| ||
|
دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز ایرج مصداقی
انفجار بمب در حسینیه کانون «رهپویان وصال» شیراز به دلیل ضد و نقیض گوییهای جناحهای مختلف رژیم از ابتدا مشخص بود از دو حال خارج نیست: ۱- سهلانگاری مسئولان کانون «رهپویان وصال» در نگهداری مواد منفجره و جنگی در محل حسینیه که منجر به بروز فاجعه شد. ۲- بمبگذاری از سوی جناحهای رقیب که شیراز یکی از کانونهای اصلی درگیری بین آنهاست (موضوع بازداشت عبدالعلی نجفی فرمانده سابق سپاه شیراز، اتهاماتی که از سوی عبدالله شهبازی یکی از عناصر سابق حزب توده و از تئوریسینهای دستگاه امنیتی و اطلاعاتی رژیم و سپاه پاسداران به امام جمعه شیراز، روحالله حسینیان و... زده میشود، بخشی از این درگیریهاست) http://shahbazi.org/Oligarchy/Oligarchy_Me.htm
در هر صورت نگهداری مواد منفجره و جنگی در حسینهای که محل تجمع مردم بود، یکی از عوامل تشدید انفجار و تلفات بالای حادثه بوده است. به نظر من هر دو مؤلفهی بالا میتواند در انفجار شیراز دخیل بوده باشد. از آنجایی که امکان داشت پس از مطرح شدن موضوع بمبگذاری، پای جناحهای مختلف رژیم به میان آید، مسئولان محلی از ابتدا با هماهنگی کامل احتمال آن را تکذیب کردند و کسانی که چنین احتمالاتی را مطرح میکردند، تحت فشار گذاشتند. در همین رابطه مطرح شد که به دستور مقامات رژیم، سید محمد انجوی نژاد گرداننده کانون «رهپویان وصال»، ممنوع التصویر شده است. کانون مزبور در اوایل دههی هشتاد توسط انجوینژاد داماد یکی از روحانیون معروف شیراز به عنوان یک کانون فرهنگی شروع به کار کرد و مخاطبانش بیشتر جوانان و نوجوانان شهر بودند. انجوی به سرعت به چهرهای شناختهشده در شیراز تبدیل شد و کانون او موافقان و مخالفان زیادی در بین نیروهای رژیم پیدا کرد. این کانون در سومین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا، اقدام به لیست انتخاباتی با عنوان «یاران وصال» کرد که موفق به کسب یک کرسی از یازده کرسی شهر شیراز شد. تبلیغات انتخاباتی این کانون، عدم انتشار تصاویر نامزدهای زن در بروشورها و تراکتهای تبلیغاتی و وب سایت انتخاباتی گروه بود که به نظر در راستای تعلیمات دینی رایج در کانون قرار داشت. درگیری جناحهای رژیم در شیراز آنچنان است که حائری شیرازی امام جمعه شیراز در مراسم سوم کشته شدگان حادثه بمبگذاری گفت: «به من قول بدهید تا من آرام شوم که اگر زورم نرسید آن کارخانه ها(مجتمع تجاری ستاره فارس و مجتمع تجاری تفریحی خلیج فارس) را ببندم لا اقل از بسته شدن این کارخانه(کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز) جلو گیری کنم.»
ابراهیم عزیزی، فرماندار شیراز یک روز پس از حادثه انفجار گفت: «احتمال بمبگذاری منتفی است و این انفجار احتمالا علت های دیگری داشته است.» وی بلافاصله پس از وقوع حادثه، آمریکا و اسرائیل را عامل بمبگذاری در حسینیه معرفی کرده بود.
عباس محتاج، معاون امنیتی - انتظامی وزیر کشور دو روز بعد در گفتگو با خبرنگاران اعلام کرد: «آنچه تا امروز به عنوان نظر جمع بندی شورای عالی امنیت کشور [درباره دلایل انفجار شیراز] موجود است این است که شواهدی مبنی بر دخالت عمدی در این ماجرا وجود ندارد.»
علی مویدی، رئیس پلیس استان فارس، نیز همان روز به خبرگزاری مهر گفت: «کمیته بررسی نیروی انتظامی شواهد و آثار بر جای مانده از محل حادثه را به صورت دقیق بررسی کرده و تا این لحظه نتیجه بررسی ها دال بر وجود سهل انگاری در حسینیه است.»
خبرگزاری مهر سه روز پس از انفجار حسینیه رهویان وصال به نقل از یک مقام آگاه اعلام کرد «جمع بندی بررسی ها و تحقیقات گروههای متعدد کارشناسی نشان می دهد که علت اصلی انفجار در محل هیات رهپویان وصال شیراز تعداد محدودی مواد و تجهیزات نمایشی نظامی مستهلک بوده که برای مدتی در انبار حسینیه سید الشهدا برای استفاده های نمایشگاهی نگهداری شده است" و "نتیجه تحقیقات و آزمایش های انجام شده، نگهداری برای زمان طولانی، مجاورت این مواد و فعل و انفعالات احتمالی آنها در کنار یکدیگر را تائید می کند. به نحوی که با منفجر شدن یکی از این مواد در ابتدا، سایر مواد مجاور نیز منفجر شده اند».
علاوه بر مسئولان فوق، نماینده شیراز در مجلس هفتم، معاون دادستان کل کشور و تعداد دیگری از مسئولان رژیم احتمال بمب گذاری در حسینیه رهپویان وصال را رد کردند و به وجود برخی تسلیحات نظامی در محل اشاره کردند. همگی آنها تلویحاً سهلانگاری مسئولان کانون رهپویان وصال را عامل وقوع فاجعه دانستند.
عاقبت دبیرخانه شورای امنیت كشور در اطلاعیهای که روز 27 فروردین صادر کرد، مدعی شد:
خامنهای در پیام تسلیتاش کشته شدگان را شهید نخواند و نوشت: «حادثه غم انگيز و تأسفبار در كانون رهپويان وصال كه به پرواز شهادتگونهي جمعي از شيفتگان وصال دوست و زخمي شدن جمعي بيشتر انجاميد» حتا بنیاد شهید نیز علیرغم فشارهای وارده از سوی کانون رهپویان وصال شیراز و محافل قدرت در درون رژیم، از شهید خواندن کشته شدگان خودداری کرد. » خامنهای حتا به هنگام حضور در شیراز به بهانهی وقت نداشتن حاضر به دیدار با خانواده کشته شدگان حسینیه مزبور نشد و پورمحمدی را مأمور کرد تا سلامش را به آنها برساند. پورمحمدی گفت: « ایشان فرمودند سلام من را هم به تمام بزرﮒواران برسانید. عرض کردم که طبیعی است که این عزیزان انتظار دیدار شما را داشته باشند، فرمودند که من هم مشتاقم (دقیقاً لغت ایشان یادم نیست) ولی الان فرصت نداریم.»
http://www.rahpouyan.com/article/showart.asp?sid=249&aid=2897
در این میان محیالدین حائری شیرازی، امام جمعه بدنام شیراز که اخیراً در میان دعواهای باندهای داخلی رژیم از سوی عبدالله شهبازی به زمین خواری و حمایت از مافیا متهم شده، همراه با انجوینژاد رئیس ستاد نماز جمعه و مسئول کانون رهپویان وصال که همزمان به شغل شریف «قوادی»(۱) در مشهد و «حرم امام رضا» نیز اشتغال دارد، از لحظهی اول روی مسئله بمبگذاری در حسینیه توسط افراد وابسته به بهاییت و وهابیون تأکید کردند. اطلاعیههای کانون رهپویان وصال نیز دال بر همین موضوع بود. این دو نفر با تأکید بر بمبگذاری توسط عوامل وابسته به بهاییت و وهابیت قصد داشتند با یک تیر دو نشان بزنند. از یک طرف به خاطر مسئولیتی که در نگهداری مواد منفجره در محل داشتند، از خود و نزدیکانشان سلب مسئولیت کنند و از طرف دیگر به حساب خود زمینه را برای سرکوب «دشمنان» فراهم کنند. توجه داشته باشید که در ماههای گذشته انجوی شیرازی و محیالدین شیرازی از عوامل اصلی تحریک وابستگانشان علیه بهاییان بوده و اقدامات ایذایی بسیاری را علیه آنان در شیراز سازمان دادهاند. (۲) از جمله در نیمه فروردین ۸۷ وابستگان این دو نفر تحت عنوان «سربازان گمنام امام زمان» با ارسال نامههای تهدیدآمیز برای ۹ نفر از بهاییان شیراز، آنها را به اتهام «سرسپرده و جاسوس اسرائیل» به «اعدام انقلابی» تهدید کرده بودند و یک مورد تلاش برای آتش زدن یک بهایی ناکام مانده بود.
تلاش مقامات رژیم برای سرپوش گذاشتن بر واقعهی انفجار و اعلام بی مبالاتی و سهلانگاری مسئولان کانون رهپویان وصال، باعث تشدید درگیری در میان جناحهای رژیم در شیراز شده بود. از آنجایی که یک جناح رژیم در شیراز، شاهد قربانیشدنش در این ماجرا بود، حاضر به سکوت در این زمینه نبود و این میتوانست تهدیدی برای کل نظام باشد. چرا که پافشاری بیش از حد بر اتفاقی بودن انفجار، میتوانست باعث بر ملاشدن ناگفتنیهای بسیار در رابطه با اصل ماجرای انفجار شود. انجوی نژاد در این باره میگوید: «این پرونده مـﻰتوانست یک جنجال را در شیراز باعث شود، مخصوصاً با سفر مقام معظم رهبری. »
http://www.rahpouyan.com/article/showart.asp?sid=223&aid=2902
انجوی نژاد در سخنرانی جلسه هفتگی بعد از بمبگذاری میگوید: »
http://www.rahpouyan.com/
در این گونه مواقع، خامنهای حرف آخر را میزند و جناحهای مختلف رژیم به دنبال اثبات آن میروند. خامنه ای در اکثر حوادث مشابهی که در کشور رخ داده – و بسیاری از آنها بعدها آشکار شده که کار جناحهای داخلی رژیم بوده است– رویکرد نسبت دادن حوادث به خارجی ها را پیش کشیده و در سخنرانیهایش به دفاع از این رویکرد پرداخته است. چنانکه در پروژهی قتلهای زنجیرهای ابتدا خامنهای در نماز جمعه عاملان آن را منتسب به اسرائیل و موساد کرد و سپس بازجویان و مسئولان پرونده که از سوی حامیان خاتمی انتخاب شده بودند به ضرب و زور شکنجه از دستگیر شدگان اعتراف دلخواه را گرفتند. اما از آنجایی که چاقو دسته خودش را نمیبرد، پس از خوابیدن سرو صداها جاسوسان و عوامل نفوذی دستگاههای امنیتی دشمن و وابستگان اسرائیل و آمریکا و ... را آزاد کردند و غالباً به سر کارهای سابق خود بازگشتند. در این میان فقط سعید امامی قربانی شد و جان خود را برای «حفظ نظام» و «خط قرمز» آن که «ولایت فقیه» باشد از دست داد. عبدالله شهبازی یکی از تئوریسین ها و عناصر اطلاعاتی رژیم که سابقاً از اعضای حزب توده بود، اخیراً در دعوای باندهای رژیم بخشی از سخنان منتشره نشده خامنهای در جمع سران رژیم در ارتباط با قتلهای زنجیرهای را انتشار داد. (۳)
http://shahbazi.org/Oligarchy/Hoseinian_Emami.htm
به گفتهی عبدالله شهبازی که خود را پیروی خامنهای و نظرات او معرفی میکند، خامنهای قتل بیرحمانهی بختیار و ترور میکونوس را که تمامی جزئیات آنها برملا شده نیز با رذالت و پررویی به موساد نسبت داده است! این در حالی است که کاظم دارابی یکی از برنامه ریزان ترور میکونوس با تلاشهای رژیم از زندان آلمان آزاد شد و هنگام ورود به ایران، مورد استقبال رسمی معاون وزیر خارجهی رژیم قرار گرفت و جانیانی که بختیار را به قتل رساندند بلافاصله به تهران برگشتند و تنها یک نفر از آنها که سر قرار دیر رسیده بود، در ژنو دستگیر و محاکمه شد. نکته جالب آن که شیخ عطار معاون وزیر پست و تلگراف رژیم برای جانیان تقاضای ویزا کرده بود و به همین علت تحت تعقیب بینالمللی قرار دارد و نمیتواند کشور را ترک کند.
در مورد انفجار شیراز نیز مانند موارد قبلی عمل کردند. یک ماه بعد از وقوع انفجار و در حالیکه مسئولان رژیم هرگونه بمبگذاری را مردود میدانستند، پس از جلسهی سران رژیم در حضور خامنهای در شیراز، یکباره ورق برگشت و تمامی مسئولان روی بمبگذاری دست گذاشتند و برای ایجاد موازنه و منحرف کردن افکار عمومی بخصوص دانشجویان به «میمنت» حضور خامنهای در شیراز، اقدامات کمیته انضباطی دانشگاه شیراز علیه ۳۰ نفر از دانشجویان را لغو کردند. تا نشان دهند که حضور خامنهای بی «برکت» نیست.
محسنی اژهای وزیر اطلاعات اولین نفر بود که ۱۸ اردیبهشت خبر بمبگذاری را تأیید کرد: «حادثه انفجار حسینیه سیدالشهدا(ع) شیراز ناشی از خرابكاری و بمبگذاری بوده است گفت : عوامل این حادثه شناسایی و دستگیر شده اند. حجتالاسلام والمسلمین محسنی اژهای چهارشنبه شب در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری انتخاب در شیراز افزود: فرد اصلی این حادثه كه قصد فرار از كشور را داشت پس از یك رشته اقدامات اطلاعاتی شناسایی و به همراه مقادیری مواد منفجره، بازداشت شد .وی گفت: همچنین پنج نفر از عوامل این گروه شناسایی و بازداشت شدند.»
http://www.tiknews.net/display/?ID=60249&page=1
سپس پور محمدی وزیر اطلاعات همان روز به صحنه آمد: خبرنگار «انتخاب» در شیراز، از برگزاری جلسه مصطفی پورمحمدی وزیر کشور - که در شیراز به سر می برد - با اعضای ارشد کانون رهپویان وصال و خانواده شهدا و جانبازان این حادثه «تروریستی» خبر داد. خبرگزاری مزبور به نقل از پورمحمدی گفت: «در حین حرکت به سوی محل برگزاری اجتماع شما، برای عرض تسلیت آمده بودم اما در اواسط راه، یکی از برادران با من تماس گرفت و گفت که بمبگذاران حادثه اخیر را دستگیر کردیم» به گزارش خبرگزاری انتخاب، پورمحمدی گفته است: «این تروریست ها که در یکی از استان های دیگر؛ در حال عملیات برای انجام بمب گذاری بودهاند، دستگیر شده و به بمب گذاری در حسینیه شیراز اعتراف کرده اند. پورمحمدی در ادامه این جلسه، همچنین تصریح کرد: تروریست های انفجار اخیر، در مقابل همین حسینیه اعدام خواهند شد.» http://www.tiknews.net/display/?ID=60249&page=1
پورمحمدی همچنین دستگیری بمبگذاران را به برکت حضور خامنهای در شیراز نسبت داد و گفت:
«براساس ارزیابیهای اولیه كارشناسان پیش بینی میشد كه وسایل نمایشگاه علت حادثه باشد، با این حال ذهن ما متوجه خرابكاری نیز بود اما به دلیل انجام كارهای اطلاعاتی و برخی شرایط خاص، اطلاع رسانی صورت نگرفت .
وی اضافه كرد :
به بركت حضور مقام معظم
رهبری
و صفای مردم شیراز و فارس در استقبال بی نظیر از رهبر معظم انقلاب، خداوند
نیز لطف
كرد و علت حادثه روشن و عوامل آن نیز بازداشت
شدند.
http://www.tiknews.net/display/?ID=60249&page=1
پرتوپلاهای گفته شده از سوی پورمحمدی که یکی از مسئولان کشتار ۶۷ و قتلهای زنجیرهای بوده است، نیاز به تجزیه و تحلیل ندارد و به خوبی پریشانی وی را میرساند. اما یک چیز مشخص است از ابتدا به دنبال سبک و سنگین کردن هر یک از سناریوها بودند.
دروغگو کم حافظه است
«پورمحمدی همچنین درباره برخی انتقادات مطرح مبنی بر خرابكارانه ندانستن این اقدام، همچنین شهید نخواندن جانباختگان حادثه در ابتدا گفت: ما بر اساس نگاه كارشناسانه حركت و سعی كردیم خیلی صادقانه با مردم صحبت كنیم و فكر میكنم مردم نیز از ما این را میپذیرند. خود من در جمع خانوادههای شهدای این حادثه حضور پیدا كردم و نگاه صمیمانه و پذیرش منطقی را كه داشتند احساس كردم؛ آنها میفهمند كه ما صادقانه حرف میزنیم. وی در عین حال گفت: از نظر كارشناسی حدس اول این بود كه حادثه ناشی از اقلام نمایشگاهی است اما در ذهن ما زمینه خرابكاری نیز بود؛ گرچه دلیل كافی و مستندات روشن در این زمینه نداشتیم؛ ولی با این ذهنیت كار را به صورت متمركز پیگیری كردیم و خوشبختانه این پیگیریها زود به نتیجه رسید و واقعا این لطف الهی و كمی خارج از پیشبینی ما بود كه به این زودی به نتیجه برسیم. وزیركشور افزود نفس شهدای حادثه و جانبازان و روح بلند آنها در این زمینه به ما كمك كرد و اجازه نداد دشمنان، سالم از این صحنه بگریزند و ماهیت آنها برای مردم ما كشف نشود و فتنههای آنان درباره مردم شریف ایران به نتیجه برسد. پورمحمدی ادامه داد : خوشبختانه پیگیریها به نتیجه رسید و در اولین لحظه كه عوامل حادثه شناسایی شدند با مسوولان حسینیه با احتمال در این ارتباط صحبت كردم و همین كه به شیراز رفتیم و قضیه قطعی شد، قاطع در این ارتباط حرف زدیم. وی گفت: قبل از این كه به شیراز برویم گزارشهایی به من و وزیر اطلاعات رسید كه عوامل حادثه دستگیر شدهاند و برای ما قطعی شد كه حادثه خرابكاری بوده است، بعد از آن كه به شیراز رفتیم همان جا خدمت مقام معظم رهبری سر نماز مغرب و عشا قضیه را مطرح كردیم و ایشان نیز به ما گفتند بروید و به مردم بگویید كه در همین راستا در جمع خانوادههای شهدا و جانبازان این حادثه حضور یافتم ، وزیر اطلاعات نیز در این ارتباط مصاحبهای كردند.
http://www.aftab.ir/news/2008/may/10/c1c1210419649_politics_iran_rahpooyan.php
پورمحمدی در سخنرانی برای خانوادهی کشته شدگان کانون رهپویان میگوید: «من صبح به گونـﻪای دیگر با آقای انجوی صحبت کردم، از صبح تا حالا به نحو دیگری حرف مـﻰزنم. یعنی اطلاعاتی که از صبح تا حالا به ما رسید متفاوت از اطلاعات صبح ما بود و اطلاعاتی که دیروز داشتیم. دیروز اجمالاً بر اساس تحلیل قبلـﻰمان بودیم با یک سری تغییرات، ولی هـﻢچنان برداشت اولیه بود.
http://www.rahpouyan.com/article/showart.asp?sid=249&aid=2897
چنانچه ملاحظه میکنید پورمحمدی در خبر اول مدعی بود که «در اواسط راه، یکی از برادران با من تماس گرفت و گفت که بمبگذاران حادثه اخیر را دستگیر کردیم» و در خبر دوم مدعی است که قبل از این که به شیراز برود گزارش دستگیری عوامل حادثه را دریافت کرده بود و بعد از طرح آن در حضور خامنهای و به دستور او خبر را در جمع «خانوادههای شهدا و جانبازان این حادثه» اعلام کرده است. و در سخنرانی خود میگوید که از صبح تا حالا همه چیز عوض شده است. پورمحمدی که به خوبی توجیه نشده است، نمیداند بالاخره در کجا و به چه شکل و کی خبر دستگیری عوامل حادثه را شنیده است! اژهای مدعی است که «فرد اصلی این حادثه كه قصد فرار از كشور را داشت پس از یك رشته اقدامات اطلاعاتی شناسایی و به همراه مقادیری مواد منفجره، بازداشت شد». در همان حال پورمحمدی مدعی است که «این تروریست ها که در یکی از استان های دیگر؛ در حال عملیات برای انجام بمب گذاری بودهاند، دستگیر شده و به بمب گذاری در حسینیه شیراز اعتراف کرده اند«.. معلوم نیست عامل بمبگذاری در حسینیه «قصد فرار از کشور را داشته» یا «در حال عملیات برای انجام بمبگذاری بوده» است؟ جنایتکاران حتا تلاش نمیکنند حرفهایشان را یکی کنند. از این ها خنده دار تر ادعاهای سید محمد انجوینژاد است. وی در سخنرانی ۲۱ اردیبهشت خود و پس از اعلام دستگیری بمبگذاران میگوید: «این افراد در هتلی در تهران مشغول تهیـﻪی بمب بودﻩاند که قسمتی از بمب منفجر شده و صدایی به وجود مـﻰآید، یکی از آﻥها به هلاکت مـﻰرسد، یکی دیگر مجروح شده و سه چهار نفر دیگر فرار مـﻰکنند. چون شاخـﻚهای امنیتی نظام در مورد این مسأله حساس بود، بلافاصله این مواد آزمایش شده و با موادی که در ایـﻦجا استفاده شده بود مطابقت داده شد و مشخص شد که هر دو یکی مـﻰباشد. خیلی سریع پیگیری کرده و عدﻩای که فرار کرده بودند را در مسیر خروج از کشور بازداشت کردند.»
http://www.rahpouyan.com/article/showart.asp?sid=223&aid=2902
به این تناقض گوییها اطلاعیه وزارت اطلاعات را هم بایستی اضافه کرد. در این اطلاعیه موضوع به گونهای آمده که گویا در عملیات وزارت اطلاعات یک نفر از بمبگذاران به هلاکت رسیده و بقیه دستگیر شدهاند.
چنانکه ملاحظه میشود پورمحمدی مدعی است که این افراد «در یکی از استانهای دیگر، در حال عملیات برای انجام بمبگذاری» دستگیر شدهاند و انجوی نژاد معتقد است «این افراد در هتلی در تهران مشغول تهیـﻪی بمب بودﻩاند» که دستگیر شدهاند!
پس از اعلام بمبگذاری، یکی از سؤالاتی که مسئولان امر و سناریو نویسان وزارات اطلاعات باید به آن پاسخ می داند این بود که مسؤلیت بمبگذاری را متوجه چه گروهی کنند. از ابتدا، سناریوهای مختلفی را پیش روی داشتند. کانون رهپویان وصال به خاطر سیاست جنایتکارانهای که داشتند، تیغ تیز حملات خود را متوجهی هموطنان بهایی و اهل سنت کرده بودند. از آنجایی که این کانون محل نشر عقاید انجمن حجتیه و ضد بهاییت است، اولویت را به معتقدان این دیانت داده بود. اما بعید بود کسی بپذیرد که بهاییان عامل بمبگذاری هستند. در این میان جسته و گریخته به دست داشتن «منافقین» در این جنایت هم اشاره میشد. مقامات رژیم در گذشته نیز بارها چنین اتهاماتی را متوجه مجاهدین کرده بودند که پس از مدتی نادرستی آنها به اثبات رسیده بود. در شرایط جدید در حالی که مجاهدین در دادگاه انگلیس تلاش میکردند برچسب «تروریستی» را که غرب برای نزدیکی به رژیم به آنها زده بود از خود بزدایند و به موفقیت چشمگیری در این زمینه نائل آمده بودند، بعید بود کسی در همان ابتدای امر هم این دسته اتهامات را بپذیرد و بیشتر باعث مضحکه شدن رژیم در سطح بینالمللی میشد. به اهل سنت از این جنبه نپرداختند که میترسند، شیعیان متعصب اقدامی علیه سنیها انجام دهند و این مسئله به جنگ بین شیعه و سنی منجر شود که در حال حاضر به نفعشان نیست. بنا به دلایل گوناگون دیگر که خارج از حوصله این مقاله است، سناریوهای مختلف را کنار گذاشته و مسئولیت را متوجهی «انجمن پادشاهی ایران» به رهبری کلاهبردار و شیادی به نام فرود فولادوند کردند که پس از بالا کشیدن پول مردم، دو سالی است که از نظرها پنهان شده و ادا و اطوار «امام غایب» را در میآورد.
فرود فولادوند کیست؟
فرود فولادوند که نام اصلی وی فتحالله منوچهری است بنا به اخباری که در سایتهای اینترنتی انتشار یافته، پیش از انقلاب با ساخت فیلم های خانوم خانوما (1351) سازنده و بازیگر، شهر شراب (1355)، وقتی كه آسمان بشكافد (59- 1354) شانس خود را آزمایش کرد. وی که در سالهای اخیر پز ضد عرب به خود گرفته بود و در مذمت «تازیان» سخن میگفت، بیش از ۱۰ سال در مصر به سر برده و در سال ۵۹ فیلم مشترک ایران و مصر تحت عنوان «قلب من قدس» را در حمایت از اعراب و دستیابیشان به پایتخت آرمانی اسلام، بیتالمقدس ساخته بود. سایت آفتاب وی را یکی از دوبلورهای فیلمهای خارجی در استودیو میثاقیه پیش از انقلاب معرفی کرد.
محسنی اژهای وزیر اطلاعات رژیم درباره دستگیر شدگان و ارتباطاتشان گفت: «افرادی که به اتهام دست داشتن در بمبگذاری در شیراز دستگیر شده اند از چند سال پیش در ایران فعالیتهای خرابکارانه داشته و با کشورهای غربی، از جمله بریتانیا و آمریکا مرتبط بوده اند اما با اینکه از طریق وزارت خارجه ایران، "اطلاعات خوبی" در مورد این گروه و کارهای "خرابکارانه" آنها به این کشورها فرستاده شده، این کشورها نه تنها برخوردی با آنان نکردند بلکه به حمایت و پشتیبانی از آنها هم پرداختند. »
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2008/05/080507_mf_shiraz_arrest.shtml
وی عوامل حادثه بمبگذاری شیراز را مرتبط با شبكه رسانهای یور تی.وی دانست و خاطرنشان كرد: عقبه رسانهای این شبكه اطلاعاتی از سال ۸۳ در انگلستان آغاز به كار كرده بودند. اژهای هرگونه ارتباط عوامل حادثه شیراز را با گروهك منافقین رد كرد و یادآور شد: در خصوص چگونگی عمل و فعالیت این شبكه به زودی اطلاع رسانی جامعی صورت خواهد گرفت. وی همچین خاطرنشان كرد: عوامل این حادثه درصدد بمب گذاری در یكی از سركنسولگریهای روسیه در ایران بودند. »
http://www.aftab.ir/news/2008/may/14/c1c1210768445_politics_iran_rahpooyan.php
هرچه جلوتر میروند موضوع مضحکتر میشود. کار به جایی میرسد که وزارت اطلاعات مدعی میشود که « این گروه تروریستی قصد داشته است در ادامه اقدامات تروریستی خود طرح های برنامه ریزی شده در آمریکا، نظیر انفجار در نمایشگاه کتاب تهران و برخی مراکز علمی، آموزشی و مذهبی و همچنین هدف قرار دادن مردم و ایجاد نا امنی در مکان های پرتردد و پرجمعیت شهرهای مختلف کشور را انجام دهد.» همچنین وزارت اطلاعات در اطلاعیهای که انتشار میدهد مینویسد: «مدارک به دست آمده از اعترافات متهمین حاکی است، ماموران آمریکایی، ماموریت اصلی گروه متلاشی شده را ایجاد رعب و وحشت در میان مردم شهرهای ایران تعیین کرده بودند که اقدامات تروریستی علیه کنسولگری روسیه در گیلان و انفجار در خطوط نفتی جنوب کشور نیز جزو اهداف خرابکارانه این گروه بوده است و به همین دلیل مراکز آمریکایی برای این شبکه برنامه های آموزش غواصی جهت شناسایی لوله های نفتی زیر دریا در خلیج فارس تدارک دیده بودند.»
http://www.aftabnews.ir/vdcaiin49wnm0.html
بلاهت را میبینید، این همه لوله روی زمین در منطقه وجود دارد، آنوقت سناریو نویسان وزارت اطلاعات مدعی میشوند آمریکاییها به افراد این گروه غواصی یاد میدادند که لولههای نفتی زیر دریا را شناسایی و لابد بعداً آنها را منفجر کنند. گویا ماهوارههای جاسوسی از انجام چنین کارهایی عاجز هستند و انگار ناوهای جنگی هواپیمابر آمریکا در منطقه که هریک برای اشغال یک کشور کافی هستند، نمیتوانند از عهدهی چنین اموری برآیند. مسئولان اطلاعاتی رژیم علاوه بر آمریکا، پای انگلستان و اسرائیل و موساد را هم به میان میکشند و هر روز دروغی را بر دروغهای قبلی میافزایند. برای این که معلوم شود چرا «انجمن پادشاهی ایران» و گروه فولادوند از سوی مسئولان اطلاعاتی انتخاب شد، مجبورم به سابقهی امر اشاره کنم.
انفجارهای خرداد ۸۴ تهران و اهواز و کشتار مردم بیگناه
سه سال پیش قبل از انتخابات ریاست جمهوری دور نهم، در بعد از ظهر یک شنبه ۲۲ خرداد ۸۴ که مصادف است با ۱۲ ژوئن ۲۰۰۵ در گرماگرم رقابتهای انتخاباتی ، سه بمب از سوی یکی از جناحهای رقیب و جنایتکار رژیم در قسمتهای مختلف تهران منفجر شد که در یک مورد با تلفات جانی در میدان امام حسین نیز همراه بود. جناح نظامی رژیم و باندهای سیاه وابسته به سپاه پاسداران عامل این جنایت بودند. هدف اصلی این انفجارها ایجاد هراس در دل مردم و معطوف کردن نگاه آنها به مسئلهی امنیت و ثبات در کشور بود. به این ترتیب آنها میخواستند به مردم تفهیم کنند به جناحی که شعار برقراری «امنیت» میدهد رأی دهید تا شاهد چنین مواردی نباشید.
بنگاه خبر پراکنی بی بی سی روز ۱۳ ژوئن ۲۰۰۵ گزارش داد: «به گفته خبرگزاری های ایران در این انفجار دو نفر کشته شده اند اما سایت پلیس ایران به نقل از سعید مرتضوی دادستان تهران تعداد کشته شدگان را 3 نفر ذکر کرده است. حال دو نفر از مجروحان حادثه نیز وخیم گزارش شده است. مقامات می گویند ماموران امنیتی ایران، دست کم سه بمب دیگر را در سطح پایتخت خنثی کرده اند. یک مقام ارشد امنیتی مدعی شد که آمریکا و احتمالا بریتانیا در این حملات دخالت داشته اند. با اینهمه، جهانبخش خانجانی، سخنگوی وزارت کشور ایران در گفتگویی با بخش فارسی بی بی سی این احتمال را بعید ندانست که این انفجارها منشا داخلی داشته باشد.»
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/06/050612_sm-tehran-blast.shtml
بی بی سی در ادامه گزارش خود نوشت: «ساعاتی پیش از بمبگذاری در تهران، شهر اهواز در جنوب ایران نیز صحنه چهار انفجار بود که گفته می شود هشت کشته و بیش از هفتاد زخمی بر جای گذاشته است. هیئت دولت ایران دستگاههای اطلاعاتی، امنیتی و سیاسی را مامور کرد تا موضوع انفجارهای شهر اهواز را که "اقدامات تروریستی و جنایت آمیز" خوانده شد، پیگیری کند. دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، عالی ترین نهاد امنیتی در ایران، شامگاه یکشنبه با انتشار اطلاعیه ای، انفجار در شهرهای ایران را به منظور جلوگیری از "حضور پرشور مردم" در انتخابات آتی ریاست جمهوری دانست.
بمبگذاری مرگبار انفجار مرگبار روز یکشنبه در جنب یک پمب بنزین و نزدیک ایستگاه اتوبوس خط پررفت و آمد امام حسین - میدان خراسان رخ داد. هنگام وقوع حادثه، اتوبوسی در ایستگاه نبود. بمب، درون یک سطل زباله در ابتدای خیابان هفده شهریور، حوالی میدان امام حسین تهران کار گذاشته شده بود. ماموران پلیس و آتش نشانی در صحنه حادثه حضور یافتند و این منطقه تجاری و پرازدحام را احاطه کردند. مقامات امنیتی و انتظامی تایید کردند که در رویدادی دیگر، یک بطری حاوی مواد منفجره در مرکز تهران، ظاهرا به کمک دستگاه کنترل از راه دور آتش گرفته است. این حادثه، در زیرزمین یک مرکز کامپیوتری در خیابان ولیعصر تهران، بالاتر از چهارراه طالقانی رخ داده و تلفاتی نداشته است. جهانبخش خانجانی، سخنگوی وزارت کشور ایران هم در گفتگو با بی بی سی خبر انفجار دیگری در حوالی خیابان دماوند در شرق تهران را تایید کرد. بر اساس گزارشها، این انفجار نزدیک مسجدی در میدان تسلیحات در منطقه وحیدیه رخ داد و یک بمب صوتی و دست ساز در مقابل منزل یک روحانی کار گذاشته شد که به شیشه های چند خانه و خودرو خساراتی را وارد کرد اما تلفاتی را در بر نداشت.
"دخالت خارجی" علی آقامحمدی، رئیس کمیته تبلیغات شورای عالی امنیت ملی ایران به خبرنگار بی بی سی در تهران گفت که مسئولان ایرانی سه بمب دیگر را نیز در تهران پیش از انفجار خنثی کرده اند. او گفت مطمئن است که آمریکایی ها در این حملات نقش دارند و همچنین اظهار داشت که بریتانیا نیز ممکن است در این ماجرا دخالت داشته باشد اما هیچ دلیلی برای ادعای خود ارائه نکرد. آقای آقامحمدی همچنین در گفتگوی جداگانه ای با ایسنا "گروههای وابسته به رژیم سابق صدام را مسوول انفجارهای اخیر اهواز دانست". "گروههای وابسته به رژیم سابق صدام که در جنگ تحمیلی علیه ملت ایران به این رژیم کمک کرده بودند و مقر آنان تاکنون در کشورهای غربی میباشد مسوول انفجارهای اهواز میباشند." با اینهمه، آقای آقامحمدی در پاسخ به این سوال که "آیا سازمان مجاهدین خلق مسئول این انفجارها بوده یا خیر گفت: خیر در این مقطع منظور ما مجاهدین نیست". در مقابل، جهانبخش خانجانی سخنگوی وزارت کشور این احتمال را رد نکرد که ممکن است گروههایی برای ایجاد فضای امنیتی در کشور و سوق دادن رای دهندگان به سمت نامزدی خاص دست به این انفجارها زده باشند.
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/06/050612_sm-tehran-blast.shtml
از همان ابتدا تردیدی نبود که بمبگذاری های مزبور، کار جناحهای داخلی رژیم است. برای همین با گذشت سه سال از بمبگذاری های مزبور، هیچ یک از جناحهای رژیم صلاح ندیدند که خبری در بارهی عاملان مربوطه انتشار دهند و یا موضوع را پیگیری کنند. اصلاً شتر دیدی، ندیدی. دستگاه اطلاعاتی نیز سکوت پیشه کرد. نمایندگان مجلس و به ویژه ۳۰ نماینده تهران اعم از «اصلاح طلب» و «اصولگرا» نیز پیگیر موضوع نشدند و سؤالی را در این زمینه در مجلس مطرح نکردند. احمدی نژاد هم که صبح تا شب به دنبال پیدا کردن ریشههای مافیا در ایران است، سخنی در این باره بر زبان نیاورد. علی آقا محمدی که مسئول میز عراق شورای امنیت ملی و ترورهای انجام گرفته در این کشور است نیز دیگر صحبتی از دخالت آمریکا و انگلیس به میان نیاورد و موضوع از آنجایی که منشاء داخلی داشت به سرعت به دست فراموشی سپرده شد. سخنگوی وزارت کشور هم روزه سکوت گرفت و مشخص نکرد منظورش از «نامزد خاص» کیست و چه گروههایی قصد «ایجاد فضای امنیتی در کشور» داشتهاند.
همان موقع پس از انفجار های تهران و اهواز، فرود فولادوند بنیانگذار «انجمن پادشاهی ایران» برای مطرح کردن خود و سرکسیه کردن مشتی کوته فکر که به او و گزافهگوییهای «هخا» گونهاش اعتماد کرده بودند، در کانال تلویزیونی خود مسئولیت این انفجارها را به عهده گرفت تا قیمتش را بالا ببرد اما با واکنش دولت انگلیس و واحد ضد تروریستی اسکاتلندیارد مواجه شد. اما مقامات رژیم وقعی به ادعاهای او و واکنش دولت انگلیس نگذاشتند؛ چرا که منافعشان اقتضا نمیکرد روی مسئله حساس بمبگذاری در پایتخت در روزهای پیش از انتخابات مانور دهند. در دعوایی که در جریان خیمهشب بازی انتخابات دور نهم ریاست جمهوری رژیم بین جناحهای مختلف آن برپا شده بود و کار به اعتراض رسمی رفسنجانی و کروبی و حتا قالیباف و لاریجانی کشیده شده بود، این احتمال وجود داشت که رقبا به ویژه با در دست داشتن وزارت کشور و بخشی از دستگاه امنیتی برای زیر سؤال بردن احمدینژاد و جناح نظامی رژیم به افشاگری دربارهی ماهیت بمبگذاران بپردازند و دست مقامات رژیم را در پوست گردو بگذارند.
روز شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۴ خبرگزاریها از بازداشت چهار نفر در یورش ضدتروریستی اسکاتلندیارد در لندن خبر دادند. در حالی که بی بی سی فارسی بدون اشاره به هویت بازداشت شدگان از جستجوی محل اقامت آنها توسط پلیس خبر می داد، سایت تندر وابسته به «انجمن پادشاهی ایران» و فرود فولادوند از هویت دستگیر شدگان به شرح زیر پرده برداشت:
«امروز ساعت ۴ بامداد به وقت لندن استاد فولادوند پس از پایان دادن بخش نخست برنامه تلویزیونی خود توسط پلیس انگلستان بازداشت شد. دلیل این بازداشت را پلیس انگلیس «فعالیت تروریستی» اعلام کرده است. جالب توجه است که دولت فخیمه درست در هنگام «انتخابات» در ایران و پیش از پخش برنامه ویژه Your TV در باره این انتخابات، به یاد رسیدگی به اتهام «تروریست» بودن استاد فولادوند افتاده است. هویت اتهام زنندگان ذکر نشده است. ولی با توجه به رفتار کشورهای اروپایی در ماههای اخیر، این اقدام دولت فخیمه را میتوان نشانه علاقه شدید اروپا در حفظ جمهوری اسلامی دانست. به استاد فولادوند اجازه تماس تلفنی با خارج داده نشده است. تنها اعضای خانواده میتوانند وی را ملاقات کنند. روزنامه Times چاپ لندن گزارش میکند که بازداشت استاد فولادوند و سه نفر دیگر از یاران انجمن پادشاهی ایران، از ماه ها پیش برنامه ریزی شده بود و مراکز سکونت آنها ماهها از سوی MI5 زیر نظر بوده است. Guardian روزنامه دیگر انگلستان و پیش از آن خبرگذاری BBC نیز از ذکر نام بازداشت شدگان و نام انجمن خودداری کرده اند.
بازداشتها توسط بخش ضد ترور
Scotland Yard
با استناد به بند
۴۱
قانون
Terrorism Act
در محلههای
Barnet
و
Finchley
انجام شد. شب گذشته بازداشت شدگان در اداره پلیس
Paddington Green
بازجویی شدند.
اما سایت بازتاب وابسته به محسن رضایی و دستگاه اطلاعاتی رژیم به منظور توهم پراکنی با دستکاری اخبار مربوطه، در تیتر خود خبر از دستگیری « ۴ عضو احتمالی مجاهدین توسط سرویس امنیتی انگلیس» داد: «چهار نفر در شمال لندن پس از یورش ماموران پلیس به آدرس هایی در ناحیه بارنت و فینچلی دستگیر شده اند. به نظر می رسد هدف این عملیات یک گروه ناراضی ایرانی باشد. این بازداشت ها تحت قوانین ضدتروریستی بریتانیا انجام شده است و این چهار نفر هم اکنون در پاسگاه های پلیس لندن تحت بازجویی هستند. ماموران مسلح پلیس در نخستین ساعات روز جمعه به عنوان بخشی از عملیات طولانی خود که با پشتیبانی "ام آی 5" (سازمان اطلاعات بریتانیا) انجام می شود به محل اقامت این افراد یورش بردند. دنی شا، خبرنگار امور داخلی بی بی سی می گوید تصور نمی شود این افراد با القاعده مرتبط باشند یا سرگرم طراحی حملات تروریستی در داخل بریتانیا بوده باشند. این افراد 31 ساله، 37 ساله، 58 ساله و 63 ساله هستند اما ملیت های آنها فاش نشده است. ماموران پلیس هم اکنون سرگرم جستجوی محل هایی است که آنها در آن بازداشت شدند. البته دو نفر از آنها در اتومبیلی در محله بارنت دستگیر شدند. کلیه این افراد در ایستگاه "پدینگتون گرین" در لندن تحت بازجویی قرار دارند»
http://baztab.com/news/25441.php
سایت تندر وابسته به فولاد وند روز 18 ژوئن ۲۰۰۵، خبر آژادی فولادوند را منتشر کرد: «ساعت ۵ بامداد به وقت لندن توانستیم دوباره صدای استاد را، پس از ۴۸ ساعت، از طریق ماهواره بشنویم. پیش از آن کامران و لحظاتی بعد همسر وی آزادشده بودند. »
پس از این ماجرا، تلویزیون فولادوند همچنان به کار خود ادامه داد و با هیاهویی که به پا کرده بود به جمعآوری کمک مالی برای انجام عملیاتهای «تندر» مشغول شد. پیش از این در اسفند ۸۳، ۵۹ نفر از مسافران ایرانی(اعم از زن و مرد و کودک) هواپیمای لوفت هانزا که جملگی هواداران فرود فولادوند بودند و خود را عضو گروه «کاوه» معرفی میکردند، در فرودگاه بروکسل در اعتراض به سیاست مماشات اروپا با جمهوری اسلامی از هواپیما پیاده نشده و به این ترتیب اعتراض خود به اوضاع حاکم بر ایران را نشان دادند. این افراد که دارای پاسپورت اروپایی بودند از فرانکفورت به بروکسل سفر کرده بودند. پس از این ماجرا تعدادی از هواداران این انجمن در مقابل يکي از ساختمان هاي پارلمان اروپا، چندين اتومبيل را با زنجير به هم متصل کردند. وي سپس از مردم ايران خواست تا از تردد در شهر هاي کشور خودداري کنند و آنها را به ریختن میخ در خیابانها و پنجر کردن اتومبيل ها تشويق کرد. در مرحله بعدي او از آتش زدن پمپ بنزين ها خبر داد و چند روز قبل از بازداشت آتش کشيدن حجره بازاري ها را نيز خواستار شده بود. در اسفند ۸۳ حمید رضا محمدی به دلیل ارتباط با فرود فولادوند در تهران دستگیر و در بازداشتگاه ۲۰۹ اوین تحت شکنجه قرار گرفت. وی در سال ۸۵ پس از یک سال و نیم بازداشت به ۶ سال زندان محکوم شد.
در ژانویه ۲۰۰۷ به یکباره تلویزیون مزبور تعطیل شد و فولادوند که تا پیش از آن با یک اسلحهی قلابی در تلویزیون ظاهر شده و با دادن رکیک ترین فحشهای ممکن، مخالفانش و عناصر وابسته به رژیم را تهدید میکرد، مخفی شد و از آن زمان نقش «امام غایب» را بازی میکند. گفتار فولادوند که در لینک زیر آمده، بسیار مستهجن و دور از اخلاق است. در صورتی که خواستید آن را تماشا کنید، لطفاً رعایت محیط پیرامون خود را بکنید. http://www.youtube.com/watch?v=-wj-QUTJ37w&feature=related
این لینک هم مربوط به توهین او در بارهی هموطنان آذری است.
http://www.youtube.com/watch?v=L1dtxBcINdk&feature=related
پس از شروع دوران «غیبت» یکی از منسوبین او در مصاحبه با تل |