گفتگوهای زندان

 

 

تشدید سرکوب وحشیانه زنان و جوانان در خیابان ها

 

             بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

 

حکومت اسلامی ایران، از همان روزهای نخست قدرت گیری اش با تعرض به انقلاب و نیروهای انقلابی و انقلابیون و سرکوب دستاوردهای انقلاب و آزادی های فردی و اجتماعی، سرکوب سیستماتیک زنان را نیز آغاز کرد و در این سی سال آپارتاید جنسی، یکی از سیاست های غیرانسانی حکومت است. اما زنان نه تنها مرعوب این سرکوب های وحشیانه نشده اند، بلکه زنان و مردان آزادی خواه و برابری طلب روزبروز مبارزه خود را در جهت رهایی زنان رشد و گسترش می دهند.

یکی از شگردهای وزارت اطلاعات و بی دادگاه های حکومت اسلامی این است که هر کسی را دستگیر می کنند اتهامی که به آن می زنند این است که: «امنیت ملی» را به خطر انداخته است. این امنیت ملی حکومت اسلامی به حدی شکننده و ضعیف است که حتی مثلا اگر زنی دو تار موی خود را از زیر روسری اجباری بیرون بیاندازد بلافاصله «امنیت ملی» در معرض خطر قرار می گیرد؟! برای مثال، کسانی که برای کمپین یک میلیون امضا در خیابان امضا جمع می کنند به مجلس و ارگان های دیگر حکومت ارائه دهند تا تغییراتی در وضع زنان به وجود آورند به «اتهام» اقدام علیه امنیت ملی دستگیر و زندانی می کنند. در حالی که کمپین یک میلیون امضا، کاری به دولت ندارد، حاکمیت را به رسمیت می شناسد و تلاش می کند از طریق مجراهای «قانونی» یک میلیون امضا جمع کند تا از این طریق مجلس ارتجاع اسلامی قوانینی را به نفع زنان تصویب کند. در کمپین یک میلیون امضا، گرایشات مختلف از نمایندگان مجلس، جناح دوم خرداد، فمینیست های به اصطلاح اسلامی و سکولار و متوهمین به حکومت اسلامی فعالیت دارند، بنا به بافت و ماهیت و اهداف آن، این کمپین نه تنها هیچ ضرری به حکومت اسلامی نمی رساند، بلکه در افکار عمومی این توهم را نسبت به حاکمیت دامن می زند که گویا با امضا جمع کردن می توان قوانین ضدزن حکومت اسلامی را تغییر داد. چنین سیاستی جز توهم پراکنی و دل مشغولی چیز دیگری نیست و ربطی به جنبش واقعی زنان ندارد. جنبش زنان باید خودش را در کارخانه، محلات با دخالت دادن زنان خانه دار، در ادارات، مدارس، دانشگاه ها با استراتژی سوسیالیستی سازمان دهد. از طریق مبارزه جمعی و فشار از پایین گام به گام مطالبات بر حق و برابری طلبانه خود را به حکومت اسلامی تحمیل نماید. با خزعبلات آیت الله صانعی، منتظری و دوم خردادی و فمینیست های «اسلامی» نمی توان جنبش زنان را سازمان داد. اما با این وجود، حکومت اسلامی حتی تحمل کمپین یک میلیون امضا را نیز ندارد و فعالین آن را به بهانه «اقدام علیه امنیت ملی» دستگیر و زندانی می کند. یا امام جمعه های مرتجع، با الفاظ زشت و شنیعی حرمت زنان را لگدمال می کنند و از این طریق از نیروهای ضدانسان و ضدآزادی از انصار حزب الله تا نیروهای سرکوبگر انتظامی و لباس شخصی و غیره می خواهند که در خیابان ها و مراکز کاری و اداری به دختران و زنان یورش ببرند. با نگاهی به اعمال وحشیانه آپارتاید جنسی حکومت اسلامی، به جرات می توان گفت که در هیچ جای جهان، چنین سیاست هایی دست کم از زبان سران و تریبون های رسمی حکومتی تبلیغ و ترویج نمی شود. از این رو، جهل و جنایت حکومت اسلامی، در جهان بی همتاست!

 

بنا به نوشته اعتماد، یک شنبه 5 خرداد 1387 - 25 می 2008، امام جمعه مشهد در خطبه های نماز جمعه این شهر، با کلمات رکیکی خطاب به فعالین کمپین یک میلیون امضا، گفت: «من نمی دانم چرا یک عده خود فروخته و سست عنصر اصرار دارند که ما از خدا و امام زمان صحبت نکنیم. کشور ما کشور امام زمان است. ما شکست های خود را به امام زمان نسبت ندادیم بلکه پیروزی های خود را مدیون ایشان می دانیم.» احمد علم الهدی در ادامه با هرزه و خودفروخته خواندن زنانی که برای تغییر برخی از قوانین تلاش می کنند، خواستار برخورد با آنان شد. به گزارش ایسنا، وی گفت: «بعضی از عناصر هرزه و خودفروخته ورق پاره ای را در دست گرفته بودند و برای لغو قوانین کشور و لغو حجاب در کشور تلاش می کردند، این ها جریاناتی است که عناصر خودفروخته و جاسوسان استکبار به راه انداخته اند و این کار جریانات جاسوسی بوده است.» وی افزود: «باید با این جریانات برخورد کرد. این ها قضایایی نیست که ما در برابر آن کوتاه بیاییم.»

 

امیر یعقوبعلی، از اعضای کمپین یک میلیون امضا به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم شد. نسرین ستوده، وکیل مدافع یعقوبعلی با اعلام این خبر به سایت «تغییر برای برابری»، گفت: «امروز ۵ خرداد ۱٣٨۷ رای آقای امیر یعقوبعلی به اینجانب ابلاغ شد. ایشان به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام به تحمل یک سال حبس محکوم شده اند.

ستوده، درباره دلیل صدور چنین حکمی گفت: «چون موکلم در حال جمع آوری امضا در پارک بازداشت و روانه زندان شد، و جمع آوری امضا به موجب هیچ یک از قوانین موجود جرم نمی باشد و اقدامی کاملا قانونی محسوب می شود لذا اینجانب به اتفاق دو وکیل دیگر این پرونده خانم شیرین عبادی و لیلا علی کرمی حتما در مهلت قانونی اعتراض خود را به حکم دادگاه تجدید نظر اعلام خواهیم کرد»

امیر یعقوبعلی، از اعضای کمیته پسران کمپین یک میلیون امضا در ۲۰ تیر ماه ۱٣٨۶ هنگام جمع آوری امضا در پارک اندیشه تهران بازداشت شد و  ۲۹ روز در زندان اوین بود و با قرار وثيقه ۲۰ ميليون تومانی آزاد شد.

شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب حکومت اسلامی، هم چنين پروين اردلان، برنده جايزه اولاف پالمه را به «اتهام»، تبليغ عليه نظام به دادگاه احضار کرده است. پروين اردلان از فعالان کمپين يک ميليون امضا و روزنامه نگار است. او ۱۳ اسفند ماه گذشته، در حالی که برای دريافت جايزه «اولاف پالمه» عازم سوئد بود، هنگامی که سوار هواپيما شد به او اعلام کردند که ممنوع الخروج شده است. قرار است اردلان، در تاريخ ۱۲ مرداد 1387 در جلسه دادگاه حضور يابد.

در حالی که دادگاه انقلاب پيگيرانه فعالان کمپين يک ميليون امضا و به طور کلی فعالان جنبش زنان را به دادگاه احضار و برای آن ها احکام زندان و شلاق صادر می کند، اما با گذشت ماه ها از ضرب و شتم ناهيد جعفری، فعال کمپین یک میلیون امضا توسط پليس، نيروی انتظامی روز چهارم خرداد ماه، اعلام کرد هنوز پليس ضارب خانم جعفری شناسايی نشده است.

ناهيد جعفری، روز ۱۳ اسفند ماه 1386، هنگام تجمع زنان در مقابل دادگاه انقلاب، توسط يکی از افراد پليس به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت. اما به رغم آن که وکيل او نسرين ستوده، نام و مشخصات ضارب را در اختيار نيروی انتظامی گذاشته است، اما برخورد با وی تاکنون به نتيجه ای نرسيده است.

ناهيد جعفری در همین رابطه به راديو فردا گفته است: «ضربه بدی به من زدند و لثه هايم خونريزی کرد و حتی تا مدتی از نظر شنوايی نيز مشکل داشتم. چون صدمه بدی ديده بودم شکايت کردم، ولی تاکنون جوابی به من نداده اند و می گويند ضارب شناسايی نشده است.»

 

حکومت اسلامی، پس از گذشت سی سال از حاکمیت خونین خود، هنوز در تلاش است جدایی دختر و پسر را در دانشگاه ها پیگیری کند. برای مثال، به گزارش شهاب ‌نیوز ـ سرپرست «واحد خواهران» دانشگاه قم از تشكیل «ستاد عفاف و حجاب» در این واحد دانشگاهی خبر داد.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه قم، حسینی ‌الهاشمی سرپرست واحد خواهران این دانشگاه با اشاره به اهمیت تشكیل ستاد عفاف و حجاب گفت: «با توجه به اهمیت پرداختن به مقوله عفاف و حجاب در دانشگاه ها و تاكید مقام معظم رهبری در این خصوص و با توجه به راهكارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در قالب برنامه جامع و ملی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب، ضرورت تشكیل این ستاد در دانشگاه قم احساس می‌شد.»

وی افزود: در این راستا پس از ارسال وظایف و ماموریت های ستاد عفاف و حجاب از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، این ستاد با فعالیت مسئولان فرهنگی و تعدادی از استادان عضو هیئت علمی دانشگاه قم تشكیل شده است... توسعه حجاب و عفاف در دانشگاه منوط به یك برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری منسجم و هماهنگ است كه بهترین بستر تحقق آن، فعالیت های ستادی است... حقیر و تمسخر فرهنگ بی ‌بندوباری و بی ‌عفتی، تجلیل و تعظیم پوشش و آرایش، عفاف و حجاب مناسب، یادآوری ارزشمندی اطاعت از دستورات الهی مربوط به پوشش، آرایش، عفاف و ارائه گزارش‌های خبری از گرایش جوانان به حجاب و عفاف از دیگر فعالیت‌های این ستاد است.»

 

حکومت اسلامی، در حالی سرکوب زنان را تشدید کرده است که بیکاری، تورم و گرانی و فقر به حد غیرقابل تحملی رسیده است. هدف سران حکومت اسلامی با تشدید سرکوب زنان و جوانان در خیابان ها راه انداختن رعب و وحشت و جلوگیری از اعتراضات اجتماعی و گسترش اعتصابات و اعتراضات کارگران، زنان، دانشجویان، جوانان و مردم آزادی خواه است. حکومت اسلامی، در پی اعلام طرح هایی هم چون «طرح امنیت اخلاقی»، «مبارزه با اراذل و اوباش» و غیره پلیس و دیگر نیروهای سرکوبگر خود را بر سر هر کوی و برزنی مستقر می کند و با راه انداختن رعب و وحشت تلاش می کنند جامعه را مرعوب کند. این طرح ها، در واقع اسم رمز اعلام نوعی حکومت نظامی است. یورش نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی، به زنان و جوانان به حدی وحشیانه و غیرانسانی بوده است که حتی هاشمی رفسنجانی، این عنصر مهم خوف و رعب و وحشت و ترور نیز می گوید: «با ابزاری مانند ابزار نظامی و امنیتی نمی شود مشکلات را حل کرد.»

 

نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی سال گذشته، با اجرای طرح سرکوب اجتماعی، ده ها هزار نفر به ویژه زنان و جوانان را در انظار عمومی مورد ضرب و شتم قرار دادند و یا دستگیر و زندانی کردند.

در سالگرد اجرای طرح «ارتقای امنیت اجتماعی»، گزارشی توسط «کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر» در سایت های اینترنتی انتشار یافته است که به گوشه هایی از چگونگی انجام این طرح و وضعیت بازداشت شدگان و رفتار غیرانسانی صورت گرفته با آن ها پرداخته است.

اوایل اردیبهشت ماه سال گذشته، سردار رادان فرمانده کل نیروی انتظامی، با اعلام طرحی به نام «امنیت اجتماعی» خبر از برخورد با افرادی داد که از آنان به نام «اراذل و اوباش» یاد می کرد. کم تر از یک هفته پس از اعلام طرح فرمانده نیروی انتظامی، نیروهای سیاه پوش با نقاب، در حالی که با خشونتی زیاد، وارد منازل افراد می شدند، اقدام به بازداشت کسانی نمودند که به زعم نیروی انتظامی در ردیف «اراذل و اوباش» قرار می گرفتند. تصاویر این حملات، حتی با تبلیفات گسترده با هدف راه انداختن رعب و وحشت بیش تر از تلویزیون حکومت اسلامی نیز پخش می شد.

تصاویر منتشر شده از برخوردهای صورت گرفته، موج اعتراض فعالان سیاسی، اجتماعی و حقوق بشر در داخل و خارج از کشور را به دنبال داشت. با این وجود، این دستگیری ها توام با خشونت، طی چند ماه در تهران و شهرستان های اطراف ادامه یافت.

در سالگرد اجرای این طرح، گزارش مزبور به بررسی چگونگی انجام طرح و وضعیت کنونی بازداشت شدگان می پردازد. در این جا گوشه هایی از این گزارش را می آوریم.

خانواده بازداشت شدگان، که اغلب در جریان هجوم نیروهای انتظامی، مورد آزار قرار گرفته بودند و شاهد ضرب و شتم شدید فرزندانشان بودند، با مراجعه مکرر به دادگاه انقلاب و پلیس امنیت خواهان اطلاع از وضعیت فرزندان خود شدند، با این حال مسئولان از دادن پاسخ روشن به آنان خودداری کرده و با توهین و تهدید از آن ها می خواستند که از ادامه پیگیری های خود منصرف شوند.

مادر میثم لطفی، می گوید: «در طی زمانی که ما در برابر پلیس امنیت در میدان سپاه تجمع می کردیم، تنها با توهین روبرو می شدیم. به ما می گفتند پیگیری نکنید، هیچ کدام شان زنده باز نمی گردند.»

این جا جهنم است افراد دستگیر شده، به سوله کهریزک انتقال یافتند و طی مدت بازداشت در آن جا روزهای کابوس واری را پشت سر گذاردند. بازداشت شدگان می گویند: «تا دو هفته اول آب آلوده با گازوئیل به ما می دادند و یک سیب زمینی، جیره غذای روزانه مان بود.» و شکنجه و ضرب و شتم وحشیانه ای که انگار تمامی نداشت. در این میان بودند کسانی که بیش از سایرین مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند، این افراد را معمولا کسانی که پرونده های سنگین تری داشتند و یا افرادی که اسم شان از سوی ماهواره ها اعلام شده بود، تشکیل می دادند.

م. ل می گوید: «روز تولد حضرت زهرا، آمدند و ما را به صف کردند و گفتند می خواهیم از شما پذیرایی کنیم و سپس درحد مرگ کتک مان زدند. ابتدا ما را در حیاط به صف کردند و یکی یکی به میان جمع ۲۰ نفره نقاب دارانی می بردند که آماده بودند برای ضرب و شتم ما، وقتی به این دایره نقاب دار وارد می شدی، کم تر از ۱ دقیقه طول می کشید تا به هر آن چه کرده و نکرده ای اعتراف کنی، هیچ کس نبود که فریاد غلط کردم را زیر لگدها و باتوم های ماموران سر ندهد. یا این که لخت مان می کردند و وادارمان می نمودند روی اسفالت داغ غلت بزنیم.» او ادامه می دهد، حداقل ۱۰ نفر را با چشم خود دیده است که بر اثر این ضرب و شتم ها و عدم رسیدگی پزشکی جان باخته اند. که از جمله این افراد، پسری حدود ٣۰ ساله است که میثم لطفی، در هنگام مرگ وی حضور داشته است. او می گوید «کبدش ترکیده بود، و روی زمین پر از خون شده بود، و اطرافش پر از مگس و بوی تعفن بود. یکی از نگهبانان مرا صدا زد و از من خواست که روی جنازه اش آب بریزم، بعد هم او را لای پتویی پیچیدند و بردند.»

یا دو برادر دوقلویی که پس از مرگ یکی از آن ها، دیگری با تزریق آمپول دیوانه شد. م. ل می گوید: «یک بار آمدند و ٣۰ نفرمان را جدا کردند و گفتند می خواهیم به پرونده هایتان رسیدگی کنیم، بعد برگه های سفیدی را به ما دادند تا امضا کنیم و ما هم به ناچار آن ها را امضا کردیم، سپس فهمیدیم که حکم اعدام مان بوده است. آز آن پس هر بار که صدایمان می کردند، فکر می کردیم برای اعدام می رویم.»

آن هایی که بازداشت در کهریزک را تجربه کرده اند، هنوز هم از یِادآوری آنچه بر آنان گذشت، به هراس می افتند. و مرتب می گویند: «چرا کسی از آن جا بازدید نمی کند، هنوز هم هستند کسانی که در چنان شرایطی زندگی می کنند، پس مدافعان حقوق بشر کجا هستند. آن جا جهنم است، آن جا آخر دنیاست.»

نگهداری متهمان در سوله کهریزک، در قفس هایی است که به آن قفس شیر می گویند، در هر قفس حدود ۴۰ - ۵۰ نفر نگهداری می شوند، بدون هیچ گونه امکانات بهداشتی. به طوری که نگهبانان برای فرار از بوی تعفن و آلودگی، ناچار به استفاده از ماسک می باشند.

م. ل می گوید: «نگهبانان برای تحقیر زندانیان، هر از گاهی با تمسخر از ما می پرسیدند که هنوز هم شیر هستید، و ما در جواب می گفتیم که دیگر موش شده ایم، آزادمان کنید.»

کسانی که مطابق با لیست نیروی انتظامی به اعدام محکوم شده بودند، حداقل یک بار تا پای چوبه دار برده شدند. میثم لطفی، حسین عشرتی، هانی خواندار، حامد اکبری و ... کسانی هستند که اعدام مصنوعی را در طی این مدت تجربه نمودند. هانی خواندار در ملاقاتی به مادرش گفته است که ٣ بار ساعت ۴ صبح او را تا پای چوبه دار بردند، و پس از این که قران زیر بغلش گذارده و چشمانش را بستند، دوباره به بند بازگرداندند.

بازداشت شده دیگری می گوید: «ما را برای اعدام می بردند، در حالی که پیش از ما عده ای را اعدام کرده بودند، این طور وانمود می کردند که ما نفرات بعدی هستیم. حتی از پله ها بالا می رفتیم، اما...»

با این حال اعتراضات گسترده فعالان حقوق بشر، منجر به این شد که دادگاه انقلاب احکام اعدام خود در مورد تعدادی از بازداشت شدگان را به اجرا در نیاورد. اما برای از بین بردن این افراد، روش های دیگری اندیشیده شده بود.

هانی خواندار می گوید: «یک شب، در نیمه های شب، سه مامور مرا به بیابان بردند و بعد از این که دست ها و پاهایم را باز کردند، از من خواستند تا فرار کنم!» دیگر بازداشت شدگان نیز این حرف را تایید می کنند، آن ها می گویند: «نیروی انتظامی قصد داشت ما را این گونه بکشد و سپس طوری وانمود کند که ما در حال فرار کشته شده ایم.»

با این حال پس از آزادی از زندان نیز، تعدادی از افراد یاد شده به بهانه های مختلف مورد اصابت گلوله قرار گرفته و جان باخته اند و در این میان، خانواده های این افراد وادار به سکوت شده اند.

از میان بازداشت شدگان سال گذشته، هم اکنون هانی خواندار و حامد اکبری، پس از گذشت حدود ۱۴ ماه هم چنان در بند ۲- الف (بند اطلاعات سپاه) نگهداری می شوند، و از شرایط پرونده آنان اطلاعی در دست نیست.

افراد آزاد شده از سوله کهریزک نیز خبر می دهند که تعدادی از این بازداشت شدگان سال گذشته، هم چنان در کهریزک نگهداری می شوند. مادر هانی خواندار که به دلیل پیگیری های متعدد خود برای روشن شدن وضعیت فرزندش، به مدت ۱ ماه بازداشت و در بند سپاه به سر برد، با ابراز ناامیدی نسبت به رسیدگی عادلانه به پرونده پسرش می گوید: «همه مواردی که در پرونده هانی وجود دارد، اتهام است و هیچ کدام ثابت نشده است.» هانی خواندار که در مدت بازداشتش در بند سپاه دچار بیماری «گری» شده است، در اخرین ملاقات خود به مادرش گفته است که در صورت انتقالش به بند عمومی، قرار است از سوی زندانیان دیگر کشته شود!

افرادی که با قید وثیقه از زندان آزاد شدند، با تشکیل پرونده هایی در پایگاه امنیت، می بایست هفته ای یک بار خود را به مقر نیروی انتظامی معرفی کرده و امضا بدهند. این پرونده ها بر اساس میزان جرایم فرد، رنگ هایی چون قرمز، زرد و یا سبز دارد که افراد با پرونده قرمز، اعدامی هایی هستند که از زندان آزاد شده اند.

یکی از بازداشت شدگان می گوید: «زمانی که هانی خواندار و حامد اکبری را از دادگاه انقلاب به زندان می بردند، آن ها سرشان را از پنجره ماشین بیرون آوردند و فریاد می زدند: «مادرها فرزندانتان را نجات دهید، همه آن ها دارند در کهریزک می میرند.» و سپس با ضربات مشت و لگد ماموران ساکت شدند...

این گزارش خواننده را به یاد فیلم های تکان دهنده و هولناک اردوگاه های مرگ هیتلری می اندازد. حکومت اسلامی، در قرن بیست و یکم همه سیاست ها و اعمال و رفتار جانیانه حکومت های قرون وسطا و دوران آلمان هیتلری را به طور وحشیانه تری به کار می گیرد.

 

بنا بر گزارش خبرنامه امیرکبیر، در آماری که به تازگی از سوی مسئولین استان مرکزی ارائه شده، عنوان شده است که در سال گذشته بیش از ۶ هزار زن معتاد و ۷۲ دختر فراری در استان مرکزی دستگیر شده اند.

جواهری، معـاون امـور بـانـوان استانداری مرکزی، در همین زمینه گفت: «بیش از ۶ هزار معتاد زن پارسال در استان مرکزی دستگیر شده اند که میانگین سنی آنان بین ۱۸ تا ۲۵ سال است.» وی افزود: «۳۰ درصد معتادان دختر و ۷۰ درصد آنان را زنان تشکیل می دهد.» 

جواهری، با اشاره به تخلفات زنان استان، در پارسال افزود: «در این مدت ۷۲ مورد دستگیری دختر فراری، ۳۸ مورد جرائم جنسی، ۳۱۸ مورد نزاع دسته جمعی، ۳۲ مورد قتل، ۲۱ مورد خودکشی موفق و هزار و ۴۰۷ مورد خودکشی ناموفق در استان به ثبت رسیده است.»

خبرگزاری حکومتی ایسکانیوز نیز در تاریخ 14 خرداد خبر داد که «آمار دختران فراری در ایران 20 برابر شده است.» یک دلیل اصلی فرار دختران سرکوب و فقر اقتصادی است.

بنا بر گزارش بانک مرکزی ایران، شاخص تورم در اردیبهشت ماه امسال از مرز ۳۰ درصد هم گذشته است. این تورم افسارگسیخته زندگی کارگران و خانواده آن ها را به جهنمی سوزان تبدیل کرده است. عدم پرداخت به موقع دستمزدهای ناچیز و اخراج ها هم هم چنان زندگی کارگران را مختل کرده است.

اما محمود احمدی نژاد، این تروریستی که همواره درباره مسایل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی یک مشت دروغ تحویل جامعه می دهد روز جمعه، ۳۰ مه 2008، در اجتماع فرماندهان بسیج سراسر کشور، بی شرمانه گفت که «علی رغم همه فشارها، تهدیدها و تحریم‌ ها، تمام شاخص‌ های اقتصادی کشور جز تورم رو به بهبود داشته.» تورمی که به گفته کارشناسان اقتصادی به نقطه ای بحرانی می رسد و روزهای سخت تری در انتظار اقتصاد و مزدبگیران ایران است. این روزهای سخت برای بسیاری از مردم ایران، مدت هاست که آغاز شده است. احمدی نژاد، هنگامی چنین ادعای کاذبی را پیش می کشد که بنا بر گزارش بانک مرکزی شان شاخص تورم در اردیبهشت ماه امسال از مرز ۳۰ درصد هم گذشته است. قیمت مایحتاج روزمره هم چون نان، برنج، حبوبات، لبنیات، روغن، میوه، سبزیجات و غیره بین هشت تا هشتاد درصد افزایش داشته است. اما برای احمدی نژاد، فقط انباشت سرمایه مهم است.

در میان این گرانی و تورم فزاینده، دستمزد ناچیز صدها هزار کارگر همواره با تاخیر پرداخت می گردد. برای مثال، کارگران کارخانه نیشکر هفت تپه بیش از سه ماه است حقوق شان را نگرفته اند. آن ها می گویند که به اعتراضات‌شان هم پاسخی جز ضرب و شتم، دستگیری و ارعاب داده نشده است. حکومتی که روزانه میلیون ها دلار فقط از منبع فروش نفت خام به خزانه اش واریز می شود، اما سران حکومت اسلامی، حتی به سفره خالی کارگران نیز دست درازی می کنند.

علاوه بر تهدید روزانه امنیت شغلی مزدبگیران، خطر جانی نیز کارگران را به دلیل کمبود ابزارهای ایمنی تهدید می کند. دوشنبه هفته گذشته ۳۰ کارگر در آتش‌سوزی کارخانه «کیمیاگران امروز» و «کیمیا گستر» جان باختند و ۵۰ نفر نیز به شدت زخمی شدند. به گفته رییس دانشگاه علوم پزشکی اراک شدت سوختگی دوسوم مجروحان بالای ۷۰ و تا ۱۰۰ درصد است.

بیش از 100 نفر از اعضای خانواده های کارگران جان باخته حادثه آتش سوزی در دو کارخانه تولیدی در شهرستان «شازند» در استان مرکزی، که جمعی از مردم این شهر نیز آنان را همراهی می کردند، در اعتراض به سکوت مقامات دولتی در خصوص این حادثه دست به راهپیمایی زدند. شرکت کنندگان در این راهپیمایی که از خیابان مصلی تا مقابل فرمانداری شازند برگزار شد، نسبت به کم توجهی مسئولین دولتی و عدم حضور آنان در مراسم گرامی داشت جان باختگان این حادثه اعتراض کردند.

سومین آتش سوزی طی سه هفته در کارخانه‌ «ابر آسیا» واقع در کهریزک روی داد. خبرگزاری ایسنا، در مورد این آتش سوزی نوشت: «حریق ساعت 9 شب به آتش‌نشانی پایگاه شورآباد گزارش شد.» در این حادثه 21 هزار مترمربع سوله کارخانه ابر آسیا در زمینی به وسعت 50 هزار مترمربع که محل نگهداری اسفنج، یونولیت و تولیدات دیگر بود درآتش سوخت. حدود 10 سوله از کارخانه تا 90 درصد آتش گرفت و دو سوله نیز به علت شدت آتش سوزی تخریب شد.

 

در چنین شرایطی، نیروهای سرکوبگر حکومت در هفته های اخیر، با «تشديد طرح امنيت اجتماعى»، در تهران و شهرستان ها ده ها هزار نفر را در خیابان ها دستگیر کرده اند و با تحقیر و توهین و ضرب و شتم و ...، برای آن ها پرونده سازی نموده اند.

سردار رادان فرمانده انتظامی تهران بزرگ، با تاکید به ادامه اجرای این طرح در تهران، گفت: «تشديد طرح امنيت اجتماعى با هدف افزايش احساس امنيت اجتماعى براى بانوان از 3 خرداد در تهران بزرگ به اجرا گذاشته شد.» به گفته وی، «با افرادى كه با پوشش هاى نامناسب به ارزش‌هاى اسلامى جامعه بی توجهى می كنند برابر قانون رفتار خواهد شد كه در اين رابطه با تعدادی از هنجار شكنان كه بعضا آگاهانه نسبت به ارزش هاى جامعه بی توجهى كرده‌ اند، رفتار قانونى شده و به مراجع قضايى معرفى شده‌اند.»

 

سایت نواندیش، یک شنبه 12 خرداد 1387 - 1 یونی 2008 نوشت، به گزارش اداره اطلاع رسانی فرماندهی انتظامی استان تهران، سردار عليرضا اكبر شاهی (فرمانده انتظامی استان تهران) گفت پليس استان تهران در راستای طرح امنيت اخلاقی و اجتماعی برخورد خود با مقوله ‌های مزاحمان نواميس، بدحجابی، مزاحمت خيابانی، اوباشگری، مجالس لهو و لعب، زنان خيابانی، فساد و فحشا را تشديد كرده است.

 

رئيس ستاد احياء امر به معروف شهرستان اصفهان، به خبرگزاری فارس گفت: «از تاريخ 15 خرداد‌ ماه سال ‌جاري، تمامی مسافركش های شهری موظف به تذكر و سوار ننمودن مسافرين بدحجاب در سطح شهر اصفهان هستند. ظهر امروز «مظفر حاجيان» در دومين كميسون مبارزه با مفاسد اجتماعی استان اصفهان، با انتقاد از عملكرد سازمان تاكسيرانی افزود: «سوار نمودن دو نفر مسافر در جلو وسيله نقليه كاری خلاف مقررات است.» وی ادامه داد: «طرح جلوگيری از حضور دوچرخه‌ سواران زن در سطح شهر به خوبی اجرا شده است و جا دارد كار بيش تری روی آن صورت بگيرد.» رئيس ستاد احياء شهرستان اصفهان، به نقش ماهواره ها در اشاعه فساد، بدحجابی و اشاعه فرهنگ غربی در جامعه تاکید کرد و افزود: ‌«متاسفانه در حال حاضر ماهواره ها در خانواده های مذهبی نيز جای خود را باز كرده است كه اين يك زنگ خطر جدی است.»

 

رييس پليس آذربايجان شرقی، 11 خرداد 1387، اعلام کرد که در يک ماه اخير در جريان طرح های سرکوب های خيابانی در اين استان، 6 هزار و 82 مورد تذكر، 991 نفر دستگيرى مزاحمان، انجام شده و 300 مرد و 275 زن به اتهام داشتن رابطه ناسالم با تشكيل پرونده به مراجع قضايى معرفى شده‌اند. به گزارش ايسنا، «سردار محمد على نصرتى»، هم چنين در جمع خبرنگاران «در رابطه با تخلفات و جرايم صنفى» از «چهار هزار و 577 مورد تذكر» خبر داد و 116 نفر نيز توسط پليس نظارت بر اماكن عمومى دستگير و با تشكيل پرونده به مراجع قضايى معرفى شده‌ اند و علاوه بر اين ها، هشت هزار و 960 عرضه كننده محصولات ضد فرهنگى مورد تذكر و ارشاد واقع شده و 398 نفر نيز در اين خصوص در سطح استان دستگير و روانه زندان شده ‌اند. اين فرمانده سرکوبگر حکومت جهل و جنایت، در مورد دستگيری های مرتبط با حجاب در سطح استان گفت: «در اين رابطه هم، 14 هزار و 560 مورد تذكر و ارشاد صورت گرفته و 18 مرد و 49 زن نيز در اين رابطه دستگير شده ‌اند.»

وی، در خصوص دستگیری های تهران، گفت: «در طول اين طرح از ابتدای سال جاری تعداد 6 هزار و 414 نفر از كسانی كه با رفتارهای ناهنجار خود برای بانوان مزاحمت ايجاد كرده و موجب سلب امنيت و آسايش از آنان شده بودند، دستگير شدند. وی ادامه داد: تعداد 5492 نفر از دستگير شدگان با اخذ تعهد كتبی آزاد و تعداد 924 نفر نيز با پرونده تحويل مراجع قضايی شدند. بنابراين گزارش، «در طول اين طرح تعداد يك هزار و 98 نفر از زنان بدحجاب كه با پوشش خود عفت عمومی را جريحه‌ دار می ‌كردند، دستگير شدند و از اين تعداد 954 نفر با اخذ تعهد كتبی آزاد و تعداد 114 نفر نيز با تشكيل پرونده تحويل مراجع قضايی شدند.

وی، هم چنين با اشاره به اين كه محصولات ضد فرهنگی همواره زمينه‌ ساز بسياری از ناهنجاری ها و رفتارهای خارج از عرف، شرع و قانون است، گفت: در اين خصوص تعداد يك هزار و 534 نفر دستگير شدند كه همگی دستگير شدگان با تشكيل پرونده تحويل مراجع قضايی شدند. تعداد 83 نفر در خصوص در برپايی مجالس لهو و لهب دستگير شدند كه از اين تعداد 36 نفر با اخذ تعهد كتبی آزاد و 47 نفر نيز با تشكيل پرونده تحويل مراجع قضايی شدند، هم چنين تعداد يك باب تالار پذيرايی نيز در اين خصوص پلمب شد. وی در پايان گفت: در طول اجرای اين طرح 197 نفر از زنان خيابانی و دايركنندگان مراكز و خانه‌ های فساد كه همواره از زمينه سازان بسترهای ايجاد جرم هستند، دستگير و همگی آنان با تشكيل پرونده تحويل مراجع قضايی شدند.

 

روزنامه اعتماد ملی، به تاریخ 12 خرداد 1387، نوشت: گفته می شود كه‌ 8 دانشجوی دختر دانشگاه صنعتی شيراز از سوی كميته انضباطی دانشگاه صنعتی شيراز به اتهام بدحجابی در محيط دانشگاه به يك ترم محروميت از تحصيل محكوم شده ‌اند. به گزارش سايت آفتاب برخی اخبار غيررسمی حكايت از آن دارد كه پس از اعتراض اين دانشجويان به احكام كميته انضباطی، يكي از مسئولا‌ن دانشگاه، علت صدور اين احكام را نامه 11 تن از دانشجويان دانشگاه صنعتی شيراز به كميته انضباطی عنوان كرد كه در اين نامه دانشجويان مذكور اظهار داشته ‌اند پوشش اين 8 دانشجوی دختر باعث تحريك آنان شده ‌است.

 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس، معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان قزوین در گفتگو با خبرنگاران ضمن تاکید بر ادامه طرح ارتقاء امنیت اخلاقی در استان، با اشاره به ۲۰۰۰ مورد تذکر و ارشاد به زنان بدپوشش برای رعایت حجاب اسلامی خاطرنشان ساخت: «از ابتدای سال‌جاری تاکنون ۹۵ نفر از افرادی که حجاب اسلامی را رعایت نکرده‌اند توسط پلیس دستگیر شده اند.»

سرهنگ شعبانی، تعطیلی شش سفرخانه به دلیل نداشتن مجوز و هم چنین تعهد کتبی از ۱۸ واحد دیگر مبنی بر لزوم رعایت مقررات و شئونات اسلامی را از دیگر اقدامات انجام شده در این مدت نام برد.

 

فرزانه، دختر ۱۷ ساله قربانی خشونت خانگی می شود. پدر فرزانه به خود حق می دهد او را در دادگاه خانواده محاکمه کند و بدون دفاع او را به مرگ ‏محکوم کند و در رختخواب خفه می کنند. ‏ 

زهرا بنی ‏یعقوب، دانشجوی سال آخر پزشکی، به وسیله یک مامور امر به معروف و نهی از منکر به دلیل راه رفتن با نامزد خود در پارک دستگیر و ‏روانه بازداشتگاه شد و دو روز بعد جنازه اش تحویل خانواده گردید. این دو نمونه، خشونت علیه زنان و دختران در محیط خانواده و حکومت را نشان می دهد.

امام جمعه مشهد، زنانی را که ‏علیه این خشونت ها و تبعیض ها فعالیت می کنند را «هرزه» می خواند. هرزه هایی که عامل استکبار هستند.‏ روشن است که داستان فرزانه و زهرا که از ۳۰ سال پیش با فرمان خمینی آغاز شده است و تاکنون از جامعه زنان ایران، ده ها و صدها هزار قربانی گرفته است، نشان دهنده سیاست های ضدانسانی حکومت اسلامی و همه جناح های آن را نشان می دهد که با کمپین هایی هم چون یک میلیون امضا تمی توان حلو این جنایات روزمره را گرفت. معلوم نیست از ده ها هزار زنی که توسط مامورین سرکوبگر دستگیر می شود چند نفرشان مورد تجاوز قرار می گیرند که هیچ دادرسی ندارند چند نفرشان دچار بیماری های روحی و روانی و جسمی و یا دست به خودکشی می زنند؟! باید کلیت این حکومت را زیر سئوال برد و برای برکناری آن مبارزه کرد نه به تغییر قوانین آن چشم دوخت. هر روز در سراسر ایران، صدها زن و دختر قربانی سیاست های ضدزن حکومت اسلامی و مردسالاری که ریشه در سیستم سرمایه داری دارد قربانی می شوند؟ در حاکمیت حکومت اسلامی و در قوانین ضدزن آن، اگر زنی مورد تجاوز قرار گیرد در صورت مراجعه به ارگان های قضایی این حکومت، احتمال این که محکوم شود بسیار زیاد است. از این رو، هیچ زن و دختری جرات بیان این که مورد این رفتار وحشیانه قرار گرفته است را ندارد و دچار سرخوردگی و بیماری روحی و جسمی می شود. یا با فرار از خانه، زندگی خود را برای همیشه تباه می سازد و یا دست به خودکشی می زند. این است ماهیت واقعی حکومت اسلامی و قوانین اسلامی آن.

مسلم است ک باید به طور روزمره در جهت بهبود وضعیت زنان مبارزه کرد و آن را به آینده موکول نکرد اما اگر این مبارزه با افق و چشم انداز و استراتژی سوسیالیستی در جهت سرنگونی حکومت اسلامی و برپایی جامعه سوسیالیستی نباشد این مبارزه حتی موفق نخواهد شد که مطالبات خود را در چهارچوب همین حکومت متحقق سازد. حاکمیت سی ساله حکومت اسلامی، بهترین شاهد برای برای درک این واقعیت غیرقابل انکار است.

 

* برگرفته از: نشریه جهان امروز شماره 208، نیمه اول خرداد 1387 - نیمه اول ژوئن 2008