گزارش مراسم یادمان به خون خفتهگان سال ۶۷ در
هلند
امسال نیز طبق سنت هر ساله مراسم یادمان بهخونخفتهگان کشتار
دستهجمعی سال
١٣۶٠
و همهی بهخونتپیدگان دههی
١٣۶٠
در هلند برگزار گردید.
این
مراسم که به مناسبت بیستمین سالگرد به خون خفتهگان این کشتار،
روز شنبه ۳۰ اوت ۲۰۰۸ برگزار گردید، از ساعت
١۷
با حضور ایرانیان ساکن هلند و دوستان هلندی آغاز شده و تا ساعت
٢٣
ادامه یافت. شرکت کنندگان در مراسم علاوه بر بازدید از
نقاشیهای سودابه اردوان که بر دیوارهای سالن به نمایش گذاشته
شده بود از میزکتاب نیروهای انقلابی مختلف نیز دیدن کرده و با
نوشیدنی و غذا مورد پذیرائی قرار گرفتند.
شیرین مهربد، ترانه خوان، که مدت
۵
سال از بهترین دوران جوانیاش را در اسارت رژیم جمهوری اسلامی
گذرانده بود، با اجراء چند ترانهی به یادماندنی آغازگر برنامه
بود. برنامه با سخنرانی محمود خلیلی، شاعر و نویسنده، با
عنوان "زندان آخرین پایگاه" و همچنین با خواندن قطعه شعر
زیبائی توسط وی که
۸
سال را در اسارت رژیم به سر برده است، ادامه یافت. سپس سودابه
اردوان، نویسنده، نقاش، طراح و مجسمهساز، ضمن بیان خاطرات خود
از دوران اسارت ۸ ساله،
در
زندانهای اوین، قزلحصار و گوهردشت نقاشیهایش را از طریق
DVD
به نمایش گذاشت. و در پایان نیز چند جلد از کتاب خویش
"یادنگارههای زندان" را به برگزارکنندگان مراسم هدیه کرد. که
بدین وسیله مجددن از ایشان سپاسگزاری میشود.
در
لابهلای برنامهها، دوستان و رفقای هنرمند: جعفر، دیار و
علیرضا به اجراء موزیک و خواندن ترانه - سرود پرداختند.
بخش
پایانی برنامه سخنرانی نمایندهی "امنستی انترنشنال" بود که
به درخواست خودشان خواستار شرکت و بیان مواضع شده بودند.
با
آن که این برنامه از کیفیت خوبی برخوردار بود و مورد توجه و
استقبال حاضرین قرار گرفت، اما به دلیل عدم حضور به موقع برخی
از هنرمندان و عدم اجراء برخی برنامههای از قبل تعیین شده و
مشکلات تکنیکی با ضعف اجرائی همراه شد. متنهای تهیه شده، که
فرصت قرائتشان در برنامه مهیا نشد، در ادامهی همین گزارش
انتشار مییابد. همچنین، تمام هزینههای این برنامه بدون
دریافت هیچگونه سوبسیدی و فقط توسط برگزارکنندگان و کمکهای
مالی شرکتکنندگان در برنامه، تامین گردید.
لازم به یادآوری است که این بار جریانات رسوای اکثریتی تودهای
با ترفند "کمیتهی یاد بود..." برای به خون خفتهگان سه دهه
کشتار اشک تمساح ریختند و علیرغم این که فراخوان مراسم ما سه
ماه قبل از اجراء مراسم پخش شده بود، برنامهی دیگری نیز به
همین مناسبت! و در همین روز در هلند، توسط عناصر سازمان خائن
"اکثریت" و همکاری "امنستی انترنشنال" و همچنین رادیو زمانه،
پیشبرندهی سیاستهای امپریالیستی دولت هلند، در محل "امنستی
انترنشنال" برگزار گردید. اشک تمساح اکثریتی تودهای آب رفته
را به جوی باز نخواهد گرداند. خیانت این لاشههای متعفن در
تاریخ مبارزات مردم ایران به درستی ثبت شده است.
خیانتکارانی که در دههی ١٣۶٠ در سرکوب نیروهای انقلابی،
همکاری مستقیم با نیروهای سرکوبگر رژیـم جنایتکار جمهوری
اسلامی داشتهاند، در خارج از کشور نیز به این گونه حرکتهای
موذیانه و رذیلانه دست میزنند.
کمیتهی برگزارکننده:
انقلابیون کمونیست
جمعی از فعالین کارزار زنان - آمستردام
شورای سوسیالیستهای مسلمان
سازمان ١۹ بهمن
کانون زندانیان سیاسی ایران
(در
تبعید)
-
هلند
هواداران حزب کار ایران (توفان)
-
هلند
١۵
سپتامبر
٢٠٠۸
قطعاتی که برای مراسم آماده شده بود.
١-
ويژهگی فاجعه
در طول تاريخ
کشورمان شاهد کشتارهای زیادی بودهايم، کشتار مخالفین و
مبارزین به دست حاکمان جبار و خون ريز، اما در سرتاسر این
تاريخ به جز کشتار سال ۶۷ هيچ موردی را نداريم که عوامل آگاهی
بخش، و آزاديخواه را که در بند و اسارت رژیم بودهاند، به طور
جمعی و با روشهای ضد انسانی به قتل برسانند. شايد آن را بتوان
از جنبههايی تنها با کشتار مزدکيان در عصر انوشيروان ساسانی
مقايسه کرد. با اين تفاوت که آن واقعه در تاريخ ايران ثبت شده
است و مربوط به گذشتهای دور است؛ و اين يکی هنوز در همهی
ابعاد آن به وجدان جمعی جامعه ما و به حافظه فعال تاريخ
نويسان امروزين راه نيافته است، مربوط به زمان حال است و
کشتار، سرکوب، شکنجه و سنگسار عملکرد روزمرهی حاکمیت وقت است.
در آن يکی، روحانيون زرتشتی که خود را نگهبان جامعهای تماما
طبقاتی آن عصر میدانستند بر کشتار مزدکیان و نابودی آثار آنان
پای میفشردند؛ و در اين یکی خمينی به عنوان روحانی طراز اول
در مقام، رهبر نظام بورژوازی و جهت حفظ سود سرمایهداری هار و
افسار گسیخته فرمان قتل عام دسته جمعی هزاران زندانیی مبارز،
آزاديخواه و کمونیست را که دغدغهای جز پيشرفت و بهبودی وضع
اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مردم ايران را نداشتند. صادر کرد،
که شامل: زنان باردار، نوجوانان زیر ١۸ سال، افراد کهنسال و
بیمارانی که در حبس و اسارت آنها بودند میشد. رژیم جهوری
اسلامی با اين اقدام جنایت کارانه در پروسه رهايی مردم ایران
از زير بار ستم، استثمار، وابستگی و خودکامگی ضربات جبران
ناپذیری وارد کرد.
٢-
فرمان قتل عام

٣-
دلايل قتل عام زندانيان سياسی:
ما اگر امروز
به وقوع خیزش مردمی بهمن ماه ۵۷ و زمينه سازیهای خبری و
تحليلی رسانهها و ارگانهای جهان امپرياليستی و هم چنین بند و
بستهای آنان با رژیم جمهوری اسلامی برای به انحراف کشانیدن
خیزش بهمن ماه ۵۷ و تقويت هژمونی بورژوازی برای بدست گرفتن
سکان حاکمیت و تثبیت نظام ظالمانهاشان نگاه کنيم، سرکوب زنان،
"انقلاب فرهنگی" و تعطیلی دانشگاهها، اشغال سفارت، وقوع جنگ،
دستگيریهای گستردهی انقلابيون، سرکوبی خلقهای: کرد، ترکمن،
عرب و بلوچ و تحميل صلح و نهايتا قتل عام زندانيان سياسی تماما
در اين راستا بودند.
هرکدام از
موارد فوق با یک تاریخ مصرف معینی بیتردید توجیهی برای
عملکردهای ضد مردمی حاکمیت بود. نمونه زیر از جملهی آن مورد
است.
" در سخنرانی
نماز جمعه تهران آيتالله موسوی اردبيلی رئيس ديوان عالی کشور
اين چنين بيان میکند:
"... اينها
آمدند، اينها نمیدانند مردم اينها را از حيوان پستتر
میدانند، مردم عليه اينها چنان آتشی هستند، که قوهی قضائيه
در فشار بسيار سخت افکار عمومی است، که چرا اينها اعدام
نمیشوند، يک دستهشان زندانی ميشوند... مردم میگويند آقا
بايد از دم اعدام شوند، قاضی از آن طرف گرفتار يک سلسله
مسائل... از اين طرف فشار افکار عمومی، از همه بيشتر من بايد
از اين بدبخت تشکر کنم که کار ما را آسان کرد. ما ده تا ده تا،
بيست تا بيست تا محاکمه میکنيم، پرونده بيار، پرونده ببر،
متاسفم ميگويند خمسش از بين رفته، ای کاش همهشان از بين
بروند، يک مرتبه مسئله تمام شود."
اشارهی این
مزدور به رهبر مجاهدین و قتل عامی است که از نیروهای آنان در
حملهی فروغ جاویدان صورت گرفت.
٤-
روز شمار کشتار
با حکم خمینی و
بهانهی حملهی مجاهدین کشتار زندانيان شروع میشود. از اولين
روزهای مرداد ماه ملاقاتها قطع میشود، زندانها ملتهب
میشود، به زندانيان در اوين دستور میدهند که وسايلشان را
جمع کرده و آمادهی انتقال باشند، اما اخر همان روز زندانيان
متوجه میشوند که از انتقال خبری نيست و فردای آن روز فرمهايی
که حاوی پرسشهايی است، بين زندانيان پخش میکنند، رژيم در اوج
تبليغات در مورد خاتمه جنگ، کشتار را در خفا شروع میکند.
چنين رسالتی
را هيئتی بر عهده میگيرد که هيئت مرگ نام گرفته و متشکل از:
آخوند نيری" قاضی شرع" و از اعضای هيئت موتلفه، آخوند اشراقی،
دادستان تهران، و آخوند پورمحمدی، نمايندهی وزارت اطلاعات در
اوين است. و يک روز در ميان، بين اوين و گوهردشت در رفت و آمد
هستند. محاکمات چند دقيقهای از صبح شروع میشود و تا پاسی از
شب ادامه میيابد. و اين روال از اولين روزهای مرداد با شروع
کشتار زنان مجاهد آغاز میشود و پس از کشتار نيروهای عمدتا
مجاهدين با کشتار نيروهای کمونيست و سوسياليست در شهريورماه
تداوم پيدا میکند و پس از آن نيز چندين ماه طول میکشد. و در
اين هنگامهی سلاخی فرزندان عزيز ميهن، نه به مادر باردار، و
نه انسان مريض، و نه به کودکی که هنوز در شکم مادرش است رحم
میکنند.
وسعت کشتارها و
دامنهی آن خبر میداد، که رژيم تصميم
به قتل
عام نيروهای انقلابی و چپ را در زندانها گرفته و پروسه داد
رسیها تنها برای توجيه افکار عمومی است، زندانيان حکم دار و
آنهايی که ۷ الی ۸ سال از حکمشان را گذرانده بودند و يک الی
٢ سال از محکوميتشان باقی مانده بود، و حتی برخی از کسانی را
که آزاد شده بودند مجددا دستگیر و به جوخههای مرگ سپردند.
در اواخر مرداد
ماه خمينی دستورالعمل جديدی را صادر میکند، زيرا در دستور
العمل سابقاش عمدتا بر قتل عام زندانيان مجاهد تاکید شده
بود، لذا دستور العملی که مطابق آن هر کسی را تنها به اتهام
انتخاب عقيدهای ديگر به غیر از اسلام میتوان محکوم به مرگ
کرد، اين حکم که دستورالعمل کشتار زندانيان مارکسيست است را
موسوی اردبيلی رئيس شورای عالی قضايی در ۹ شهريور آشکار
میسازد و از کليهی دادگاهها و دادسراها میخواهد که در مورد
گروههای محارب و ملحد با قاطعيت عمل کنند و در برخورد با
آنها سعی شود " اشد علی الکفار " باشند .
اعدام
مارکسيستها با سئوالات ديگری صورت میگيرد:
-
آيا
مسلمانيد؟
-
به
خدا اعتقاد داريد؟
-
آيا
به بهشت و جهنم معتقد هستي؟
-
آيا
محمد را به عنوان خاتم الانبيا قبول داريد؟
-
آيا
در ماه رمضان روزه میگيريد؟
-
آيا
حاضريد که زير ورقهای را داير بر آن که به خدا و پيغمبر و
قرآن و روز رستاخيز ايمان داريد امضا کنيد؟ و از همه پرمعناتر
-
آيا
در خانوادهای بزرگ شديد که پدر در آن نماز میخواند، روزه
میگرفت و قرآن میخواند.
۵-
عکسالعمل منتظری (ولیعهد سابق نظام) در رابطه با قتل عام
زندانیان:
منتظری نامهای
با اين مضمون به موسوی اردبيلی مینويسد و میگويد: " مگر
قاضیهای شما اينها را به ۵ يا ١٠ سال محکوم نکردهاند ، مگر
شما مسئول نبودهايد، آن وقت تلفنی به احمد آقا میگوييد که
اينها را مثلا در کاشان اعدام کنند يا در اصفهان، کسی که مدتی
در زندان است و روحش هم از فعاليتهای منافقين خبر ندارد، چطور
او را اعدام میکنيد."
باز هم در
همان منبع آمده که: با نیری - قاضی شرع اوین، اشراقی
- دادستان و پور محمدی نمایندهی وزارت اطلاعات صحبت کردم و به
آنها گفتم الان محرم است حداقل در محرم از اعدامها دست نگه
دارید. آقای نیری گفت ما تا الان ۷۵۰ نفر را در تهران اعدام
کردهایم، ۲۰۰ نفر را هم به عنوان سر موضع از بقیه جدا
کردهایم کلک اینها را هم بکنیم بعد هر چه بفرمائید"
و یا در جائی
دیگر میگوید:
" سه روز قبل
قاضی شرع یکی از استانهای کشور که مرد مورد اعتمادی میباشد
با ناراحتی از نحوهی اجرای فرمان حضرت عالی به قم آمده بود.
میگفت مسئول اطلاعات یا دادستان ( تردید از من است) از یکی از
زندانیان برای تشخیص این که سر موضع است یا نه پرسید، تو حاضری
سازمان منافقین را محکوم کنی؟ گفت آری، پرسید حاضری مصاحبه
کنی؟ گفت آری، پرسید حاضری برای جنگ عراق به جبهه بروی؟ گفت
آری، پرسید حاضری روی مین بروی؟ گفت مگر همه مردان حاضرند روی
مین بروند، وانگهی از من تازه مسلمان نباید این همه انتظار
داشت. گفت معلوم میشود تو هنوز سر موضعی، و با او
معاملهی سر موضع انجام داد، و این قاضی شرع میگفت من هر چه
اسرار کردم تصمیمات به اتفاق آرا باشد و اکثریت، پذیرفته نشد و
نقش اساسی را همه جا مسئول اطلاعات دارد و دیگران عملا تحت
تاثیر میباشند... "
و نهایتا این
که در جائی دیگر منتظری سئوال میکند:
"آيا ميدانيد
كه در برخى زندانهاى جمهورى اسلامى دختران جوان به زور مورد
تجاوز قرار ميگيرند و بعد اعدام میشوند... "
یاد آوری این
نمونهها صرفا از این جنبه اهمیت دارد که تمام ارکان نظام
جهموری اسلامی از جنایاتی که در زندانها میگذشت و هم چنین در
جریان کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی سال ۶۷ قرار داشتند؛ و
اکنون نیز از هر ظلم و بیعدالتی و جنایاتی که در حق مردم
محروم و رنج دیدهی ایران و فرزندان مبارز و دلیر آنان در
شکنجه گاههای این رژیم پلید و قرون وسطائی اعمال میگردد
شریک هستند و با خبرند.
۶-
مسئوليتها و وظایف ما
کشتار
زندانيان سياسی در ايران فاجعهای انسانی است که از نظر
وسعت، شيوههای اعمال شده و مرزهای زير پا گذاشته شده، دهها
برابر عميقتر و جانگدازتر از وقايعی است که در زندان ابوغريب
در عراق و زندان گوانتانامو در جزاير کوبا اتفاق افتاده است،
اما افشا شدن آن در سطح دنيا آن را همچون مهری ننگين بر
پيشانی امپریالیستها و رژيم بوش زده است و کوس رسوائی و
محکوميت آنان را در بين وجدانهای آزاد مردم دنيا نواخته
است، در حالی که هنوز پروندهی کشتار و قتل عام هزاران انسان
و زندانیان سیاسی در میهن ما و در مرداد و شهريور ماه سال ۶۷
نه در داخل ايران و نه در خارج ايران به حد کافی و لازم گشوده
نشده است، و رژيم جمهوری اسلامی به شدت تلاش میکند تا آن را
از نظرها و خاطرهها محو سازد و حتی خمينی جلاد و خونريز را به
يک چهرهی محبوب و مقدس تبديل کند و در اين تلاش ضد مردمی، روش
اصلاح طلبان که امروز در چهرهی منتقدين رژيم ظاهر شدهاند
بسيار محیلانه و فريب کارانه است. در سئوالی که در اين مورد از
فاطمه حقيقت جو، که به اصطلاح از تندترين چهرههای اصلاح
طلبان است به عمل میآيد او میگويد: به دليل اين که پای
خمينی به ميان کشيده میشود از پاسخ به سئوال طفره میرود.
اما این ستم
کاران باید بدانند که اعمال نگین آنان هرگز در لابلای
تیرگیهای تاریخ محو و گم نخواهد شد، بار دیگر قهر انقلابی
مردم در مقابل قهر ضد انقلابی آنان به غلیان در خواهد آمد و در
نبردی سرنوشت ساز برگ دیگری از تاریخ ورق خواهد خورد و طومار
ولایت اینان هم چون طومار سلطنت پهلوی جائی جز زباله دانی
تاریخ نخواهد داشت.
ما که از
بازماندگان آن نسل پرشور، آن به خون خفتگان، آن پیشآهنگان راه
آزادی و رهائی خلقهای میهنمان هستيم ، و باید گلوی خونین
آنان را فریاد باشیم؛ در اين زمينه بسيار کم کاری کردهايم،
معرفیی چهره خون آشام رژيم جنایت پیشهی جمهوری اسلامی و تمام
کسانی که آمر و عامل، قتل و کشتار و شکنجه و سر به نیست کردن
انقلابیون و کمونیستها بودهاند؛ به خصوص خمينی جلاد را بايد
به دغدغهی شب و روز خود تبديل کنيم؛ و تبديل اين فاجعه را به
يک پرونده ملی و بينالمللی وظیفهی جدی و دائمی خود بدانیم؛
و تا افشای همهی ابعاد اين جنايت و محکوميت و افشای جهانی
اين رژيم تا سرنگونی آن لحظهای ساکت ننشينيم.
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی!
زنده باد انقلاب!
زنده باد سوسیالیزم!
اگوست ٢٠٠۸
هلند