| ||
|
فرمان حملهی خمینی به خلق رزمندهی کرد در 28 مرداد 58!
شباهنگ راد "از اطراف ایران گروههای مختلف ارتش و پاسداران و مردم غیرتمند تقاضا کردهاند من دستور بدهم به سوی پاوه رفته، غائله را ختم کنند. من از آنان تشکر میکنم و به دولت و ارتش و ژاندارمری اخطار میکنم. اگر با توپها و تانکها و قوای مسلح تا 24 ساعت دیگر حرکت به سوی پاوه نشود، من همه را مسئول میدانم..." {روزنامههای کیهان و اطلاعات 27 مرداد 1358}.
چند ماهی از بر سر کار گماردن رژیم جمهوری اسلامی توسط امپریالیستها نگذشته بود که خمینی با پیام فوق فرمان حمله به کردستان را صادر نمود و دستگاههای سرکوبگرش را به جان مردم محروم این منطقه انداخت. حملهی وحشیانهای که هرگز از ذهن خلقهای میهنمان فراموش نخواهد شد. 28 مرداد 58 بود که ارتش، پاسداران، سیاه جامگان و منادیان سرمایه با تمامی تجهیزان نظامی از زمین و هوا به خلق رزمندهی کرد یورش آوردند و صدها نفر را به خاک و خون کشاندند و هزاران تن دیگر را از خانه و کاشانهیشان آواره نمودند. سرکوبگران، ارذال و اوباشان رژیم تا توانستند، سوزاندند و کُشتند و سرتاسر سرزمین کردستان را به میدان جنایتکاریهای خویش تبدیل نمودند. بوی خون و خونریزی تمامی نقاط کردستان را فرا گرفته بود و جانیان بشریت به پاس زور و سلاح، روزانه و با وقاحت تمام به کُشتار تودههای محروم این منطقه و فرزندان دلیرشان مبادرت میورزیدند.
همهی سران رژیم جمهوری اسلامی همزمان با فرمانِ حملهی رهبرشان به صف شده بودند و همهی وظایفِ خود را به سرکوبی جنبش مسلحانهی کردستان اختصاص دادند و تا آنجائیکه در چنته داشتند از درون و بیرون به آن تاختند و در هر کوی و بر زنی، میدانهای تیر را علم نمودند. براه اندازی دادگاههای صحرائی توسط خلخانی جلاد و متعاقباً اعدامهای دستهجمعی محرومترین اقشار جامعه نمایانگر اوج قساوت و درنده خویی رژیمی بود که سعی داشت تا بدروغ خود را در اذهان عمومی بعنوان رژیم حامی "محرومان" و "مستضعفان" جار بزند. حقیقتاً که جنبش مسلحانهی کردستان در آنزمان بمانند دیگر جنبشهای اعتراضیِ سراسر ایران در زیر ضرب شدید ارگانهای سرکوبگر نظام قرار داشت و هر روز تودههای بی شماری را به مسلخگاه مرگ میکشاند. هدف سران رژیم بر آن بود تا اعتراضات به حق تودههای محروم کرد را خفه سازنند و حاکمیت ضد خلقی خویش را به آنان تحمیل نمایند. امّا در عمل کردستان به سنگر انقلاب ایران تبدیل گشته بود؛ سنگری که آسایش جانیانِ بشریت را بر هم زد و توانست به قدرت سلاح، خواب آرامش را از چشمان دریدهی سران رژیم جمهوری اسلامی برباید.
جنگِ فیمابین نیروهای مسلحِ ضد انقلاب با نیروهای مسلحِ انقلاب، تمامی شهرها و روستاهای کردستان را در نوردید و شعلههای آن هر روز بر افروختهتر میگردید. بدون شک چنین اوضاعِ پر تنشی نمیتوانست با مزاج و منافعی سران حکومت همطراز باشد. به همین دلیل آنانرا واداشت تا به یمُن دم و دستگاههای نظامی و تبلیغاتیشان خواستهها و مطالبات به حق خلق کرد را منکوب سازنند و اذهان عمومی را در جهت امیال و سیاستهای ارتجاعیشان کانالیزه نمایند. انتساب خلق رزمندهی کرد به "خرابکار"، وابسته به "بیگانگان" و "اجنبی" و به تبع از آن تعرضات بی وقفه به زحمتکشان این منطقه، تمامی نداشت. به واقع روزی نبود که تودههای محروم کردستان مورد یورش قدارهبندان رژیم قرار نگیرند. جانیان بشریت سرزمین کردستان را به تلی از کشتهها و زخمیها تبدیل نموده بودند. به خاک و خون کشاندن و کُشتار دستهجمعی روستائیان "ایندر قاش"، "قلاتان"، "قارنا" و غیره از زمره اعمال فجیعی بود که در پروندهی و بر پیشانی سران حکومت حک شده است.
واقعیت این استکه زمانی خمینی فرمان حمله به کردستان را صادر نمود که منطقهی کردستان به منطقهی غیر نفوذ رژیم تبدیل گشته بود. وجود هزاران نیروی مسلح و پیشمرگ، تقسیم بعضاً زمینهای، زمینداران بزرگ در میان دهقانان بی زمین توسط ارگانهای مردمی و غیره بنوبهی خود باعث گردیده است تا هراس و وحشت سران حکومت را صد چندان نماید. در کردستان همه سلاح بدست گرفتند و با تنفری غیر قابل توصیف به مقابله با ارگانهای سرکوبگر رژیم برخاستند. همه به اشکال متفاوت به نیرو و حامی نیروهای مسلح و پیشمرگ تبدیل گشته بودند و همه خواهان نابودی بی چون و چرای سران حکومت بودند. بی دلیل نبود که خمینی در اطلاعیهای در 29 مرداد 58 سرایسمه و حشتزده به نیروهای سرکوبگرش دستور میدهد که: "بدون فوت وقت به سنندج بروید. كلیه نیروها و قوای نظامی به این دستور توجه فرمایند: ... الساعه خبر رسید كه در سنندج، ارتشیها و سازمانهای آنانرا محاصره كردهاند و اگر تا نیم ساعت دیگر كمك نرسند، اسلحهها را میبرند و از مسجد سنندج بما خبر دادهاند كه حزب دمكرات، زنهای ما را به گروگان بردهاند. اكیداً به كلیه قوای انتظامی دستور میدهم كه به پادگانهای مراكز ابلاغ كنند كه به قدر كافی بطرف سنندج حركت كنند و با شدت اشرار را سركوب نمایند. پاسداران انقلاب در هر محلی هستند به مقدار كافی بطرف سنندج و تمام كردستان با پل هوایی بسیج شوند و با تمام شدت اشرار را سركوب نمایند. تاخیر و لو بقدر یك ساعت تخلف از وظیفه و بشدت تعقیب میشود از ملت ایران میخواهم كه مراقب باشند هر یك از ماموران تخلف كردند فوراً اطلاع دهند. من انتظار دارم كه تا نیم ساعتدیگر از قوای انتظامی بمن خبر بسیج عمومی برسد".
حقیقتاً که بر دلائلِ ترس و هراس خمینی میتوان واقف گردید. چرا که سرکردهی نظام دریافته بود که خلق کرد مسلح شده است و دارد حاکمیتاش را مورد تعرض انقلابی خویش قرار میدهد. کاملاً بر این امر واقف بود که چنانچه نیروهای مسلح ضد انقلاب خود را در اسرع وقت سازمان ندهند، پایههای حاکمیت منحوساش در هم خواهد ریخت. بر همین اساس بود که با تمام قوا به کردستان یورش آورد؛ چرا که همهی هدفاش بر آن بود تا جنبش مسلحانهی خلق کرد، به الگو و سمبل دیگر خلقها و مبارزات تودها تبدیل نگردد. بی دلیل نبود که کمر به نابودی آن بست و اعدامهای دستهجمعی براه انداخت تا سلطهی بنا حق خویش را به تودههای ستمدیدهی کردستان تحمیل نماید. امّا کردستان علیرغم تمامی تمهیدات و تهدیدات سران حکومت، به کانون انقلاب و مبارزات ضد امپریالیستی خلقهای میهنمان تبدیل گشته و فرزندان بیشماری را در دل خود جای داده بود که هرگز فراموش شدنی نیست.
29 سال استکه از تهاجم وحشیانهی رژیم جمهوری اسلامی به کردستان میگذرد و خلق رزمندهی کرد در این مدت از خود تجارب بس گرانبها و غنیای بر جای گذاشته است. تجاربی که بدون دقت و بدون درسآموزی صحیح از آنها نمیتوان بر رادیکالیزم مبارزات تودهها علیهی رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی افزود. به راستی که در آنزمان شیوههای مبارزاتی و تأثیر گذار خلق رزمندهی کرد به الگو و سر مشق همهی راهجویان راه رهائی قرار گرفت و در عمل به اثبات رسانده استکه در زیر سلطهی رژیمهای سراپا مسلحی همچون رژیم جمهوری اسلامی تنها با توسل به نیروی قهر انقلابیست که میتوان به خواستههای پایهای خویش دست یافت؛ نشان داده استکه تنها در پرتو و با نیروی سلاحست که میتوان رژیم را از دستاندازیهایاش پس زد و روابط و مناسبات انسانی فارغ از زور و ستم را جایگزین آنها نمود؛ نشان داده استکه خلقی شایستهی آزاد زیستن استکه در مقابل تعرض رژیم از تعرض انقلابی سود جوید؛ نشان داده استکه بدون منطق و زور سازمانیافتهی تودهای نمیتوان بر منطق و زور سازمانیافتهی جانیان بشریت چیره شد.
27 مرداد 1387 17 آگوست 2008
| ||