متن سخنرانی فرخ قهرمانی در یکی از گروه
های کاری در فوروم اجتماعی اروپا - مالمو
خانم ها
و آقایان
یاران نازنین شرکت کننده در فروم اجتماعی اروپا – مالمو
با یاد
وخاطره ی تمامی جان باختگان دهه ی 80 بویژه آنانی که درنسل کشی
سال88 بخاطرآرمانهای خود به جوخه های اعدام ویا طناب دارسپرده
شدند و با درود به همه ی انسانهائی که بخاطرآزادی وبرابری و
تحقق جامعه ای عدالت خواه جان باختند ، سخنم را
آغازمیکنم.
ابتدا باید به این
مسئله بپردازم که حضورمن دراینجا نه بخاطرکینه توزی ویا
درخواست انتقام جوئی ازکسانی است که هنوزپس از 20 سال
آثارشکنجه های جسمی و روحی ای که درمدت قریب به هفت سال به من
و خانواده ی من وارد کرده اند را با خود حمل میکنم .
حضور من
دراینجا فقط بخاطراحساس مسئولیت به دوستان و رفقائی است که
دربدترین شرایط زندگی،
انسانی ترین زندگی را با هم داشتیم . احساس مسئولیت به تک تک
بازمانده گان این عزیزان است که هنوزپس از 20 سال نه میدانند
جنازه ی عزیزشان درکجا قراردارد ونه اجازه ی برگزاری مراسم
درگورستانی که مدفن دسته جمعی تعدادی ازآنان میباشد را دارند
ولی با این همه ، هر
ساله این مراسم را با وجود تهدید، اذیت وآزارماموران ،
دستگیری وزندان وانواع فشارهای دیگربرگزارمیکنند. حضورمن
دراینجا بخاطراحساس مسئولیت به
مادران – پدران ، همسران و فرزندان آن یاران و
همچنین زنان،
جوانان،کارگران، ودانشجویان آزادیخواه و برابری طلبی است که هم
اینک درزندانهای جمهوری اسلامی ایران در بدترین شرایط وزیرسخت
ترین شکنجه های قرون وسطائی هرلحظه با مرگ دست به گریبانند.
احساس مسئولیت من و یاران بیشمارم
، به آینده گان است
که باید بدانند چه برنسل ازجان گذشته و قهرمان ما رفته است
وبیاموزند که چه بهائی برای آزادی وبرابری توسط این نسل پرداخت
گردیده است ونهایتاٌ احساس مسئولیت به بشریت است چرا که
کشتارسال 88 چیزی بجزیک نسل کشی ویا جنایت علیه بشریت نبوده
است ودرچهارچوب هر تعریفی که امروزه از جنایت علیه بشریت موجود
باشد قرار میگیرد. بررسی عمق این فاجعه تنها با نگاهی به گذشته
میسرمیگردد. دراواخرماه مای سال 81 پس ازمقاومت یکی ازگروه های
اپوزسیون درمقابل حملات فالانژهای رژیم به یک تظاهرات
خیابانی بر علیه بخشی ازحاکمیت ،
نظامی را که درشرایط
جنگی با رژیم عراق هم بسرمیبرد،
خمینی و طرفداران آنان را واداشت تا
جهت حذف همین نیرو (
مجاهدین) و دیگر
مخالفان عقیدتی سیاسی خود دست به یک سرکوب وسیع وعریان زده و
درهمان روزاول با دستگیری چند هزارنفرواعدام 25 نفرازافرادی که
عمدتاٌ ازماه های قبل دستگیرودرزندان بسر میبردند جنایات خود
را بطورآشکارورسمی آغازکرد. هر چند
که رژیم پیشر نیزبا تهاجم به اعراب جنوب ایران – کردستان
ترکمن
صحرا وآذربایجان دست خود را به خون هزاران تن ازمردم ایران
آلوده کرده ومرتکب جنایات بیشماری شده بود. به این ترتیب درمدت
کوتاهی کلیه زندانهای کشورمملواززندانیانی گردید که
ازخیابانها،مدارس،منازل،ادارات،کارخانه ها جمع آوری شدند.
درسلول های تک نفره درزندان اوین بین 5 تا 11 نفرنگهداری
میشدند دراطاقهائی که طبق استانداردهای بین المللی ظرفیت 12
زندانی را داشت بین 85 تا 115 نفررا جا داده بودند تمامی
اطاقهای 6 سالن بزرگ که قبلاٌ جهت اموراداری مورد استفاده
قرارمیگرفت مملواززندانی شده بود وتمام اینها درشرایطی بود که
هرشب درفضای آزاد پشت بند4 بین 100 تا 200 زندانی را تیرباران
میکردند وزندانیان با شمارش تک تیرهای خلاص تعداد دوستان
ورفقای ازدست رفته ی خود را درمی یافتند صدائی که کابوس آن
هنوزپس از27 سال بسیاری ازبازماندگان این جنایت را آزارمیدهد.
کسانی که ازاین کشتارجان بدربرده بودند دردادگاه های چند دقیقه
ای با دریافت احکامی سنگین به انتظارسلاخی دوره ی بعدی نشستند
دراین دادگاه های چنددقیقه ای تفاوت میان 10 تا 20 سال حکم
برای زندان کمترازتفاوت بین خرید یک تا دو هکتو گودیس برای یک
کودک سوئدی دریک روزشنبه بود برای پی بردن به عمق فاجعه
وبهترتجسم کردن فضای حاکم درآن روزها طنزتلخی را بطورخلاصه
برایتان تعریف می کنم. سال 85 پس ازانتقال مجدد ازگوهردشت به
یکی از اطاق های دربسته اوین با جوانی برخورد کردم که جزو
دستگیر شده گان همان ماه های جنون وجنایت سال 81 بود وبیش از 4
سال بود که بلاتکلیف بسرمیبرد ودر جواب خانواده وسایرین که چرا
اقدامی برای تعین تکلیف نمی کند به شوخی میگفت: اینطوری بیشتر
خوش میگذرد پس ازمدتی بلاخره خانواده خسته شده و مادر وی وقتی
ازدادیاری زندان جهت اطلاع ازوضعیت پسرش واین که چرا تا بحال
بلاتکلیف است میگیرد. دادیارزندان پرونده زندانی را میآورد پس
از نگاهی به پرونده به مادر میگوید خانم پسر شما که در سال 81
اعدام شده مادر با نگرانی میگوید ولی من مرتب به ملاقات او
میآیم در اینجا مادرو دادیارمتوجه میشوند که پسردرسال 81 حکم
اعدام میگیرد ولی شخص دیگری که تشابه اسمی با او داشته بجای وی
اعدام میگردد.آن شخص پس ازچندی با بررسی مجدد پرونده و اینکه
حدود 4.5 سال زندان برای همراه داشتن یک اعلامیه کافی میباشد
حکم آزادی خودرا ازآقای گیلانی حاکم شرعی که حکم اعدام اورا
صادرکرده بود میگیرد.
اما ویژه
گی تابستان سال 88 در این یک دهه ی جنون وجنایت چیست؟ چرا وقتی
صحبت برسرجنایت علیه بشریت میشود پای تابستان 88 به میان
میآید؟ آیا ارزش بیش از 30 هزار انسانی که ظرف مدت 9 ماه
ازیونی 81 تا مارس 82 به قتل گاه های جمهوری اسلامی رفتند کمتر
ازجانباختگان تابستان 88 است؟ اساساٌ چرا خود رژیم جمهوری
اسلامی ازهرچیزی سخن بمیان میآورد الا ازاین کشتار؟ حتی بعضاٌ
ازسالهای 81 و82 و اینکه این افراد تروریست بودند یا در
عملیات دستگیر شدند ویا توجیهات دیگرسخن به میان آورده است که
البته با داستانی که تعریف کردم میتوانید به صحت گفته های آنان
پی ببرید اما چرا دراین رابطه حتی منتقدین اصلاح طلب وکنده شده
گان ازرژیم هم مهرسکوت به لب زده اند پس چه چیزی است که این
کشتاررا ازآنها ی دیگر متمایزمیکند حقیقت این است که بخش عمده
ای ازجانباختگان تابستان 88 ازبازماندگان همان دادگاه های چند
دقیقه ای بودند که یا احکامشان تمام شده بود ویا در حال سپری
کردن محکومیت خود بودند اینان هیچگاه برای این حذف فیزیکی به
دادگاهی فرا خوانده نشدند برای اینها به هیچ عنوان کیفرخواستی
تهیه نگردید اینان هنگامی که به نزد هیئت مرگ میرفتند.
نمیدانستند پاسخ به این تفتیش عقاید درواقع تعین کننده مرگ
وزندگی آنان است چرا که اینگونه تفتیش عقاید درزندان امری رایج
بود اگربرای اینها دردادگاه های چند دقیقه ای سال های گذشته
جرمی ویا خلافی با معیارهای جمهوری اسلامی تراشیده شده بود
درآن سال جنون و جنایت جرم مجدد ویا خلافی هم به آنان نسبت
داده نشد ودر نهایت اینکه همان گونه که دردهه ی 40
و اوج جنایات
نازی ها در اروپا
، انسانهای بیگناهی را تنها
بخاطرنژاد ویا مذهبشان به قتلگاه فرستادند. جمهوری اسلامی هم
درآن تابستان سیاه تنها و فقط بخاطراینکه موفق نشده بود
انسانهائی را تهی ازایده و آرمان هایشان نموده ووجود آنان را
خطری بالقوه برای خود فرض میکرد، دست به چنین کشتاری زد. همان
زمان که این کشتارودفن جنازه ها درگورستانهای دسته جمعی در
سراسرایران درحال اجرا بود بسیاری از کشورهای مدافع حقوق بشردر
حال عقدقراردادهای کلان اقتصادی با جمهوری اسلامی بودند
ومتاسفانه صدای هیچ اعتراضی ازکشورهائی که ازسری ترین مسائل
نظامی وسایرمسائل امنیتی ایران با خبرند شنیده نشد و هنوز هم
با کمال تاٌسف می بینیم که کشورهای قدرتمند آگاهانه و یا نا
آگاهانه با چشم و گوش بستن به این جنایات وجنایتهائی که هرروزه
جمهوری اسلامی درحال انجام آن است وعمده کردن مسائل فرعی
وبحران سازی که دقیقاً خواست جمهوری اسلامی برای ادامه ی این
جنایات و حیات خود میباشد به ادامه ی حیات این رژیم ضد انسانی
کمک مینمایند. امروز پس از چندین سال تلاش و پیگیری مستمر
نیروهای اپوزیسیون به ویژه زندانیان سیاسی جان به دربرده و باز
مانده از این جنایت و جنایت دهه ی 80 دررابطه با این کشتارمی
بینیم که بلاخره در اینجا و آنجا صدا هائی گو اینکه نه چندان
قوی به گوش میرسد اما چه خوب میشود اگر مثل سازمان عفو بین
الملل داد خواهی و درخواست محاکمه ی آمران و عاملان این جنایت
ازسران جمهوری اسلامی که خود ترتیب دهنده وازعوامل اصلی وآمران
این جنایات میباشند . نگردیده و به مردم بهای بیشتری داده شود
.
شرکت ما بازمانده گان ازآن کشتارهای فراموش نشدنی در فروم
اجتماعی اروپا – مالمو ، برای رساندن فریاد داد خواهی هزاران
هزار مادر – پدر – همسر و فرزندان دختر و پسری ایست که در
ایران تحت حاکمیت رژیم سرمایه داری اسلامی ایران ، به جایی
نمی رسد و همواره با داغ و درفش پاسخ می گیرد . ماییم و شما که
باید فریاد آنان را بدل به صدایی رسا و قابل فهم برای بشریت
آزادیخواه و تحول طلب نماییم . ما باید به همراه وکمک شما
بشریت را نسبت به چنین جنایتی آگاه نمائیم . آری دادخواهی از
آفرینندگان چنین جنایتی ، حق ما ومردم ماست.