بررسی و برخوردی کوتاه به " نظر" مخملباف
مخملباف در بخشی از مصاحبه اش با رادیو دویچه وله آلمان در روز ششم تیرماه چنین میگوید:
دویچه وله: بسیاری تصور کردند که شما ترجیح میدهید به جای کار در سینما، به میدان سیاست برگردید.
مخملباف: من خود را آدمی سیاسی نمیدانم. در جوانی سیاسی بودم و نزدیک پنج سال زندان کشیدم، اما بعد دریافتم که فاشیسم در ایران در فرهنگ ما ریشه دارد، به همین خاطر به کارهای فرهنگی روی آوردم. اما این روزها ماجرا فرق میکند: ما با یک حادثۀ ملی روبرو هستیم و در ایران حتی بچههای پنج ساله هم وارد سیاست شدهاند.
ششم تیر ۱۳۸۸
مخملباف با عنوان کردن اینکه " خود را آدمی سیاسی نمیداند" نه تنها منع کردن دیگرانی که احیانا به او تعلق خاطری دارند است بلکه میخواهد نظر زشت و توهین کننده خود را به فرهنگ مردم یک سرزمین ارائه دهد. او آنقدر توانایی ذهنی و علمی ندارد که " فاشیسم " را در ریشه های سیستم های حکومتی جستجو کند و نه فرهنگ مردم ایران! مگر فرهنگ چیزی خارج از نشئات گرفتن جامعه از تاثیرات فرهنگی رژیم های حاکم بر آن جامعه میباشد؟ مگر همین امروز شاهد نیستیم که " فرهنگ فاشیستی اسلامی" چگونه در راستای منافع سرمایه داری گندیده مبارزات مردم را سرکوب میکند؟ میکُشد و نابود میکند؟ و مکر و ریاکاری را در جامعه رواج میدهد؟ مگر شاهد نیستیم که با رسمی کردن " فحشا" از طریق کثیف ترین بند فقه یعنی صیغه فرهنگ " تن فروشی و تجارت سکس " را در جامعه سرمایه داری اسلامی توسط رفسنجانی کثیف ترین و فاسدترین سرمایه دار ایران رواج دادند؟ مگر فرهنگ مردم ایران " دستگاه آدم کُشی" ساواک را بنا نهاد و مزدوران ساواکی را روانه کوچه و خیابان کرد که آقای مخملباف را دستگیر کنند و به زندان دیکتاتوری شاه بیندازند؟ مگر مردم ایران دستگاه آدم کُشی رژیم اسلامی وابسته به امپریالیسم را دایر کردند و مردم را سرکوب و شکنجه و اعدام و تیرباران کردند؟ مخملباف با جا دادن فاشیسم در " فرهنگ ما" سعی دارد که جنایات این رژیم را به گردن مردم و فرهنگ آنها بیندازد! کاری که تنها از یک ذهن علیل و عقب افتاده یی که در خدمت سیستم سرمایه داری موجود " نطق و مصاحبه" میکند قرار دارد و نه در خدمت مردمی که به سینما میروند از دسترنج کار خود " بلیط" میخرند و جیب آقای مخملباف را " فربه" میکنند تا بیاید و این مزخرفات را در حق مردم ستمدیده ی ایران که احیانا تنها سرگرمی شان رفتن سالی یا ماهی به سینما ست ارائه دهد.
دقت کردن به این گونه نظریات " سرکوبگرانه" در حق مردم ایران و یا مردم هر سرزمینی در " نطق ها یا سخنرانی ها و یا نوشته ها" ی مدعیان " آزادی" باعث میشود که دریابیم دوست و دشمن واقعی " مردم" چه کسانی هستند. دریابیم چه کسانی هستند که به بقای سیستم های سرکوبگر و دیکتاتوری کمک میکنند. آقای مخملباف یکی از آنهاست. برگردید ودوباره قسمت بالای مصاحبه ی او را با رادیو دویچه وله را با دقت بیشتر بخوانید. این کسی ست که بدون خرید بلیط فیلم هایش توسط " مردم" بدون حمایت " مردم " از فیلم هایش حتی " نان " حتی سقف بالای سر را هم نخواهد داشت که امروز اینچنین بجای حمله به سیستم سرکوبگر به " فرهنگ ما مردم" ایران حمله میبرد تا به این وسیله به خیال خام خود اعتماد مردم را به خودشان که سیل خروشان در برابر این همه نابرابری و بی عدالتی براه انداخته را تضعیف کند! البته پرواضح است که برای آقای مخملباف صرف ندارد که بگوید و یا اصولا بداند که سیستم سرمایه داری مدام در حال بازتولید مزدوران دست نشانده ی خود برای عقب راندن مبارزات حق طلبانه و آزادیخوانه مردم جوامعی مثل ایران وتوسعه سلطه امپریالیسم برای غارت منابع و ثروت حاصله از دسترنج طبقه کارگر در کشورهای نظیر ما میباشد، و از بالا رفتن سطح آگاهی جامعه و حرکتهای خود به خودی مثل امروز و قدرت توده های مردم برای به زیر کشیدن دیکتاتوری های دست نشانده ی آن بشدت وحشت دارد! در نتیجه مخملباف ترجیح میدهد که در صف سرمایه داران کثیف و فاسد و جنایتکاری مثل رفسنجانی بایستد و به فکر جیب خود باشد تا یک " آدم سیاسی" که برای آزادی های اجتماعی و آزادی جامعه مبارزه میکند وآگاهانه به میدان میاید و بر سر رهایی مردم و کشورش از زیر یوغ بندگی استثمار و وابستگی جان مینهد.
صبا راهی
هفتم تیرماه 1388 |