد کرده است. اول اینکه او با تمام تلاش برای حفظ ظاهر در نهایت در چارچوب اپوزیسیون راست و مشخصا سلطنت طلبان و لیبرال ها فعالیت می کند که آنها حریفان گرایش چپ کارگری در جامعه ما هستند و آنها تهاجمی جدید علیه چپ انقلابی براه انداخته اند. مبارزه نظری و عملی با اپوزیسیون راست وظیفه هر سوسیالیستی است. و دوم اینکه با توجه به نقش خود در دستگیری حمید نوری و توجه افکار عمومی به آن موقعیت را مناسب دیده، حمله و تهاجم به چپ انقلابی را افزایش داده و به آن تاخته اند.

او و نزدیکان همفکرش امثال خانم شهلا شفیق که جایزه نشان لژیون دلوُر را در فرانسه گرفته است و فرهاد مرادی گرداننده اتاق کلاپ هاوس با موضوع محاکمه حمید نوری و به بهانه شهادت ضعیف مهرزاد دشتبانی(۱) به چپ انقلابی حمله ور شدند و در این راستا جلسه کلاپ هاوس را “مهندسی” کردند – که مطلبی از نادر کلهری در این مورد روشنگری کرده است – و در ادامه این ماجرا ایرج مصداقی در مصاحبه با آقای بهبهانی در تلویزیون میهن مجددا بر چپ تاخت و اعلام کرد که “چپ در ایران آخرین نفس هایش را می کشد” و یا فرهاد مرادی اعلام می کند “اگر اکثریت و حزب توده را از چپ بگیریم از چپ چیزی باقی نمی ماند” . خانم شفیق ودیگر نزدیکان مصداقی سعی می کنند بر سر کار آمدن جمهوری اسلامی را نتیجه سیاست های چپ انقلابی معرفی کنند و فرهاد مرادی انتقاد می کند که چپ چرا از دولت بختیار حمایت نکرد.

بهتر است از آخر و مورد به مورد به موضوع بپردازیم تا برسیم به اینکه آیا چپ انقلابی”نفس های آخرش را می کشد ” یا نه. این ادعا که چپ انقلابی عاملی بود که خمینی و جمهوری اسلامی بر سر کار بیایند کاملا دروغ و تاریخ نگاری وارونه ایست. عمده نیروهای چپ انقلابی در مقطع انقلاب و همان یکی دو سال اول که رژیم پایه های خود را محکم می کرد عبارت بودند از سازمان پیکار،کومله،رزمندگان، اتحاد مبارزان کمونیست(سهند) ،سازمان چریک های فدایی خلق و راه کارگر.

سازمان پیکار، کومله، رزمندگان، اتحاد مبارزان کمونیست که همه آنها عمده نیروهای موسوم به خط سه بودند از همان ابتدا خمینی و روحانیت و حتی لیبرال های دولت موقت و سپس دولت بنی صدر را ضد انقلابی و در صف دشمنان طبقاتی کارگران و مردم می دانستند و فعالیت سیاسی خود را متمرکز بر افشا و مبارزه با آنها می کردند. در شرایطی که جو حاکم انقلاب که اکثریت توده ها به خمینی متوهم بودند و به مثابه رهبر آن را پذیرفته بودند، مبارزه علیه روحانیت در مقطع انقلاب و جمهوری اسلامی که در جریان یک انقلاب به قدرت رسید، بسیار سخت و با موانع جدی روبرو بود، اما تحت تاثیر جو عمومی جامعه قرار نگرفتند و مبارزه سیاسی خود را از همان آغاز شروع کردند. سازمان چریک های فدایی خلق نیز در مقطع انقلاب و در شرایطی که خمینی جهاد برای سرنگونی نداده بود و روحانیون و لیبرال های پیرامون او نیز از انقلاب توده ها وحشت کردند و سعی در جابجایی مسالمت آمیز قدرت داشتند و در کنفرانس گوادالوپ که قدرت های غربی نیز بر رفتن رژیم شاه و انتقال مسالمت آمیز قدرت به دست خمینی و دولت موقت توافق کرده بودند، در شب بیست و یک بهمن که نیروهای گارد همافران نیروی هوایی را محاصره کرده بودند چریک های فدایی خلق با حمله به نیروهای گارد شاهنشاهی حلقه محاصره را شکستند، همافران مسلح بیرون آمدند و مردم با شنیدن این خبر به خیابان ها ریختند و با وجود اینکه آخوندهایی مثل غفاری و … با بلند گو از طرف خمینی اعلام می کردند که امام جهاد نداده است به خانه بروید اما مردم در بیست دو بهمن به پادگان ها و پاسگاه ها حمله کردند و انقلاب بهمن رقم خورد و به سرانجام رسید. سازمان چریک های فدایی خلق، پیکار و دیگر چپ های انقلابی انتخابات فروردین برای رای به جمهوری اسلامی را تحریم کردند. سازمان چریک های فدایی خلق نیز همانند دیگر نیروهای چپ انقلابی جمهوری اسلامی را ضد انقلاب ارزیابی می کرد و دشمن کارگران و مردم می دانست. در جریان مطالبه خود مختاری مردم کردستان – بلافاصله پس از انقلاب – باز این چپ انقلابی بود که از این مطالبه مردم کردستان دفاع کرد وعمده ترین این جریانات، کومله، پیکار و سازمان چریک های فدایی خلق، در کنار مردم کردستان ایستادند و در جریان تهاجم وسیع نظامی رژیم جمهوری اسلامی به کردستان مقاومت مسلحانه مردمی کردند و طی چند سال جنگ و مقاومتت صدها نفر از صفوف کومله، پیکار،سازمان چریک های فدایی خلق و دیگر چپ های انقلابی یا در درگیری های مسلحانه جان باختند و یا اعدام شدند. در جریان وقایع ترکمن صحرا و شورش خلق ترکمن به رهبری شورای خلق ترکمن سازمان چریک های فدایی خلق در کنار مردم ترکمن صحرا و گنبد ایستاد و تا به آخر جنگید. چهار عضو شورای خلق ترکمن به شدت شکنجه و در نهایت جانباختند از فعالین سازمان چریک های فدایی خلق بودند (توماج، مختوم، واحدی و جرجانی) .

راه کارگر نیز که در سال ۵۸ ایجاد شد،بر اساس تحلیل خود از رژیم جمهوری اسلامی (کاست حکومتی) آن را ضد انقلاب ارزیابی می کرد.

با شروع جنگ ایران و عراق در ۳۱ شهریور سال ۵۹ از همان ابتدا عمده نیروهای چپ انقلابی مثل پیکار، کومله ، اقلیت و … جنگ را ارتجاعی ارزیابی کردند و به افشای آن پرداختند. در صورتی که به اصطلاح اپوزیسیون راست از حزب توده و اکثریت گرفته، تا سازمان مجاهدین خلق، لیبرال ها و حتی سلطنت طلبان با توجیهات مختلف فریاد دفاع طلبی سر دادند و مردم را تشویق به رفتن به جبهه می کردند.

چپ انقلابی در هر مقطع در مقابل رژیم جمهوری اسلامی ایستاد و هزینه داد اما دو فاکتور برای جمهوری اسلامی یعنی جنگ و فاز نظامی سازمان مجاهدین خلق، دست رژیم جمهوری اسلامی و دستگاه های سرکوبش را باز گذاشت تا هزاران نفر را قتل عام کند و جنبش کارگری و مردمی را نیز به شدت سرکوب کردند. اتفاقا مصداقی در جریان تاریخ نگاری آن مقطع باید بیاد بیاورد که خود فعال سازمان مجاهدین خلق بود که تا مقطع جنگ از خمینی حمایت و از سال شصت نیز در کنار بنی صدر، شورای مقاومت را تشکیل دادند و جنگ تروریستی براه انداختند که توده ها در آن هیچ نقشی نداشتند و باعث ایجاد فضای خفقان پلیسی و سرکوب شد. و یا امثال فرهاد مرادی که خود اصلاح طلب دو آتشه ای بود و علیه چپ انقلابی صحبت می کند حتما تفاوت چپ غیر انقلابی و انقلابی را می داند و باید بداند که حزب توده و اکثریت در کنار جمهوری اسلامی، سرکوب ها و کشتار ها را تایید می کردند و همکاری امنیتی داشتند. آدم فروشان اکثریتی و توده ای پس از انقلاب که اکنون نیز در حزب چپ (اکثریت) و راه توده گرد آمده اند به بهانه های مختلف آب به آسیاب رژیم میریزند. یک روز از اصلاح طلبان حمایت می کنند و روز دیگر اعلام می کنند برانداز نیستند – به مواضع حزب چپ (اکثریت) مراجعه کنید – سوسیال دمکرات هایی که سیاست های نئولیبرالیستی را چراغ خاموش پیش می برند حالا منتقد چپ انقلابی هستند. همین اکثریتی ها بودند که می گفتند، “شایعه شکنجه را افشا کنید”، “سپاه را به سلاح سنگین مجهز کنید”، “علف های هرز را درو کنید”(اشاره به اعدام های نیروهای چپ و مجاهدین و .. در زندان ها) حزب توده تا اواسط سال شصت و یک، که به حزب توده حمله شد و اکثریت تا سال شصت و پنج که رژیم به آنها نیز رحم نکرد در کنار جمهوری اسلامی بودند و نه تنها سرکوب ها را تایید می کردند بلکه هر جا توانستند همکاری امنیتی نیز کردند. به این اعتبار حزب توده و اکثریت از جمله منفورترین و منزوی ترین جریاناتی هستند که به نام چپ فعالیت می کنند اما دوست آقای مصداقی و گرداننده اتاق کلاپ هاوس درباره دادگاه حمید نوری ادعا می کند اگر حزب توده و اکثریت را از چپ بگیرید چیزی از چپ باقی نمی ماند!! <خورشید را گذاشته می خواهد با اتکا به ساعت شماته دار ، بیچاره خلق را متقاعد کند که شب هنوز از نیمه نیز بر نگذشته است. طوفان خنده ها> . تمامی اسناد مربوط به مواضع جریانات چپ انقلابی و اکثریت و حزب توده و … موجود است و به برکت اینترنت با یک سرچ ساده، واقعیت های گفته شده آشکار می شود. کافی است نشریات پیکار، کار اقلیت و کار اکثریت و مردم حزب توده را در آن دوره ها مرور کنیم. اکنون جریانات بدسابقه و بدنام مثل اکثریت و حزب توده را بزرگ می کنند تا اینها که عموما در خارج کشور به عضویت احزاب سوسیال دمکرات درآمدند و لیبرال شدند و مقابل چپ انقلابی و کارگری هستند را توجیه کنند.

چپ انقلابی که عمده نیروهای آن را در مقطع انقلاب نام بردیم و مختصرا نقش آنها را توضیح دادیم، با وجود اشتباهات تاکتیکی و سیاسی از همان ابتدا تماما در مقابل جمهوری اسلامی ایستادند و مبارزه کردند. تاریخ نگاری دلبخواهی و دروغین خانم شفیق ، ایرج مصداقی، فرهاد مرادی و … همه ی این واقعیات را نادیده می گیرند تا چهره چپ انقلابی را نزد نسل جوان و کسانی که آن دوره را بیاد نمی آورند تخریب کنند. نه تنها در سال ۵۸ و ۵۹ به میتینگ های احزاب و سازمان های چپ انقلابی حمله میشد بلکه با شروع سرکوب های گسترده رژیم از سال شصت هزاران نفر از فعالین همین سازمان ها و گروه ها اعدام و قتل عام شدند. بیش از هزار نفر از کومله در جریان جنگ های انقلابی و مردمی کردستان جان باختند. حدود پانصد نفر از فعالین سازمان پیکار اعدام شدند، از سازمان فداییان اقلیت بیش از ششصد نفر اعدام گردیدند. از صفوف دیگر نیروهای چپ انقلابی مثل اتحاد مبارزان کمونیست، رزمندگان ؛ راه کارگر و … نیزدهها نفر اعدام گردیدند. اکنون همکاران مصداقی :خانم شهلا شفیق، فرهاد مرادی و دیگر لیبرال ها و سلطنت طلبان مدعی هستند چپ انقلابی باعث تحکیم جمهوری اسلامی شد؟ زهی وقاحت و بی شرمی.

اما این گفته ایرج مصداقی که “چپ نفس های آخرش را می کشد” را بررسی کوتاهی بکنیم. هر شخصی که کمترین شناختی از جنبش های داخل کشور، تشکل ها و فعالین جنبش های کارگری، دانشجویی، معلمان، و بازنشستگان داشته باشد و بی غرض باشد میداند که در تمام این جنبش های فعال عرصه ی مبارزه طبقاتی در ایران یا چپ کارگری است که دست بالا دارد و یا نقش بسزایی در آنها ایفا می کند. جریانات دست راستی با وجود امکانات رسانه ای متعدد و قوی و بودجه و … که دراختیارشان گذاشته شده است، نتوانستند هیچ جای پایی در بین این جنبش ها و تشکل های آنها پیدا کنند. سال های مدیدی است که چپ کارگری و انقلابی در این جنبش ها با شعار نان کار آزادی و … پیش می رود و در مقابل سرکوب های گسترده همچنان محکم ایستاده است. آیا سلطنت طلب، لیبرال، اصلاح طلب و … در این جنبش ها نقشی دارند؟ کارگران آگاه، دانشجویان انقلابی، بازنشستگان و معلمین عموما ماهیت این جریانات دست راستی را می شناسند و می دانند که همه آنها فقط دندان تیز کرده اند که جای جمهوری اسلامی را بگیرند تا خود از طریق استثمار نیروی کار آنها و ایجاد ارزش اضافی سود ببرند و فربه بشوند. فعالین این جنبش ها می دانند که امثال رضا پهلوی و خانواده اش که میلیاردها ثروت این مردم را با خود بردند و حتی یک روز کار به معنای واقعی کلمه نکردند، ماهیتا با اختلاس گران جمهوری اسلامی فرقی ندارند.

واقعیت این است که مصداقی، شفیق و دیگر سلطنت طلبان و دست راستی ها می دانند که چپ انقلابی و کارگری بسیار بیش از گذشته قوی و در جنبش های جاری جامعه حضور دارد و دقیقا به همین دلیل است که اگر در گذشته که گاهی و موردی به چپ حمله می کردند یا سعی داشتند آن را نادیده بگیرند اکنون ناچارند تماما و سیستماتیک علیه چپ انقلابی فعال شوند. از کلاپ هاوس گرفته تا رسانه های بزرگی مثل من و تو، نه تنها به تقویت و تبلیغ اپوزیسیون راست و سلطنت طلب مشغولند بلکه به هر بهانه ای و فرصتی علیه چپ انقلابی و کارگری حرف میزنند و سم پاشی می کنند. امثال مصداقی باید بدانند که این جریانات طرفدار کاپیتالیسم هستند که نفس های آخر را می کشند و یا به نفس نفس افتاده اند و با تمام قوا سعی دارند در عرصه سیاست ایران باقی بمانند اما هر روز بیشتر ضعیف شده و گام به گام در جنبش های در حال پیشروی کنار زده می شوند. هر چند جمهوری اسلامی در گستردگی جنایت و فساد روی رژیم پهلوی را سفید کرده است اما ما هرگز جنایات ساواک،کشتار مردم در خیابان ها، اختلاس های خانواده پهلوی و تیمسارها و دیگر سران آن حکومت و … را فراموش نمی کنیم. همین امروز هم اگر سلطنت طلبان و دست راستی ها بر سرکار بیایند جز سرکوب و مقابله با جنبش کارگری و مردمی چاره ای دیگر ندارند. این چپ نیست که نفس های آخر را می کشد این شما هستید که در تنگنا قرار گرفته اید آب به آسیاب جریانات دست راستی می ریزید و عموما به جریانات صرفا خارج کشوری تبدیل شده اید. چپ کارگری و انقلابی تازه نفس است و هر روز بیشتر از پیش قدرت می گیرد. جامعه هر روز بیشتر در مقابل دو راهی سوسیالیسم یا بربریت کاپیتالیستی قرار دارد. اینها که طرفداران سوسیال دمکراسی، سلطنت و لیبرالیسم هستند، منفعت های مالی و امکاناتی در ماجرا دارند. آنها از طریق این جریانات یا ساپورت مالی یا امکاناتی می شوند و لذا دشمنی اینها با چپ کارگری و انقلابی ناشی از منفعت طبقاتی است و نه اشتباهات معرفتی. در انتها باید بر این واقعیت اشاره کنیم که پای آنها در جنبش های جاری باز نخواهد شد و توان مقابله با جریانات چپ انقلابی و کارگری را ندارند و فقط با تاریخ نگاری وارونه و استدلال های من درآوردی سعی دارند جنبش خودبخودی جامعه را تحت تاثیر قرار دهند.

به امید اینکه فعالین واقعی ماجرای محاکمه حمید نوری و رژیم جمهوری اسلامی از به حاشیه سازی پرهیز کنند و به اصل ماجرای دادگاه بپردازند.

!زنده باد سوسیالیسم

جمعی از هم بندان چپ دهه شصت

دی ماه ۱۴۰۰

۱- مهرزاد دشتبانی در شهادت خود در دادگاه ضمن اینکه واقعیات مهمی از برخوردهای بازجویی ونقش حمید نوری در جریان اعدام ها در تابستان سال شصت و هفت را گفت اما غیر مسئولانه تاریخ ها را مرور نکرده بود و از حداقل آمادگی لازم با توجه به گذشت سی و چند سال برای یادآوری تاریخ و مراجعه به اسناد و مدارک و تاریخ نگاری ها، برخوردار نبود. البته همه شهادت شاهدین در دادگاه مسئولیتی فردی است و هیچ ربطی به احزاب و جریانات و در سطح عمومی، چپ انقلابی ندارد.

Keine Kommentare

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert.

Diese Website verwendet Akismet, um Spam zu reduzieren. Erfahre mehr darüber, wie deine Kommentardaten verarbeitet werden.

نان، کار، آزادی، جمهوری شورایی
اخبار زندان
اطلاعیه گفتگوهای زندان: طغیان گرسنگان، وظیفه همگانی وتلاش برای مقابله با ماشین سرکوب

طغیان گرسنگان، ارتش بیکاران، سرکوب بی‌امان کارگران و زحمتکشان، زنان، معلمان، دانشجویان و سایر اقشار و اقوام از مدت‌ها پیش آغاز شده و به امید آن که رفته رفته به اوج خود برسد تا برای همیشه طومار نظام پوسیده سرمایه‌داری جمهوری اسلامی را درهم پیچد و بنیان آن را از …

طرح از سودابه اردوان
زندان در ایران
ادای شهادت در دادگاه باری مضاعف بر شانۀ زندانیان سیاسی، نویسنده: دکتر نورایمان قهاری، روانشناس

هیچ کس نمی‌خواهد فجایعی را که از سر گذرانده است به خاطر بسپارد؛ نه خودِ جان‌بدربردگان و نه جامعه. همه ما می‌خواهیم در دنیایی زندگی کنیم که امن، قابل کنترل و قابل پیش‌بینی باشد، جان‌بدربردگان از فجایع یادآور این واقعیت‌اند که دنیا همیشه بدین گونه نیست. جامعه اغلب سعی می‌کند …

نقاشی از فرانک صادقی، از زندانیان سیاسی زن
اخبار زندان
ـ #مقاومت_زندگی_است : گفتگوی مژده ارسی با آذرنوش همتی الیزه‌ای ‏ از بازماندگان کشتار سراسری زندانیان سیاسی ایران در تابستان 67‏ و از شاهدین دادگاه #حمید_نوری (عباسی)

ـ «باید انسان‌هایی آفرید واقع‌بین و شکیبا که در برابر هولناک‌ترین فاجعه‌ها تردید به دل راه نمی‌دهند و از هر بلاهتی به ‏وجد نمی آیند: بدبینی خرد، خوش بینی اراده»‏ ‏#گرامشی آذرنوش همتی از زندانیان سیاسی رژیم شاهنشاهی و نیز جمهوری اسلامی می باشد که از کشتار سراسری زندانیان سیاسی …

%d Bloggern gefällt das: