گفتگوهای زندان

سه خواست محوری در فراخوان مشترک

به مناسبت بزرگداشت یاد جانفشانان کشتارهای دهه 60 توسط رژیم جمهوری اسلامی

تلاش برای حفظ و بازسازی حافظه تاریخی انسان ها در زمینه کشتارهای مهیب رژیم جمهوری اسلامی، امسال نیز گامی دیگر برداشت تا سدها و موانع سکوت در قبال چندین دهه سرکوب، شکنجه و کشتار حاکمان ایران را از بین ببرد. فراخوان مشترکی که تاکنون توسط بیش از 110 گروه، انجمن و تشکل و نیز همچنین صدها زندانی سیاسی سابق، هنرمند و فعال سیاسی در داخل و خارج از کشور آن را امضا کرده اند، یکی از تلاش های نمادینی است که خواست وحدت عمل در زمینه دفاع از زندانیان سیاسی را بیان می کند[1].

البته چنین فراخوانی ادامه تجربه همکاری مشترکی است که در سال 2005 تجلی خود را در "نخستین گردهمایی سراسری سمينار سراسری در باره کشتار زندانيان سياسی در ايران" یافت[2]. این گردهمایی کوشید تا بنیان های اعتماد متقابل برای کارزاری دائمی برعلیه سرکوب، اختناق و زندان باشد و پیوند مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی را در سطوح و زوایای مختلف را با هم مستحکم تر کند. از این طریق، جان بدر بردگان از کشتارها، خانواده های جانفشانان و جانباختگان، فعالین چپ و نیز فعالین حقوق بشر در کنار هم به مسئله کشتار زندانیان سیاسی در ایران پرداختند. علاوه براین، حضور پژوهشگران، نویسندگان و هنرمندان در گردهمایی سراسری نشان داد که پرداختن به پدیده زندان و سرکوب تنها به یک زاویه نگاه و یا یک دیدگاه محدود نمی شود. در جمع بندی این گردهمایی؛ کمیته برگزارکننده اعلام کرد که از این پس گردهمایی ها دو سالانه برگزار می شود و در سال های بین دو گردهمایی، تلاش برای هماهنگ ساختن یادمان های غیرمتمرکز در شهرها و کشورهای مختلف خواهد شد.

در سال 2006 با "فراخوان مشترک شخصیت ها، انجمن ها و تشکل های دمکراتیک در باره یادمان کشتار سراسری زندانیان سیاسی ایران" تلاش برای تلفیق تلاشهای غیرمتمرکز حول گرامی داشت یاد و ارزش های جانفشانان و جانباختگان، رنگ دیگری به خود گرفت[3]. بازتاب وسیعتر یادمان ها با استفاده از پوستری مشترک و محورهای مشترک در بیش از 26 شهر و یا کشور مختلف توانست اهمیت و ابعاد تلاش ها در این زمینه را برای افکار عمومی آشکارتر سازد.  با پخش برنامه های ماهواره ای "تلویزیون پویش"، ارتباط و اعتماد میان فعالین دفاع از حقوق زندانیان سیاسی در داخل و خارج از کشور را گسترش داد.

با دومین گردهمایی سراسری در تابستان 2007 کارزار دفاع از زندانیان سیاسی تداوم یافت[4]. این گردهمایی با حضور بیش از 45 هنرمند، پژوهشگر و سخنران به بررسی و بازسازی پیوند مسئله زندان و سرکوب با جنبش های اجتماعی پرداخت. از نقاط برجسته این گردهمایی حضور گسترده جوانان در سخنرانی ها، کارهای اجرائی و بحث ها بود. بخش زیادی از این جوانان، فرزندان و یا بازماندگان زندانیان سیاسی بودند که زندان را در سنین نونهالی تجربه کرده بودند. سخنان آنان در دومین گردهمایی سراسری، دریچه ای دیگر بر فاجعه سرکوب، اختناق و زندان می گشود. سدِ سکوتی می شکست تا بازگوی جهانی پردرد و ناشناخته در زندانهای جمهوری اسلامی باشد.

چنین تلاش مداومی از سوی زندانیان سیاسی سابق، هنرمندان و نویسندگان، مدافعین حقوق زندانیان سیاسی و فعالین چپ در سال 2008 به سطح دیگری از هماهنگی فعالیت ها دست یافت. نمونه بارز آن، پشتیبانی بیش از پیش خانواده های جانفشانان و جانباختگان در زندان ها رژیم اسلامی و نیز فعالین داخل کشور از فراخوان مشترک است. این امر نشان می دهد که تداوم فعالیت های چند ساله اخیر در خارج از کشور برای دفاع از زندانیان سیاسی و بازتاب آن در داخل کشور، آرام آرام به ثمر می نشیند و پیوند خانواده ها و جان بدربردگان از کشتارها را در داخل و خارج از کشور نزدیکتر می کند. به برداشت من، علت گسترش و تداوم فعالیتها حول گردهمایی سراسری و یا فراخوان مشترک در طرح واقع بینانه چند خواست معین در برنامه ها، اطلاعیه ها و نیز فراخوان مشترک است. به این معنا که به جای طرح خواسته ها و یا تعبیر و تفسیرهای متفاوت، صریح و روشن بر سه محور کلیدی در امر دفاع از زندانیان سیاسی دست می گذارد. بدیهی است که شکل بیان و نوع تاکید براین سه محور، می تواند (و باید) اشکال متنوعی بیابد ولی بر سه امر کلیدی سایه نمی افکند:

·  گرامی داشت یاد و ارزش های جانفشانان و جانباختگان در زندان های جمهوری اسلامی

بسیاری از ما، دوره هایی پس از کشتارها را تجربه کرده ایم که بزرگداشت یاد و ارزش های انقلابی جانفشانان و جانباختگان با تمسخر و عباراتی تحقیرآمیز نظیر "مرده پرستی"، "باز هم مراسم های عزاداری" و... روبرو می شد. به بسیاری از ما زندانیان سیاسی سابق "توصیه" می شد که فقط موارد نقض حقوق بشر در زندان اشاره کنیم. "دلسوزانه" از ما تقاضا می کردند بر روی اتهام و دیدگاه سیاسی و نظری خود در سخنرانی ها اشاره نکنیم! چرا که "به موضوع برنمی گردد و در خارج از کشور هم از اینکه بدانند شما کمونیست هستید زیاد خوششون نمی یاد!" وقتی که می پرسیدیم که خب فرق یک زندانی سیاسی و یک زندانی عادی برای شما در کجاست؟ با سکوت و یا با مغلطه ای به عنوان پاسخ روبرو می شدیم.

از همین رو، برجسته ساختن این واقعیت که زندانیان سیاسی برای آزادی و عدالت اجتماعی چنین تاوان سنگینی را پرداخت کرده اند، گرچه اینک "بدیهی" می نماید، برای ما بسیار مهم بوده است. شعار "زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم"، بیان فشرده ای از خواست و آرمان های جانفشانان و جانباختگان در زندان های جمهوری اسلامی است.

·  آزادی برای همه زندانیان سیاسی

پرداختن به مسئله مبرم دفاع از زندانیان سیاسی کنونی از دیگر محورهای غیرقابل چشم پوشی فراخوان مشترک و محتوای برنامه یادمان هاست. رساتر کردن فریاد برای آزادی همه زندانیان سیاسی، بدون در نظر گرفتن تعلق گروهی آنان، وظیفه و خواست ماست. از همین رو، شعار "زندانی سیاسی آزاد باید گردد" و تاکید بر موازین حقوق بشر در رفتار زندانبان با زندانیان، خواست همه ماست.

·  محکومیت صریح و آشکار مسببین کشتار زندانیان سیاسی

در فراخوان مشترک می خوانیم: "کشتار زندانیان سیاسی در دهه 60 یکی از جنایات رژیم جمهوری اسلامی در ایران علیه جامعه بشری می باشد که نه تنها در تاریخ این کشور همانندی ندارد بلکه در مقیاس جهانی نیز تنها با دوران سلطه فاشیسم در اروپا همطراز است."  برای محکومیت صریح و آشکار مسببین کشتار  و برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی، قدم نخست سرنگونی جمهوری اسلامی است. واقعیت امر این است که مخالفت با سرکوب، اختناق و زندان با خواست سرنگونی قطعی این رژیم پیوند خورده است و یادمان ها، به تعبیری، محل اعلام مخالفت با حکومت اسلامی در ایران است.

***

سه محوری که فراخوان مشترک نیز بر آن تاکید دارد، حداقل های ضروری برای پیشبرد سالم و بدون شبهه یادمان های غیرمتمرکز است.  بنا به سلیقه این یا آن شهر، ویا این یا آن کمیته برگزارکننده می توان و باید ابتکارات و محورهای دیگری را بر آن افزود. این کار خوبیست که به تنوع و چندگونگی برنامه ها می افزاید، اما تنوع به این معنا نیست که سه محور و خواست کلیدی یادمان ها به دست فراموشی سپرده شوند. به همین دلیل، فراخوان مشترک بر این محورها تاکید دارد. به توجه به این محورهاست که ما از تمامی تلاش هایی که در این راستا باشد، پشتیبانی می کنیم.

همایون ایوانی، 11 سپتامبر 2008