گفتگوهای زندان

 

 

دلایل برگزاری برنامه‌ی موازی در هلند چیست؟

 

 جعفر امیری

پس از ماه‌ها از انتشار آفیش برنامه‌ی یادمان به خون خفته‌گان کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ و هم چنین تیرباران، حلق آویز و به قتل رساندن مبارزین و کمونیست‌ها در دهه‌ی شصت و تعیین روز ٣٠ اگوست برای اجرای این برنامه در هلند، اخیرن برنامه‌ای دیگر در همین روز (٣٠ اگوست) و به ظاهر به همان مناسبت از طرف عده‌ای که حتی جرئت اعلام هویت خود را ندارند ( کمیته‌ی یاد بود...) و در همکاری با رادیو زمانه که ماهیت آن برهمگان اظهرمن‌الشمس است و در حیله‌ای دیگر با امنستی انترناشنال در هلند اعلام گردیده است.

 

رژیم جمهوری اسلامی در بیستمین سالگرد به خون خفته‌گان کشتار ۶۷ و هم چنین در پی سه دهه سرکوب و زندان و شکنجه و کشتار، پس از این که شاهد نا توانی خود برای غلبه بر اعتراضات شورشگرانه‌ی مردم ایران، جوانان بی باک، جنبش زنان، جنبش کارگری و عدم تسلط بر اعتراضات عمومی مردم شده است؛ همواره تلاش دارد تا چه در داخل و چه خارج کشور این مبارزات را به انحراف بکشاند، و از سمت و سوی حرکت‌های انقلابی و مردمی که براندازی کل رژیم را در سرلوحه‌ی فعالیت خود قرار می‌دهند پیش گیری کند. در راستای پیشبرد این سیاست عرصه را برای اپوزسیون‌های قلابی، نیروهای سازشکار و هم دستان سابق و کنونی خود باز گذاشته است؛ یکی از شگردها و ترفندهای رژیم نفوذ در صفوف نیروهای سازش ناپذیر و خواستار سرنگونی قهرآمیز حاکمیت سرمایه‌داری در ایران است؛ دیگری طرح خواسته‌ها و شعارهائی است که در چهارچوب همین رژیم تحقق پذیر ‌باشد. و از همه خطرناک‌تر طرح بحث "آشتی ملی" (همه با هم حتا با حکومتیان) و فراموشی گذشته و عفو و بخشش جنایتکاران می‌باشد. طرح دیگر اینان راه اندازی جنجال سناریوئی مسخره و " احتمالی" است که نویسندگان آن در کمال آرامش با طرف مقابل خود دیری است در دوستی و هم دستی بسر می‌برد. سناریوی جنگ احتمالی و دفاع از حق داشتن انرژی و بمب هسته‌ای (اتمی) برای ایران، با این دلیل مسخره‌تر که چرا کشورهای امپریالیستی خود دارند؟! فریب خوردگان این سناریو - که بخش اعظمی از آنان همان فریب خوردگان اشغال سفارت امریکا در تهران و مدافعین "جنگ میهنی" هستند.-  طی چند سال اخیر وقت و انرژی زیادی را از مردم در داخل و خارج کشور بیهوده هدر داده‌اند، و تا توانستند علیه مخالفین سر سخت رژیم جهموری اسلامی سم پاشی کرده‌اند. جای دوست و دشمن را اشتباه نشان دادند، مخالفین جدی و سرسخت رژیم را کشورهای امپریالیستی بخصوص امریکا معرفی کردند - که رژیم جهموری اسلامی حتا چند ماه بدون حمایت و پشتیبانی آنان زمین‌گیر می‌شود.- و نیروهای کمونیست انقلابی را که مخالفین بی چون چرای امپریالیست‌ها هستند و خواستار سرنگونگی بی چون چرای جمهوری اسلامی می‌باشند، طرفداران امریکا و ضد ملی نامیدند. مرعوب چند تیتر روزنامه‌ و تحلیل گرانی شدند  که وظیفه‌شان آگاهانه گمراه کردن آنان و مردم است و از تمام شواهد و از این که همه از یک جنس و یک طبقه هستند و از حجم معاملات اقتصادی و روابط پنهان و آشکار سیاسی آنان چشم پوشیدند. بی‌تردید این گونه موضع گیری‌ها در شرایطی که رژیم شدیدن بدان نیاز دارد آگاهانه یا ناآگاهانه در جهت و راستای منافع امپریالیست‌ها و رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفته و می‌گیرد.

 

 چنان که می‌بینیم برنامه‌ی موازی ٣٠ اگوست بسیار محیلانه در خدمت چنین اهدافی است. چرا آنان دقیقن همین روز را انتخاب کردند؟ ضمن این که از برنامه‌ی اول کاملن خبر داشتند. دلایلی که در ادامه بدان خواهیم پرداخت پاسخ این سئوال را در دل خود خواهد داشت. آنان برای برگزاری این مراسم چه نکات مشترکی داشتند؟ برخی را خوشان مطرح کردند و برخی را مردم قضاوت می‌کنند. آن را که خودشان مطرح کردند در یک کلیت دفاع حقوق بشری از مردم ایران است، که تمام سازمان‌های مدافع حقوق بشر از ابتدای روی کار آوردن رژیم جمهوری اسلامی تا کنون مدافع آن بوده‌اند و کشتار هم چنان ادامه دارد؛ و بی تردید تا روزی که رژیم جمهوری اسلامی در حاکمیت باشد کشتار و جنایت و شکنجه و سنگسار و نقض حقوق اولیه‌ی بشر ادامه خواهد داشت؛ و سازمان‌های "مدافع حقوق بشر" هم  یحتمل هم چنان نقض حقوق بشر در ایران را محکوم کنند!! موضوع بعد‌ی‌اشان بار دیگر شعار همه با هم و" آشتی ملی" است؛ مسئله‌ی دیگر مسکوت گذاشتن کشتار دهه‌ی شصت  بخصوص فاصله‌ی بین سال‌های ۶٠ تا ۶٤ می‌باشد؛ نکته‌ی مشترک دیگرشان تقلیل خواسته‌های به حق و عدالت جویانه‌ی بازماندگان و خانواده‌های سه دهه کشتار خونین رژیم از چند نسل است. یعنی شناسائی‌ی محل دفن کشته شده‌گان و آزادی رفتن بازماندگان بر مزار آنان و حتمن هم تحت نظارت و کنترل نیروهای امنیتی رژیم و دادن اسم و آدرس و شماره تلفن، و روز و ساعت رفت و آمد و بدون اجازه هم ممنوع! تا از طرفی باعث رضایت خاطر بازماندگان و تسلای خاطر آنان گردد و از طرف دیگر مایه‌ی گذشت و بخشش آمران و عاملین کشتار باشد.  به زعم آنان همان "آشتی ملی"!! آشتی قاتلان با خانواده‌های مقتولین.

 

دفترامنستی انترناشنال درهلند، در برابر سئوالی که چرا با جریانات دیگر همکاری نمی‌کند؟ جواب می‌دهد: با جریانات سیاسی همکاری نمی‌کنیم. آیا به راستی باور کردنی است که امنستی از نوع فعالیت افرادی که خود را تحت نام "کمیته‌ی یاد بود..." متشکل کردند و از سازمان‌هائی که اینان به آن وابستگی داشته و دارند، اطلاع ندارد؟! آیا از اهداف سیاسی‌ رادیو زمانه با چنان امکانات و بودجه‌ی هنگفتی نیز بی اطلاع است؟! و از همه مهم‌تر هم زمانی این برنامه با دو برنامه‌ی دیگر در کلن و برلین آلمان که از طرف جریانتات رسوا و خائن توده‌ای اکثریتی برگزار می‌شود امنستی بی خبر است؟!

 

اما قضاوت مردم در مورد اینان همان است که در گذشته‌ای نه چندان دور از تجربه‌ی خائنانه و خفت بار حزب توده‌ی خائن و اکثریت همپالگی و ضد انقلاب‌اش داشتند؛ یعنی مزدوری حکومت‌های سرمایه‌داری و امپریالیستی برای شریک شدن در قدرت و به دست آوردن پست و مقامی و شغلی ناشرافتمندانه، امروز جلو چشمان خود شاهدیم، که این نوع از تفکر و بینش سیاسی چگونه افراد و نیروهایشان با هوش و استعدادی حتا نه متوسط چگونه پله‌های "ترقی" را یکی پس از دیگری طی می‌کنند و از پارلمان‌های بورژوازی گرفته تا دستیار سناتور و تا منشی و مزدور این وکیل و آن وزیر سر در می‌آورند.

 

مثلی است معروف که: "زمستان می‌رود و رو سیاهی‌اش می‌ماند برای ذغال" آری عمر رژیم جهموری اسلامی هم، مانند تمام حکومت‌های دیکتاتوری سر می‌رسد؛ افسانه‌ی جاودانگی امپریالسیم هم روزی هم چون افسانه‌ی جاودانگی امپراطوری‌های کهن به پایان می‌رسد. تاریخ راه گریز ناپذیر خود را طی می‌کند، نقش افراد و جریانات سیاسی قدری تند یا کند کردن روند دیالکتیکی تکامل و ترقی جامعه و انسان است.

 

تاریخ در این روند رو به رشد خود هوش کافی،  حافظه‌ای قوی و قضاوتی عادلانه دارد، آنچه را که تا کنون در اختیار ما قرار داده است پاک و منزه، درست است و دقیق، از روز شمار تا سال شمار تا هر قرن که گذشته است، از اسپارتاکوس که آتش خشم طبقه‌ای بود تا فرعون که رم را به آتش کشید، از چه‌گوارا که رهائی و آزادی انسان را در جهان آرزو داشت؛ تا بوش که حوس استیلا و ستمگری بر جهان را دارد. زشت و زیبا از دیده‌ی تیز بین تاریخ پنهان نمی‌ماند.

 

حال هر آن کس و هر آن جریانی که می‌خواهد زشت بزید و زشت در تاریخ بماند آن هم خود خواسته و با این همه کار آگاه گرانه که در جهان صورت گرفته است و می‌گیرد؛ بی‌تردید، لایق‌اش می‌باشد و حتمن لیاقت‌اش را هم دارد.

 

 

٢۶/۸/٢٠٠۸