گفتگوهای زندان

 

 

تراژدي و باز هم تراژدي

 

مي گويند كه حوادث در تاريخ دوبار اتفاق مي افتد. بار اول به صورت تراژدي و بار دوم به صورت كمدي. اما بعضي حوادث هميشه تراژدي هستند. از جمله آنها مي توان از قتل و عام زندانيان سياسي نام برد.

اخيراً در كره جنوبي خبري پخش شد كه جامعه كره را دچار شوك كرد. اين شوك براي كساني كه تجربه زندانهاي جمهوري اسلامي را دارند, بسيار آشنا و دردناك مي­باشد.

متن زير برگردان متني از يك گزارش درباره كشف گورهاي دستجمعي در كره جنوبي است. نوشته زير بار ديگر نشان مي­دهد كه رژيم­هاي ديكتاتوري و سفاك داراي ماهيت مشابه هستند و در سركوب نيروهاي مترقي و انقلابي از سبعانه­ترين شيوه­ها استفاده مي­كنند و كمترين درنگي در اين­رابطه به خود را نمي­دهند.  این مقاله در روزنامه مبارزه طبقاتی در نروژ به چاپ رسید. پرنیان

 

نبش قبر گذشته مخفي

 

تاريخ اعدام هزاران نفر از حافظه جمعي كره­ايي­ها پاك شده­است. قبرهاي دستجمعي كه آنها در آن قرار دارند مخفي نگه­داشته ­شدند. اما حقيقت شروع به خود نمايي كرد, وقتي كه گردباد شديدي در سال 2002 يكي از قبرها را باز كرد.

از اين تاريخ به بعد كره­جنوبي مشغول نبش قبر كردن و جمع­آوري استخوانهايي است كه راز وحشتناك و به خاك­سپرده­شده را افشائ مي­كند.

در عرض چند هفته در اواسط سال 1950, در اوائل جنگ كره, پليس و ارتش كره­جنوبي هزاران نفر از فعالين چپ و كمونيست و كساني كه فقط مظنون به طرفداري از چپ بودند را اعدام كردند. اما تعدادي از زندانيان غير سياسي و دهقانان نيز قرباني ترور ضد كمونيستي رژيم كره­جنوبي گرديدند.

كميسيون حقيقت و بخشودگي كره در حال تحقيق اين قتل و عام وسيع است. يكي از اعضاي اين كميسيون, تاريخدان كيم دونگ_چون Kim Dong-choon, به گزارش آسوشيتدپرس, مي­گويد كه حداقل 100,000 نفر جان خود را از دست داده­اند. كره­جنوبي زندانهاي خود را خالي كرد, زندانيان را رديف كردند و به سر آنها شليك كردند. اعدامها بعضي وقتها هم با حضور افسران آمريكائي انجام مي­گرفت. بعد از آن جنازه كشته­شدگان را در گودالي كه با عجله كنده­شده­بود, انداختند. بعضي از اجساد در معدنهاي مخروبه و يا در دريا انداخته­شدند. در مواردي صدها نفر از ساكنان دهكده­ها_ زنان, مردان و بچه­ها_ توسط ارتش با كمال خونسردي به اتهام همكاري با چريكهاي چپ به قتل رسيدند.

رهبر كره­جنوبي كه از طرف آمريكا حمايت مي­گرديد از اين مي­ترسيد كه چپ­ها به ارتش وابسته به كره­شمالي كمونيست كه تازه در حال پيشروي در خاك كره­جنوبي بودند, كمك كنند.

باقي­مانده استخوانهاي صدها نفر از اعدام­شده­گان پيدا­شده­اند, اما محققين مي­گويند كه اين تعداد فقط بخش كوچكي از چيزي است كه در زير زمين در جاهاي مختلف كشور مخفي شده­است.

تاريخ مخفي شده

 

بعد از جنگ كره قتل­ها براي تاريخ مخفي نگه­داشته­شده­اند. در طول ده­ها سال بعد از جنگ, كه از 1950 تا 1953 طول كشيد, وقتي كه كره­جنوبي از طرف ديكتاتورهاي دست راستي رهبري مي­شد, خانواده­هاي قربانيان را وادار كردند كه در مورد قتل­ و عام سكوت اختيار كنند. گزارش­هاي نظاميان آمريكايي درباره هفته­هاي خونين مهر سري خورد و روايت كمونيستها در اين مورد با عنوان دروغ رد گرديد.

اولين بار بعد از دهه 1990 و بعد از دمكراتيزه شدن كره­جنوبي, حقيقت كم كم شروع به نشان دادن كرد, بعد از اينكه آكادميسين­ها, اعضاي خانواده­ها و روزنامه­نگاران جرات كردند كه در اين دمل چركين تاريخ سوراخ ايجاد كنند.

با يك كميسيون كه با بودجه دولت اداره مي­گردد موضوع روشن كردن قتل و عام سرعت بيشتري به­خود گرفته است. اين كميسيون در سال گذشته بخشي از چهار قبر دستجمعي را باز كردند, اما اين طور تخمين مي­زنند كه در حدود 150 قبر دستجمعي بطور پراكنده در سراسر كشور وجود دارد.

رئيس جمهور سابق كره­جنوبي Roh Moo-hyun, در اوايل امسال موضوع اعدام­هاي دستجمعي را كه او به عنوان " يك تراژدي بزرگ در تاريخ جديد" نام برد مطرح كرد و آن را يك " عمل غير قانوني از طرف دولت وقت" اعلام كرد.

 

 

 

برخورد دوگانه

 

مدارك مهر سري خورده آمريكايي كه اخيرا انتشار داده شده است, نشان مي­دهد كه تلقي دولت آمريكا در مورد اعدام­ها دوگانه بوده است. به گزارش آسوشيتدپرس در طول تابستان خونين 1950 ديپلمات­هاي آمريكايي همكاران كره­ايي خود را دعوت به صبر كردند. اما تلگرافي از طرف وزارت خارجه ايالات متحده آمريكا در پائيز همان سال نشان ميدهد كه فرمانده نظامي نيروهاي آمريكايي, ژنرال دوگلاس مك­آرتور Douglas MacArthur, به اعدام­ها به منزله يك امر داخلي كره­جنوبي مي­نگرد, هر چند كه او ارتش كره را كنترل مي­كرد. وقتي كه يك روزنامه­نگار كمونيست بريتانيايي, آلن ويننينگتون Alan Winnington, به همراه سپاهيان كره­شمالي به شهر داعجعون Daejeon, وارد گرديد و در باره " دست­ها و پاهاي چرب­مانندي كه از زير خاك بيرون زده­بودند", نوشت, گزارش او در روزنامه ديلي­ووركر Daily Worker, از طرف سفارت آمريكا در لندن بعنوان "جعل كردن" محكوم گرديد، عليرغم اينكه سازمان سيا و نظاميان آمريكايي اعدام­ها را در كره­جنوبي توصيف مي­كنند و تخمين مي­زنند كه هزاران نفر از زندانيان سياسي در عرض چند هفته اعدام گرديدند.

بعد از اينكه جنگ بين كره­جنوبي و شمالي در سال 1953 پايان گرفت, نظاميان آمريكايي گزارشي درباره جنايات جنگي نوشت و در آن همه اعدام­هايي را كه در داعجعون اتفاق افتاد به عنوان " بربريت آدمكشانه" كره­شمالي نام برد.

از آن تاريخ به بعد اين اسطوره به زندگي خود ادامه داده و كميسيون مذكور در صدد است كه با اين موضوع تصفيه حساب كند.

 

درمان كردن صدمه­روحي

 

اما كميسيون از فقدان حمايت سياسي در رابطه با اين امر شكايت مي­كند. كسي كه به اين كميسيون چراغ سبز نشان داد رئيس جمهور ليبرال سابق Roh, بود. اما الان رئيس جمهور محافظه­كار, Lee Myung-bak, در راس كار است و اعضاي كميسيون معتقدند كه او رغبت به اين كار نشان نمي­دهد. اعضاي كميسيون از اين هراس دارند كه اين كميسيون به خاطر قطع و يا كمبود بودجه توانايي خود را از دست بدهد.

محافظه­كاران كره­جنوبي شكايت كرده­اند كه عمليات حقيقت­يابي فقط زخم قديمي را از زماني كه هم فعالين راست و چپ مبارزه­ايي خونين عليه همديگر انجام مي­دادند, باز خواهد كرد . اما كميسيون اميدوار است كه افشائ كردن حقيقت " درماني براي صدمات روحي و دردها براي خانواده­هاي داغدار" باشد.

يكي از افرادي كه با كميسيون همكاري دارد لي جون يونگ Lee Joon Young, است. در سال 1950 وقتي كه او 25 ساله بود, به عنوان زندانبان در شهر داعجعون جائيكه تخمين مي­زنند در حدود 7000 نفر اعدام شده­اند, كار مي­كرد.

با دستهاي از پشت بسته شده, زندانيان را بر روي معده در كنار قبرهايي كه 150 متر طول داشت خواباندند, با تفنگ به پس كله آنها شليك كردند و بعداً آنها را به داخل گور دستجمعي سر دادند. لي يونگ براي آسوشيتد­پرس توصيف مي­كند كه چگونه اعدام­شده­ها بر روي همديگر تلنبار گرديدند.

او مي­گويد كه او در كنار يكي از اين گورها ايستاده بود كه يكي از زندانياني كه هنوز جان در بدن داشت به او التماس مي­كند كه:" آقاي رئيس, خواهش مي­كنم به من شليك كن."

لي خواسته زنداني را برآورده مي­كند و با اسلحه كمري خود كار او را تمام مي­كند. اين قرباني دادخواستي مبني بر سمپات كمونيست بودن نداشت. او فقط يك دزد ساده بود كه فقط يك سال ديگر از مدت زنداني بودنش باقي مانده بود.

لي 83 ساله مي­گويد:

من هنوز احساس گناه مي­كنم كه چرا ماشه را كشيدم.